نوئل گلگر، زلاتان ایبراهیموویچ، جک گریلیش و حتی پپ گواردیولا، همگی با ناباوری و خنده به مدل موی جدید ارلینگ هالند واکنش نشان دادند. میلیونها نفر این ویدئو را در شبکههای اجتماعی هالند، از جمله کانال شخصی او در یوتیوب، تماشا کردند. موهای بلند و طلایی معروف او دیگر وجود نداشت؛ هزاران هواداری که در جام جهانی با کلاهگیسهای بلوند به ورزشگاه رفته بودند، حالا باید آنها را کوتاه میکردند و حتی مونتاژهای تبلیغاتی پیشفصل لیگ برتر نیز نیاز به بازنگری داشت.
با این حال، یک چیز تغییر نکرده است: لیگ برتر حالا لیگ هالند است.
پس از تابستانی که در آن قدرت و شهرت ستارههای بزرگ فوتبال در جام جهانی بیش از همیشه به چشم آمد، هالند نیز جایگاه خود را در میان بزرگان این ورزش تثبیت کرد. این جام جهانی صحنه درخشش لامین یامال، لیونل مسی، کیلیان امباپه، جود بلینگام، رودری، هری کین و هالند بود، اما از میان این ستارهها تنها مهاجم ۱.۹۵ متری نروژی در لیگ برتر بازی میکند.
با جدایی محمد صلاح و انتقال سون هیونگ مین به لیگ حرفهای فوتبال آمریکا در تابستان گذشته، هالند بدون تردید بزرگترین ستاره لیگ برتر است. روی نیمکتها هم شرایط مشابهی وجود دارد. برای نخستین بار از زمان تأسیس لیگ برتر در سال ۱۹۹۲، این رقابتها بدون حضور یک مربی ابرستاره برگزار میشود. سر الکس فرگوسن، آرسن ونگر، پپ گواردیولا، ژوزه مورینیو و یورگن کلوپ، همگی یا خارج از لیگ برتر فعالیت میکنند یا دیگر در عرصه مربیگری حضور ندارند.
اما آیا این موضوع باید لیگ برتر را نگران کند؟ آیا قدرتمندترین لیگ جهان در حال از دست دادن جذابیت خود است یا اینکه این رقابتها آنقدر بزرگ هستند که شکستناپذیر باقی بمانند؟
قدرت جمعی لیگ برتر
وقتی اسکای اسپورتس در سال ۱۹۹۲ تبلیغ معروف خود را برای آغاز به کار لیگ برتر ساخت، شعار آن «یک بازی کاملاً جدید» بود. در پسزمینه آهنگ «Alive and Kicking» از گروه سیمپل مایندز، بازیکنان ۲۲ باشگاه در موقعیتهای مختلف به تصویر کشیده شدند؛ از شوخی در حمام و وزنهزدن گرفته تا صحبتهای تیمی، صبحانه خوردن در تخت و روپایی زدن.
این تبلیغ در واقع بیشتر از یک آگهی بود؛ یک بیانیه بود: لیگ برتر از راه رسیده است. با این حال، از نظر ستارههای جهانی، در جمع ۳۰ نفر نخست ردهبندی بهترین بازیکن سال فیفا در سال ۱۹۹۲، تنها پیتر اشمایکل، دروازهبان منچستریونایتد، نماینده لیگ برتر بود.
پلتفرم و دسترسی گسترده لیگ برتر به افزایش شهرت بازیکنان و ساختن مسیر حرفهای آنها کمک کرده است. کریستیانو رونالدو، تیری آنری، محمد صلاح، هری کین، مایکل اولیسه، دیوید بکام، لوکا مودریچ، اریک کانتونا، آلن شیرر، فرانک لمپارد، گرت بیل و استیون جرارد، همگی پیش از آنکه راهی تیمهای دیگر شوند، در فوتبال انگلیس به شهرت رسیدند.
