لغو برخی از رقابتهای هفته هفتم لیگ برتر، توجه بیشتری را به فهرست جدید تیم ملی جلب کرده است؛ فهرستی که میتواند مشخص کند امیر قلعهنویی چقدر به وعده خود در زمینه جوانگرایی وفادار خواهد ماند. سوال اصلی اینجاست که آیا سرمربی تیم ملی واقعاً فرصتی به بازیکنان جوان لیگ خواهد داد یا دوباره به همان ساختار اصلی تیمش که در جام جهانی وجود داشت، اعتماد خواهد کرد و ریسک استفاده از نسل جدید را نمیپذیرد؟
با توجه به تأکید هیأترئیسه فدراسیون فوتبال بر اصول جوانگرایی، انتظار میرود که قلعهنویی در شهریورماه نام تعدادی از بازیکنان جوان و بااستعداد لیگ را که هنوز در دعوتنامههای تیم ملی جای نداشتهاند، به فهرست دعوتی خود اضافه کند. با این حال، به نظر میرسد که این تغییرات به ترکیب اصلی تیم آسیب نخواهد زد. تیم ملی در فیفادی شهریورماه به مصاف روسیه و ازبکستان خواهد رفت و شواهد فعلی نشان میدهد که احتمالاً قلعهنویی همچنان به بازیکنان با تجربه و شاکله آشنا تکیه خواهد کرد.
در این بین، انتشار عکسی از بازیکنان مسنتر تیم ملی در روزنامه اینترنتی فدراسیون فوتبال نیز قابل تأمل است. این رسانه در شماره پنجشنبه خود تحت عنوان «نسل تازه، رؤیای قدیمی» به آینده تیم ملی پرداخته و این تصویر را انتخاب کرده است که شامل بازیکنانی است که مشارکتشان در ترکیب تیم ملی در جام جهانی با انتقادات زیادی همراه بوده است. این تناقض سؤالبرانگیز است که آیا صحبت از نسل تازه واقعاً به معنای تغییر در ترکیب تیم ملی است یا صرفاً چند نام جدید به فهرست گذشته افزوده خواهند شد؟
گزارشها حاکی از آن است که قلعهنویی به دنبال اضافه کردن چند بازیکن تازهوارد به فهرست شهریورماه خود است و احتمالاً نامهای جدیدی نیز در این لیست به چشم خواهد خورد. اما نکته مهمتر از دعوت این بازیکنان، میزان اعتماد به آنهاست. تجربه نشان داده که دعوت به اردو الزاما به معنای قرارگیری در ترکیب اصلی نیست. اگر جوانان تنها برای حضور در اردو دعوت شوند و در مسابقات همچنان همان نفرات قدیمی به میدان بروند، «جوانگرایی» به یک شعار بیش از آنکه تصمیم فنی باشد، تبدیل خواهد شد.
همچنین، به گوش میرسد که مقدمات بازگشت سردار آزمون به اردوی بعدی تیم ملی فراهم شده و به احتمال زیاد او دوباره به تیم ملی دعوت خواهد شد. این بازگشت میتواند از منظر فنی تغییر مهمی را به همراه داشته باشد، اما حضور او در کنار همان ساختار قدیمی، دوباره این پرسش را ایجاد میکند که آیا تیم ملی واقعاً در حال تغییر و تحول است یا صرفاً با چند تغییر محدود همان ساختار قبلی خود را ادامه خواهد داد. نکته حائز اهمیت دیگر، شیوه انتخاب بازیکنان توسط سرمربی تیم ملی است. عدم حضور محسوس قلعهنویی در هفتههای اخیر لیگ برتر، به ویژه پس از ابقای او توسط هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، انتقادهایی را به همراه داشت مبنی بر اینکه چرا سرمربی تیم ملی حضور مؤثری در نظارت بر مسابقات لیگ ندارد. در حال حاضر، سخنگوی فدراسیون فوتبال اعلام کرده که قلعهنویی با بهرهگیری از سیستم ویدیویی، مسابقات لیگ برتر را نظارت کرده و به همراه دستیارانش نفرات مورد نظر برای دعوت به اردو را انتخاب خواهد کرد.
اما این موضوع سؤال دیگری را به وجود میآورد؛ دستیاران قلعهنویی در این فرآیند چه کسانی هستند؟ شواهد غیررسمی نشان میدهد که او، به جز قربانعلیپور و افاضلی، همچنان با ترکیب قبلی کادرفنی خود به کار ادامه خواهد داد.
اگر این ادعاها درست باشد، این وضعیت با یکی از شروط کلیدی مطرحشده برای ابقای قلعهنویی در تضاد است. اعضای هیأترئیسه فدراسیون فوتبال قبلاً تغییر در کادرفنی را یکی از شروط ادامه همکاری با قلعهنویی اعلام کرده بودند. بنابراین، اگر سرمربی تیم ملی عملاً با همان ساختار قبلی کار کند، این سؤال پیش میآید که تغییرات وعدهدادهشده در کجا قرار است به وقوع بپیوندد؟
در نهایت، مسأله اصلی تنها دعوت چند بازیکن جوان یا تغییر چند چهره در کادرفنی نیست؛ بلکه محور اصلی تغییر دیدگاه در تیم ملی است. اگر قرار باشد نسل جدیدی ساخته شود، به بازیکنان جوان باید از همین الان فرصت بازی و تجربه داده شود. نمیتوان تا شروع جام ملتها صبر کرد و سپس انتظار داشت که بازیکنان تازهوارد ناگهان در سطح ملی درخشش پیدا کنند.
قلعهنویی اکنون در دو راهی قرار دارد؛ ادامه دادن با نسخه امتحانشده و قدیمی یا پذیرفتن ریسک جوانگرایی و ساختن تیمی برای آینده. اگر چند بازیکن جوان تنها به فهرست افزوده شوند و در لحظات حساس دوباره همان نفرات قدیمی در میدان حاضر شوند و تیم با همان ترکیب پیشین ادامه یابد، صحبت از «تغییر» کمتر قابل قبول خواهد بود. در این شرایط، «نسل تازه، رؤیای قدیمی» میتواند بیش از یک تیتر، توصیف دقیقی از تیم ملی شود؛ تیمی که با نامهای جدید، اما همچنان با نسخه قدیمی جام جهانی، مسیر خود را برای جام ملتها آغاز میکند.
نظرات کاربران