به نقل از ایسنا، با ظهور و پیشرفت اینترنت و پلتفرمهای اجتماعی، دیگر تبلیغات سنتی به تنهایی قادر به شکلدهی تصمیمات خرید نیستند. بخش زیادی از افراد قبل از انجام خرید تمایل دارند بدانند نظرات دیگران در مورد محصول یا خدمات مورد نظرشان چیست. همچنین، هر کسبوکاری برای ادامه حیات خود به رضایت مشتری نیاز دارد و در صورتیکه تجربهای ناخوشایند رقم بخورد، پیامدهای آن میتواند فراتر از یک فروش از دست رفته باشد. مشتری ناراضی نهتنها از خرید مجدد خودداری میکند، بلکه ممکن است با بدگویی، شکایت و سایر واکنشهای انتقامی به برند آسیب برساند. در عصر دیجیتال، این واکنشها بهسرعت و بهطور گستردهای انتشار مییابند؛ در حالیکه در گذشته یک نارضایتی ممکن بود تنها به ۱۰ نفر منتقل شود، امروز یک پست یا نظری منفی میتواند به هزاران نفر دسترسی پیدا کند.
«انتقام الکترونیک» بهطور ساده به معنای بهرهگیری مشتری از فناوری و ابزارهای دیجیتال برای انتقامگیری یا واردآوردن آسیب به کسبوکار بعد از مواجهه با تجربه ناخوشایند است، که شامل انتشار نقدهای منفی و ترویج بدگویی در شبکههای اجتماعی میشود. با افزایش تجارت آنلاین، این موضوع به یک غول بزرگ در دنیای بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است. تحقیقات نشان میدهد بخش عمدهای از مشتریان بعد از دریافت خدمات نامناسب تمایل به انجام واکنشهای تلافیجویانه دارند، بهویژه زمانی که احساس کنند برند به آنها وعدههای نادرستی داده یا نسبت به آنها بیانصافی صورت گرفته است. صنعت لوازم آرایشی و بهداشتی بهعنوان یک صنعت پرمنفعت و حساس شناخته میشود. محصولات این حوزه با زیبایی، بهداشت و سلامت ارتباط دارند و این حساسیت میتواند واکنشهای مشتریان را تشدید کند. در ایران، بازار لوازم آرایشی دارای ابعاد گستردهای است و برندها بهطور فعال از رسانههای اجتماعی برای جذب مشتری استفاده میکنند؛ بنابراین، درک دلایل و نتایج انتقام الکترونیک میتواند برای مدیران و مصرفکنندگان دارای اهمیت عملی باشد.
آرش نظامی، که از گروه مدیریت بازرگانی واحد خرمآباد دانشگاه آزاد اسلامی است، به همراه یکی از همکاران خود، تحقیقی را به انجام رساندهاند که به بررسی علل و پیامدهای انتقام الکترونیک در بین مشتریان حوزه لوازم آرایشی و بهداشتی میپردازد. هدف اصلی این پژوهش این بود که روشن شود مشتریان پس از نارضایتی چرا به فضای مجازی برای «تلافی» روی میآورند و این رفتار چه تأثیراتی بر برند و بازار دارد.
این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و در زمینه جمعآوری دادهها، بهصورت پیمایشی اجرا شد. در بخش کیفی، با کارشناسان و مشتریان حوزه آرایشی و بهداشتی مصاحبههایی انجام شد. در بخش کمی نیز ۳۸۴ مشتری از طریق مصاحبه دادههای مورد نیاز پژوهشگران را فراهم کردند.
نتایج این پژوهش که در «فصلنامه مطالعات رفتار مصرفکننده» وابسته به دانشگاه کردستان منتشر شده، حاکی از آن است که مهمترین علل گرایش مشتریان به انتقام الکترونیک شامل خلف وعده برند، کمتوجهی به صداقت در تبلیغات و بازاریابی، احساس بیانصافی، برداشت مشتری از «دوگانگی برند» (زمانیکه پیام و رفتار برند با یکدیگر همخوانی ندارند) و احساس خیانت است. در بخش کیفی، عوامل دیگری نیز مطرح شده است؛ ازجمله پیامهای بازاریابی گمراهکننده، تظاهر و اغراق در تصویرسازی برند، و همچنین برخی اختلافات شخصی یا حساسیتهای فردی. بهطور کلی، هر زمان که مشتری حس کند مورد آسیب، فریب یا بیتوجهی قرار گرفته، احتمال بروز واکنش انتقامجویانه در فضای آنلاین افزایش مییابد.
پیامدهای این رفتار برای برندها نیز جدی و قابل توجه است. مهمترین پیامدهای شناساییشده شامل: گسترش «دهانبهدهان الکترونیکی منفی» (یعنی انتشار تجربیات منفی بهصورت گسترده در اینترنت)، تغییر یا رها کردن برند توسط مشتریان (انتقال به سمت رقبای دیگر)، آسیب به اعتبار و اعتماد عمیق، افت رتبه در نتایج جستوجوهای گوگل و کاهش دیدهشدن برند و نهایتاً منجر به «نفرت از برند» که ممکن است وفاداری را بهکلی از بین ببرد. نتایج کمی نیز همان اولویتها را تأیید کرده و نشان داد که خلف وعده و نادرستی درکشده در تبلیغات، در صدر علل قرار دارد، در حالی که بدگویی آنلاین و نفرت نسبت به برند در رأس پیامدها قرار میگیرد.
رسانههای اجتماعی فضایی را فراهم کردهاند که در آن، مردم بهطور مرتب درباره کیفیت محصولات بحث و تبادل نظر میکنند و تجربیات مثبت یا منفی را بهسرعت به اشتراک میگذارند. در چنین زمینهای، یک تجربه نامطلوب دیگر «خصوصی» نیست و برای عموم قابل مشاهده است؛ این وضعیت میتواند منجر به زنجیرهای از واکنشهای منفی گردد. از این رو، انتقام الکترونیک نهتنها یک عصبانیت آنی محسوب نمیشود، بلکه میتواند پیامدهایی چون کاهش فروش، لطمه به شهرت و تضعیف جایگاه برند در ذهن بازار را به همراه داشته باشد.
بر اساس یافتههای این پژوهش، کارشناسان پیشنهاد میکنند که برندها وعدههای واقعی و قابل تحقق ارائه دهند، اطلاعات محصولات را بهطور شفاف عرضه کنند، به شکایات مشتریان بهصورت حرفهای پاسخ دهند، خدمات پس از فروش خود را تقویت نمایند و نظارت بر فضای آنلاین مرتبط با نام تجاری خود را انجام دهند تا از گسترش اطلاعات نادرست جلوگیری شود. همچنین آموزش کارکنان به منظور پرهیز از رفتارهایی که ممکن است از سوی مشتریان غیراخلاقی تلقی شود، میتواند به کاهش احساس خیانت و خشم بینجامد.
انتهای پیام
نظرات کاربران