شان هاروی، مدیر غیر اجرایی رکسهام و مدیرعامل سابق لیگ فوتبال انگلیس و لیدز یونایتد، به ESPN میگوید: «محبوبیت لیگ برتر به دلیل علاقه بینالمللی به فوتبال همچنان در حال گسترش است، چون اگر یک بازه مثلاً ۱۰ ساله را در نظر بگیرید، میبینید که بهترین بازیکنان جهان در مقطعی در این رقابتها حضور دارند.»
البته در مقاطعی ستارههای بزرگی نیز راهی لیگ برتر شدهاند؛ مانند بازگشت رونالدو به منچستریونایتد در سال ۲۰۲۱ یا حضور دو ساله زلاتان ایبراهیموویچ در این تیم بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸. هر دو بازیکن در سراسر جهان شناخته شده بودند، اما در آن زمان به سالهای پایانی دوران حرفهای خود نزدیک میشدند.
از سال ۱۹۹۲ تاکنون تنها سه برنده توپ طلا در لیگ برتر بازی کردهاند: مایکل اوون در سال ۲۰۰۱، رونالدو در سال ۲۰۰۸ و رودری در سال ۲۰۲۴. در بیشتر این سالها، این جایزه در اختیار رونالدو یا مسی بوده است.
سایمون چادویک، استاد ورزش آفرو-اوراسیا و متخصص ورزش جهانی قرن بیستویکم، به ESPN میگوید: «اگر مدیر لیگ برتر باشید، شاید نبود ابرستارههای بزرگ و مشهور در لیگ باعث نگرانی شود. اما در عین حال، چیزی که لیگ برتر دارد و بسیاری از لیگهای دیگر جهان ندارند، ارزش برند آن از نظر بازاریابی است.»
او مدل لیگ برتر را تا حدی شبیه NFL میداند؛ لیگی که در آن خود تیمها عامل اصلی جذب مخاطب هستند. چادویک میگوید: «برند این باشگاهها ارزش بسیار زیادی دارد و در کنار آن، هواداران نیز ارزش و قدرت قابلتوجهی دارند.»
در هر صورت، اعتمادبهنفس جمعی لیگ برتر، ۳۴ سال پس از آغاز فعالیتش، همچنان پابرجاست و اعداد نیز این موضوع را تأیید میکنند.
آخرین گزارش سالانه «بررسی مالی فوتبال» شرکت Deloitte، درآمد پنج لیگ بزرگ اروپا را بررسی کرده و لیگ برتر را با فاصلهای قابلتوجه در صدر قرار داده است. در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴، مجموع درآمد لیگ برتر به ۸.۰۹۸ میلیارد یورو رسید. بوندسلیگا با ۴.۳ میلیارد یورو دوم بود، لالیگا با ۴.۱ میلیارد یورو در رتبه سوم قرار گرفت، سری A با ۳ میلیارد یورو چهارم شد و لیگ یک فرانسه با ۲.۲ میلیارد یورو در رده پنجم قرار گرفت.
نشانههای دیگری نیز از قدرت جمعی لیگ برتر وجود دارد.
گزارش اخیر Brand Finance با عنوان «Football ۵۰» باشگاهها را بر اساس ارزش برند رتبهبندی کرده است. لیگ برتر پنج تیم در جمع ۱۰ تیم نخست دارد و آرسنال پس از رئال مادرید و بارسلونا در رده سوم قرار گرفته است.
رقابتپذیری فوتبال انگلیس همچنان خریداران بزرگ را جذب میکند؛ از جمله کنسرسیومی که جف بزوس نیز در آن حضور دارد و تابستان امسال بخشی از سهام لیورپول را خرید.
در لیگ برتر خبری از انحصار یک باشگاه مانند پاریسنژرمن در لیگ فرانسه یا بایرن مونیخ در بوندسلیگا نیست. همچنین برخلاف لالیگا، شاهد دو قطبی بارسلونا و رئال مادرید نیستیم. رتبهبندی اوپتا از قدرتمندترین لیگهای جهان نیز لیگ برتر را در صدر، بالاتر از بوندسلیگا و لالیگا قرار داده است.
