برای درک عمیقتری از یک جامعه، گاهی نیاز به آمار، نظرسنجی یا گزارشهای رسمی نیست؛ کافی است مدتی به رفتار انسانها در پیشامدهای ساده توجه کنیم.
به عنوان مثال، موتور یک پیک موتوری دچار آتشسوزی میشود. او که میبیند سرمایه و وسیله معیشت خود در آتش میسوزد، ممکن است فکر کند همه چیز را از دست داده است. اما در آن لحظه، موقعیتی دیگری شکل میگیرد؛ مردم دور آن پیک موتوری جمع میشوند، هر فرد به اندازه توان خود کمک مالی میکند و میکوشند تا بخشی از خسارت او را جبران نمایند.
این عمل فقط به جمعآوری پول برای خرید دوباره موتور ختم نمیشود.
این صحنه، نمایی از ایران بزرگ را به تصویر میکشد.
ایرانی که در شرایط دشوار، هرگز «دیگری» را تنها نمیگذارد. مردم شاید در خصوص مسائل سیاسی، اقتصادی، سبک زندگی و خیلی از موضوعات با یکدیگر اختلافنظر داشته باشند، اما هنگامی که یک انسان در زحمت میافتد، میتوانند کنار هم قرار بگیرند.
این همان سرمایه اجتماعی است که گاهی در محاسبات رسمی نادیده گرفته میشود.
ما از «انسجام ملی» زیاد صحبت میکنیم، اما انسجام ملی تنها در شعارها و مراسم رسمی شکل نمیگیرد. این انسجام ملی در لحظات کوچک و روزمره زندگی خود را نشان میدهد؛ زمانی که درد یک نفر، برای دقایقی بر دوش همه میافتد.
به عقیده من، این رفتار جمعی مردم حامل پیام مهمی برای حکومتداری نیز هست: جامعه ایران همچنان ظرفیت زیادی برای همدلی، مشارکت و مسئولیت اجتماعی دارد.
وظیفه ما این نیست که این سرمایه را جایگزین مسئولیت دولت کنیم، بلکه باید این مهم را در نظر داشته باشیم که اعتماد میان مردم و دولت نیز به همین همدلی نیاز دارد.
دولتی که مردم را ببیند، صدای آنها را بشنود، در چالشها در کنارشان باشد و آنها را در تصمیمگیریهای مهم شریک بداند، میتواند این سرمایه اجتماعی را به قدرتی ملی تبدیل کند.
احزاب، تشکلها، سازمانهای غیر دولتی و گروههای اجتماعی نیز میتوانند با سازماندهی همین روحیه، واکنشهای فردی را تبدیل به مشارکت جمعی کنند.
شاید در نگاه اول یک موتور سوخته فقط یک حادثه ساده به نظر بیاید؛ اما زمانی که دهها نفر برای نجات زندگی یک فرد کنار هم میآیند، ما با یک واقعیت بسیار بزرگتر مواجه هستیم:
ایران هنوز دارای سرمایه بزرگی به نام مردم است.
مردمی که در مواقع دشوار، انسانیت را فراموش نمیکنند.
این سرمایه باید شناخته شود، ارزش آن حفظ گردد و برای تقویت آن برنامهریزی انجام شود.
زیرا اقتدار واقعی یک کشور تنها در اقتصاد، تجهیزات و ساختارهای رسمی آن نهفته نیست؛ بخشی از اقتدار ایران در همین دستانی است که در مواقع نیاز، برای یاری یکدیگر به جلو میآیند.
میتوان گفت: زمانی که موتور یک پیک آتش میگیرد و مردم در کنار آن میایستند، چیزی فراتر از یک موتور دوباره خلق میشود؛ اعتماد، همدلی و امید به جامعه بازمیگردد.
این نمونه واقعی از ایرانی است که باید بیشتر به آن توجه کنیم، بیشتر روایت کنیم و به آن بیش از پیش اعتماد داشته باشیم.
**مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها
نظرات کاربران