بازگشت سردار آزمون به ترکیب تیم ملی و دعوت مجدد او برای فیفادی پیش رو، به‌عنوان مهم‌ترین خبر در عرصه ملی برای فوتبال ایران مطرح شد. این خبر با خود یک سوال بزرگ به همراه دارد که به اندازه نام سردار و جایگاه تیم ملی از اهمیت برخوردار است.

ابتدا باید تصریح کنیم که بازگشت سردار به تیم ملی به‌عنوان یک خبر مثبت تلقی می‌شود. تیم ملی باید میزبان بهترین و باتجربه‌ترین بازیکنان باشد و سردار قطعاً هر دو این ویژگی‌ها را داراست. او رکورددار گلزنی ملی، پس از علی دایی به شمار می‌رود و علی‌رغم غیبت تقریباً یک ساله‌اش، هنوز هم فاصله‌اش با سایر مهاجمان دیگر بسیار زیاد است. در این مدت که از تیم ملی دور بود، او در شباب الاهلی به شکلی درخشان در میادین داخلی و بین‌المللی درخشید و همواره تأثیرگذار ظاهر شد. بنابراین شایستگی سردار برای بازگشت به تیم ملی غیرقابل انکار است و با توجه به جایگاه او در دل همبازیانش و تجربه‌اش از میادین جهانی، می‌تواند در مسابقات جام ملت‌ها یاری‌رسان تیم ملی باشد.

درست به‌اندازه‌ای که هواداران بازگشت سردار را تأیید می‌کنند، هیچ‌کس در میان علاقه‌مندان به فوتبال شکی ندارد که این تصمیم فراتر از فوتبال است. مانند حذف او از تیم ملی برای جام جهانی که آن هم ربطی به کادر فنی و فدراسیون فوتبال نداشت. ماجرای سردار از جمله داستان‌های مشابه آمد و رفت علی دایی به نیمکت تیم ملی در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد است که هم دایی و هم رئیس وقت فدراسیون و وزیر وقت ورزش به‌طور علنی این موضوع را تأیید کرده‌اند.

اکنون به ابهام اصلی و سوالی که مانند موریانه ذهن را درگیر می‌کند، می‌رسیم. در جام جهانی، ما بهترین قرعه ممکن برای صعود داشتیم و امیر قلعه‌نویی نیز تمایلی به جوان‌گرایی و اضافه کردن بازیکنان تازه‌نفس به تیم ملی نداشت. اصولاً کشورها پس از هر جام جهانی، چه در آن حضور داشته باشند و چه نه، به تغییر نسل و تزریق جوانان به ترکیب تیم ملی خود می‌پردازند. تمام رقابت‌های میان دو جام جهانی حکم بازی‌های تدارکاتی را برای فراهم کردن تجربه برای جوانان دارند تا در جام جهانی بعدی باعث افتخار کشور خود شوند. بنابراین با بازگشت سردار که برای نخستین‌بار ۱۲ سال پیش به تیم ملی دعوت شد و ۱۱ سال قبل در جام ملت‌های ۲۰۱۵ به ستاره ما تبدیل شد، ناهمخوانی با روند طبیعی فوتبال مشاهده می‌شود!

تیم ملی در حال آماده‌سازی برای جام ملت‌های آسیا است و حفظ ترکیب پیشین تیم که در دو جام جهانی اخیر آسیب دید، تنها می‌تواند دلیلی داشته باشد و آن هم کسب قهرمانی در جام ملت‌هاست. این یعنی شرط تمدید قرارداد قلعه‌نویی تا جام جهانی ۲۰۳۰! حضور سردار در همین راستا قرار می‌گیرد، اما آیا نمی‌شد او زودتر از جام جهانی به تیم ملی بازگردد؟

این را تمامی فوتبال‌دوستان می‌دانند که معاون رئیس‌جمهور یکی از پیگیرترین افراد برای بازگرداندن سردار به تیم ملی بود و همین چند وقت پیش در سفر به استان گلستان، با والدین سردار ملاقات کرده و قول حل مشکلات او را داد. رقابت‌های قدرت میان سیاسیون در پشت صحنه، قبل از جام جهانی سردار را از تیم ملی جدا کرد و اکنون که جناح رقیب موفق شده، او را به تیم ملی دوباره برگردانده‌اند.

آیا بهتر نبود به منافع ملی فوتبال در این میدان سیاسی بیشتر توجه می‌کردیم؟ با در نظر گرفتن منافع ملی و نقشی که سردار در گلزنی در سال‌های اخیر و مسابقات ملی داشته، آیا او را نمی‌توانستیم قبل از جام جهانی به تیم ملی برگردانیم تا از بهترین شرایط برای صعود از گروه در آمریکا بهره‌مند شویم؟ چرا در آن زمان برای بازگرداندن سردار به دلیل منافع تیم ملی، تلاش‌ها ناکام ماند و اساساً احتمال حضور سردار و دیگر بازیکنان فعلی در جام جهانی ۲۰۳۰ چقدر است؟ اگر قرار باشد همچون ۵۰ سال اخیر در جام ملت‌ها دوباره از رسیدن به فینال ناکام بمانیم، آیا مناسب‌تر نیست که این فرصت را به جوانانی بدهیم که چهار سال بعد با تجربه‌تر برای تیم ملی وارد میدان شوند؟!

بیشتر بخوانید: سردار آزمون دوباره به پیراهن تیم ملی رسید/ بازگشت مهاجم مغضوب به لیست قلعه‌نویی