چادویک میگوید: «تعادل رقابتی لیگ برتر باعث میشود این لیگ برای هواداران خارج از انگلیس جذابتر باشد.» با این حال، هالند ظاهراً یک استثناست؛ بازیکنی که به اندازه هر تیمی هوادار دارد.
ماجرای مدل موی هالند
هالند پیش از کوتاه کردن موهای معروفش درباره پیامدهای احتمالی این تصمیم هشدارهایی دریافت کرده بود. او گفت: «فصل از حالا شروع میشود، بنابراین وقت آن است که شروعی تازه داشته باشم. تنها مسئله این است که زلاتان به من گفت هرگز موهایت را کوتاه نکن، چون قدرتت در موهایت است.»
هالند گفت هنگام پخش زنده کمی استرس داشته و آرایشگری که مسئول کوتاهی موهایش بود نیز این کار را «گرانترین کوتاهی موی تاریخ» توصیف کرد.
وقتی مدل موی جدیدش رونمایی شد، هالند خندید و گفت: «بیصبرانه منتظرم هواداران بگویند: این دیگر چه کسی است؟»
بعد از آن، تماسهای فیستایمی و واکنش چهرههای مشهور آغاز شد؛ حرکتی که از یک سو نشاندهنده محبوبیت و قدرت هالند بود و از سوی دیگر، نگاه جالبی به شخصیت او و استراتژی گستردهای که پیرامون این ستاره شکل گرفته، ارائه کرد.
استیو مارتین، یکی از بنیانگذاران MSQ Sport & Entertainment، به ESPN میگوید: «او دارد سلطه میکند. هالند اسب تروای لیگ برتر است. همهچیز درباره او بهشدت مدیریت و برنامهریزی شده، اما کاری که انجام میدهد کاملاً طبیعی به نظر میرسد.»
مدل موی هالند شاید مشهورترین مدل مو در لیگ برتر از زمان تراشیدن سر دیوید بکام در سال ۲۰۰۰ باشد. مارتین در سال ۲۰۰۳ با بکام و آدیداس روی تبلیغات کفشهای Predator همکاری داشت و همچنین پشت پرده ارتباط معروف بکام با جانی ویلکینسون، ستاره راگبی انگلیس و قهرمان جام جهانی، بود.
مارتین میگوید: «یک ماشین پشت تمام این اتفاقات وجود دارد و بکام به همین دلیل برای سالها تا این اندازه موفق بود و همچنان موفق است. همهچیز حسابشده است؛ یک ماشین روابط عمومی وجود دارد که خود ستاره هدایتش میکند. اما زیبایی کاری که هالند انجام میدهد این است که همهچیز کاملاً واقعی به نظر میرسد.»
او ادامه میدهد: «شباهتهایی با کاری که بکام حدود ۲۵ سال پیش انجام داد وجود دارد. هالند این ماشین را پشت سر خود دارد، چون فرصت را دیده است. اما شهرت یا میزان توجه شبکههای اجتماعی در سطح بکام یا رونالدو بسیار نادر است. چنین چیزی واقعاً هر نسل یک بار اتفاق میافتد.»
هالند یکی از چهرههای اصلی جام جهانی بود. او پیش از این نیز ستارهای تثبیتشده در لیگ قهرمانان اروپا و لیگ برتر محسوب میشد، اما تابستان امسال تعداد هوادارانش به شکل چشمگیری افزایش یافت؛ چراکه هواداران او را در حال تعامل صمیمی و طبیعی با فرهنگ آمریکا دیدند، در حالی که نروژ مسیر خود را در این رقابتها طی میکرد.
از گسترش مجموعه تاکسیدرمی او گرفته تا خرید یک جفت چکمه کابوی در تگزاس، رفتارهای هالند توجه زیادی را به خود جلب کرد. تعداد دنبالکنندگان او در اینستاگرام از ۴۰.۶ میلیون نفر به ۷۲.۷ میلیون نفر رسید؛ افزایشی ۳۲.۱ میلیون نفری که بیش از هر بازیکن دیگری در جام جهانی بود.
