طبق گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فواد ایزدی در واکنش به ملاقات محسن رضایی با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان را آمریکایی توصیف کرده و اشاره کرده که رضایی پس از در آغوش گرفتن او باید «لباسش را تغییر دهد»؛ اما اگر این دیدار با شخصیتی که ایزدی او را «آمریکایی» می‌داند تا این حد حساسیت‌برانگیز است، ممکن است بد نباشد این سؤال را از خود ایزدی بپرسیم که با وجود ۲۴ سال زندگی و رفت‌وآمد در آمریکا چند بار باید لباس عوض کند؟

به نقل از تابناک، محسن رضایی در دوران جوانی و حضورش در جبهه، با شجاعت در مقابل توپ و گلوله ایستادگی کرده است؛ در همان سال‌هایی که ایزدی در آمریکا به سر می‌برد. در حال حاضر، کسی که آن روزها در میدان جنگ با دشمنان می‌جنگید، اکنون برای تأمین منافع و امنیت کشور با یک مقام پاکستانی ملاقات می‌کند و باید بابت یک «بغل کردن» پاسخگو باشد! پاکستان نه تنها همسایه، بلکه کشوری دوست برای ایران است و مواضع خود را در طول جنگ و آتش‌بس به وضوح اعلام کرده است. آیا واقعا قرار است به جای بهره‌برداری از ظرفیت کشورهای اطراف، همه‌چیز را به «عوض کردن لباس» تقلیل دهیم؟

این نخستین بار نیست که ایزدی با نظرات جنجالی‌اش درباره فرماندهان سطح بالای نظام سر و صدا به پا می‌کند؛ از جمله سردار محمد باقری تا سردار حسین سلامی. اگرچه انتقاد از فرماندهان و مسئولان بخشی از حق هر کارشناس است، اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که حاصل این حجم از انتقادات تند و حاشیه‌ساز برای کشور چیست؟ آیا به جای تعامل و استفاده از ظرفیت کشورهای دوست، باید صرفاً به شنیدن این نوع تحلیل‌ها بسنده کنیم؟

اگر دیدار با یک شخصیت خارجی که او را «آمریکایی» تلقی می‌کنید تا این حد حساسیت‌زا است، پس درباره کسی که ۲۴ سال در آمریکا زندگی کرده چه باید بگوییم؟ البته زندگی در کشوری به خودی خود نه زمینه‌ساز جرم است و نه نشانه وابستگی؛ هم‌چنین ملاقات با یک مقام پاکستانی نیز نشان از وابستگی نخواهد بود. اما باید این معیار برای همه به یک اندازه جاری باشد. شاید بهتر باشد ایزدی به جای توصیه به محسن رضایی برای «تغییر لباس»، یک بار از خود بپرسد: در این سال‌ها برای کشور چه کار کرده‌ای جز ایجاد هزینه با سخنان بی‌مهابا؟