در میان ۱۰ بازیکنی که بیشترین افزایش دنبالکننده در اینستاگرام را در تابستان تجربه کردند، هالند تنها بازیکن لیگ برتر بود.
مارتین میگوید: «جهش او در شبکههای اجتماعی در جام جهانی واقعاً بیسابقه بود. مشخص است که تلاشهایی برای افزایش قدرت تجاری او صورت گرفته، اما این اتفاق کاملاً طبیعی و بدون فشار رخ داده است.»
در این رابطه بخوانید: هالند و عجیبترین سوغاتی جام جهانی؛ راکون ۷۵۰ دلاری +عکس
سازگاری با نسل جوان
یکی از چالشهای احتمالی پیش روی لیگ برتر، تغییر نحوه دنبال کردن فوتبال توسط نسل Z و نسل آلفاست؛ نسلی که توجه بیشتری به بازیکنان بهعنوان افراد مستقل دارد. به گفته یک منبع، محبوبیت بازی EA FC، شبکههای اجتماعی شخصی بازیکنان و جامعه کارتهای کلکسیونی، از عوامل اصلی این تغییر هستند.
مارتین میگوید: «نگرانی این است که وقتی هالند برود چه اتفاقی خواهد افتاد. وقتی در جایگاه برتر یک لیگ قرار دارید، باید از آن جایگاه دفاع کنید. از نظر فردی، او بدون شک در جایگاه رهبری قرار دارد.»
او اضافه میکند: «لیگ برتر در گذشته ستارههای بسیار زیادی داشت. چندین تیم داشتیم که دو یا سه بازیکن بزرگ و مشهور در اختیار داشتند، اما این دوره از قدرت ستارهای کمتری برخوردار است؛ بازیکنانی که فارغ از اینکه مقابل چه تیمی بازی میکنند، مردم برای دیدن آنها مسابقه را دنبال کنند. بدون تردید فکر میکنم لیگ برتر برای ورود به دوره بعدی به چند نام جهانی دیگر نیاز دارد.»
با این حال، این روند اتفاق تازهای نیست.
هاروی میگوید: «من معتقدم در لیگ برتر و بریتانیا، هواداران از تیمها حمایت میکنند، نه بازیکنان. شما از باشگاه و سپس کشور خود حمایت میکنید و بازیکنان حتی در آن مقطع مطرح نیستند. البته هر هواداری بازیکن محبوب خودش را دارد و ممکن است نام یک بازیکن را پشت پیراهنش بزند، اما چیزی که میخرد و میپوشد، پیراهن باشگاه است.»
او ادامه میدهد: «وقتی از بریتانیا خارج میشوید، اهمیت بازیکن در انتخاب تیم بسیار بیشتر میشود. هواداران کمتری به دلیل جغرافیا یا تأثیر دوستان و خانواده مجبور میشوند از یک تیم خاص حمایت کنند. اگر در آمریکا یا شرق دور باشید و لیگ برتر را از تلویزیون ببینید، تیم خود را بر اساس چیزی که میبینید انتخاب میکنید. شاهد هواداران جدید بیشتری هستیم که به دلیل یک بازیکن، یک تیم را انتخاب میکنند و سپس احتمال بیشتری دارد که بازیکن را در انتقالهای بعدیاش دنبال کنند، نه اینکه به باشگاه وفادار بمانند. در بریتانیا، هواداران با باشگاه میمانند، نه بازیکن. شعار این است که «پادشاه مرده، زنده باد پادشاه» و احتمالاً پادشاه قبلی زمانی که با پیراهن رقیب بازگردد، هو خواهد شد.»
این مطلب را هم بخوانید و ببینید: حرکت عجیب هالند؛ هزینه ۶۷هزار پوندی برای سفر و خواب! +ویدیو
تغییر در بازار نقلوانتقالات
هیچکس نمیتواند منکر این واقعیت شود که ستارههای بزرگ جمعیت را به ورزشگاه میکشانند. کافی است به اینترمیامی و نحوه استقبال این باشگاه از لیونل مسی نگاه کنیم.
تابستان امسال حتی ۲۵ هزار هوادار با شور و هیجان از محمد صلاح در ترابزوناسپور استقبال کردند. رودری نیز در مراسم سالانه معرفی ترکیب بارسلونا پیش از جام خوان گامپر، در ورزشگاه نوکمپ مقابل هزاران هوادار معرفی شد.
چنین صحنههایی را دیگر چندان در لیگ برتر نمیبینیم؛ دستکم چیزی شبیه جشن باشکوهی که آلن شیرر هنگام پیوستن به نیوکاسل در سال ۱۹۹۶ تجربه کرد.
بازیکنان لیگ برتر معمولاً در بین دو نیمه یا پیش از آغاز مسابقه در زمین معرفی میشوند؛ مانند نیکو گونزالس در نیوکاسل. اما کمتر شاهد مراسمی هستیم که یک بازیکن در یک رویداد اختصاصی وارد زمین شود و برای هواداران روپایی بزند؛ اتفاقی که در برنابئو بارها دیدهایم.
هواداران رئال مادرید هر هفته وینیسیوس جونیور، بلینگام و یان دیومانده را میبینند. بارسلونا نیز یامال، رودری و رافینیا را در اختیار دارد. پاریسنژرمن هم از مهارتهای عثمان دمبله و خویچا کواراتسخلیا بهره میبرد؛ اما همه این بازیکنان در لیگهایی بازی میکنند که مدیرانشان با حسرت، به لیگ برتر نگاه میکنند.
باشگاههای لیگ برتر تابستان امسال با فاصله زیادی بیشتر از هر لیگ دیگری در جهان هزینه کردند. مجموع هزینه تیمهای سطح اول فوتبال انگلیس در پنجره نقلوانتقالات اخیر به ۳.۴۶ میلیارد پوند رسید، اما بخش زیادی از این هزینه صرف افزایش کیفیت و عمق ترکیبها شد، نه خرید یک ستاره بزرگ و منحصربهفرد.
چادویک میگوید: «به نظر من باشگاههای لیگ برتر یک انقلاب مبتنی بر داده را پشت سر گذاشتهاند که باعث شده تصمیمگیریها بیشتر تیممحور باشد تا ستارهمحور یا مبتنی بر مدل گالاکتیکوس که در نقاط دیگر جهان میبینیم. قوانین مالی جدید نیز روانشناسی نحوه تشکیل تیمها و شیوه اداره باشگاهها را تغییر دادهاند. باشگاهها مجذوب کاری هستند که برایتون و برنتفورد انجام دادهاند؛ بازیکن را ارزان میخری و گران میفروشی.»
حتی زمانی که باشگاهها هزینههای سنگینی انجام میدهند، به سراغ گزینههایی میروند که امتحان خود را پس دادهاند. از میان ۱۵ انتقال گرانقیمت این تابستان، ۱۱ مورد بین باشگاههای لیگ برتری انجام شد و انتقال ۱۲۰ میلیون پوندی بردلی بارکولا از پاریسنژرمن به لیورپول، استثنا بود.
چادویک معتقد است این موضوع نتیجه محدودیتهای «نسبت هزینه تیم» یا SCR است؛ مدلی که طبق قوانین لیگ برتر، هزینههای مربوط به بازیکنان را به «۸۵ درصد درآمد مرتبط با فوتبال و سود و زیان خالص حاصل از فروش بازیکنان» محدود میکند.
کارشناسان معتقدند باشگاهها ترجیح میدهند برای بازیکنانی که عملکردشان در لیگ برتر ثابت شده، مبالغ زیادی هزینه کنند. باشگاهها همچنان روی استعدادهای آینده سرمایهگذاری میکنند و افزایش استفاده از داده و تحلیل باعث شده این خریدها با دقت زیادی برنامهریزی شوند. دوران ریسکهای گرانقیمتی مانند هزینه ۸۶ میلیون پوندی منچستریونایتد برای آنتونی در سال ۲۰۲۲، به نظر میرسد به پایان رسیده است.
از میان انتقالهای بازیکنان خارجی به لیگ برتر که ارزش آنها بیش از ۳۵ میلیون یورو بود، تنها سه بازیکن بالای ۲۳ سال داشتند.
وینگر کریستوس تزولیس از کلوب بروژ سابقه حضور در لیگ برتر را داشت. پیرو هینکاپیه، مدافع، فصل گذشته به صورت قرضی در آرسنال بازی کرده بود و از بایرلورکوزن به این تیم آمده بود. مامادو سانگاره، هافبک دفاعی لانس، نیز از همین حالا یکی از بهترین خریدهای فصل محسوب میشود.
چادویک میگوید: «باشگاهها به دنبال پتانسیل هستند؛ شما دیگر به دنبال ستارههای آماده و فعلی نمیروید.» چادویک به زمانی اشاره میکند که میدلزبورو تحت مدیریت او، فابریتزیو راوانلی، ستاره یوونتوس، را برای آغاز تلاشهایش جهت راهیابی به رقابتهای اروپایی به خدمت گرفت. راوانلی گل زد، پیراهنش را از تن درآورد و در نهایت میدلزبورو به دسته پایینتر سقوط کرد. چادویک میگوید: «فوتبال انگلیس دوباره به همان چیزی تبدیل شده که همیشه بوده است؛ تیممحور، نه ستارهمحور.»
در همین حال، نبود مربیان بزرگ و سرشناس روی نیمکتها نیز تمرکز روی هالند را بیشتر کرده است.
مارتین میگوید: «فکر میکنم نبود قدرت ستارهای روی نیمکت، برای لیگ برتر یک نقطه ضعف است. تنش میان مربیان در گذشته بخشی از داستان لیگ بود. تنش بزرگی میان فرگوسن و ونگر وجود داشت و بعد از آن بین گواردیولا و مورینیو. این داستانها به ارتقای جایگاه کل لیگ کمک میکردند.»
با این حال، لیگ برتر به مسیر خود ادامه میدهد.
چادویک میگوید: «حتی بازیکنانی مثل رونالدو، هالند و مسی هم تاریخ مصرف دارند، اما باشگاهها چنین نیستند؛ لیگ برتر هم چنین نیست. بخش زیادی از هیاهو درباره قدرت بازیکنان، این موضوع را فراموش میکند که بازیکنان پیر میشوند، بازنشسته میشوند و به سراغ مسیر دیگری میروند. اما باشگاهها و لیگ باقی میمانند.»
خلاصه اینکه لیگ برتر همچنان بیش از هر زمان دیگری گسترده و جهانی است.
هاروی میگوید: «لیگ برتر، لیگ جهان است.»
با وجود تابستانی که در آن گواردیولا و صلاح از صحنه لیگ برتر کنار رفتند، باشگاههای این لیگ در مجموع بیش از هر لیگ دیگری در جهان هزینه کردند و همچنان هر آخر هفته بیشترین نگاهها را به خود اختصاص خواهند داد؛ در حالی که بخش بزرگی از این توجه نیز نصیب هالند خواهد شد.
ریچارد مسترز، مدیر اجرایی لیگ برتر، در جریان یک نشست پیشفصل با خبرنگاران گفت: «در لیگ برتر به هیچوجه کمبود کیفیت نداریم. درست است که چند نام بزرگ صحنه را ترک کردهاند، اما ستارههای جدید و چهرههای درخشان جدید ظهور خواهند کرد.»
تا آن زمان، صحنه در اختیار هالند است.
همچنین بخوانید: زلزله در استمفوردبریج؛ تاد بولی در آستانه ترک چلسی/ مدیر ایرانی مالک آبیهای لندن میشود؟
نظرات کاربران