«حمیدرضا جلایی‌پور» در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره اینکه چرا برخی جریان‌ها، اظهارات و سخنرانی‌های مقام‌ها و شخصیت‌های سیاسی را دستمایه دوقطبی سازی در کشور می‌کنند، گفت: این مباحث از سوی ایده‌آل‌گراهای ناواقع‌گرایی مطرح می‌شود که در سال‌های اخیر شکست‌هایی را تجربه کردند که انتظارش را نداشتند.

ایده‌آل‌گراهای ناواقع‌گرا، حس یاس دارند و حالا که کشور در جنگ و فشار هست دنبال جوسازی و دوقطبی‌سازی علیه دولت هستند

وی ادامه داد: این افراد به‌رغم ادعاها و انتظاراتی که داشتند،‌ در انتخابات ریاست‌جمهوری باختند و لذا حس یاس دارند و حالا که کشور در جنگ و فشار است دنبال جوسازی و دوقطبی‌سازی علیه دولت هستند. هم اکنون نگران پایان یافتن عزتمندانه جنگ هستند، چون بیمناک هستند که پس از جنگ کمتر مورد توجه مردم قرار گیرند.

حاکمیت دنبال عبور عزتمندانه از جنگ نابرابر است

این تحلیلگر سیاسی در ارزیابی چرایی درک متفاوت برخی جریان‌های سیاسی از امور کشور و طرح ادعایی چون جنگ ابدی و حرام بودن مذاکره اظهار داشت: این ایده‌آل‌گراهای ناواقع‌گرا هنوز توجه نکردند که ایران در جنگ اخیر مورد تجاوز نتانیاهو و ترامپ قرار گرفته است. ایران در این «جنگ نابرابر» از خود «دفاع» می‌کند و دنبال جنگ نبوده است اما وقتی به کشور تجاوز شد قهرمانانه دفاع کرد. اینها متوجه نیستند که ایران به دنبال ورود به «جنگ نابرابر» نبوده‌ است و حاکمیت دنبال عبور عزتمندانه ایران از جنگ نابرابر است.

تندروها شناخت درستی از ماهیت این «جنگ نابرابر» ندارند و نگران این هستند که دولت عزتمندانه از پیچ جنگ عبور کند

جلایی‌پور تصریح کرد: تندروها وقتی تفاهم‌نامه به امضا رسید، عزا گرفتند و سریعا گفتند بند اول توافقنامه چه شد؟ بعد که ترامپ تفاهم‌نامه را نقض کرد، این‌ها دیگر جنایت اسرائیل در لبنان را فراموش کردند و به دنبال تبلیغ علیه دولت پزشکیان رفتند که چرا تورم‌ و نرخ ارز بالا است و چرا گرانی هست؟ این جریانات شناخت درستی از ماهیت این «جنگ نابرابر» ندارند و برابر عبور کشور از این جنگ، کنش‌ورزی مسئولانه ندارند، نگران این هستند که دولت عزتمندانه از پیچ جنگ عبور کند، به همین دلیل از ایجاد شقاق در حاکمیت نگرانی ندارند.

وی در تحلیل رفتار برخی جریان‌ها و تلاش برای ارائه یک روایت واحد از مسائل کشور؛ از جمله جنگ، مذاکره و نحوه مواجهه با آمریکا و متهم‌کردن هر دیدگاه متفاوت، به عدول از اصول که منجر به ناپدید شدن مرز میان «تبعیت از سیاست‌های کلان نظام» و «تحمیل قرائت یک جریان سیاسی به تصمیم‌گیران» می‌شود، گفت: اتفاقا آنها در عمل از سیاست‌های کلان حاکمیتی پیروی نمی‌کنند. زبان آنها زبان تهدید و تخریب است، همان زبانی که علیه هاشمی، خاتمی، روحانی، ظریف و پزشکیان به کار می‌بردند.

انحصارگرایان زبان تهدید و تخریب را علیه هاشمی، خاتمی، روحانی، ظریف و پزشکیان استفاده می‌کنند

این جامعه‌شناس در تبیین وظیفه نیروهای معتدل سیاسی در دورانی که تندروها به دوقطبی‌سازی به عنوان مکانیسم کسب قدرت رو آورده‌اند اما از پذیرش هزینه‌های آن شانه خالی می‌کنند؟ گفت: حرکت ایران به سوی ثبات و آبادانی برای تندروها خبر خوبی نیست زیرا نسبت به سرنوشت ایران اهل پاسخ‌گویی نیستند.

این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه نیروهای مدنی و معتدل‌سیاسی جامعه شایسته است خودشان از ادبیات قطبی‌ساز استفاده نکنند، گفت: نیروهای مدنی باید برای عبور عزتمندانه از جنگ با حاکمیت همراهی کنند و برای مردم تشریح کنند که عامل وقوع و تداوم جنگ تهاجم اسرائیل-آمریکا بوده است. مردم هم خوب است بدانند ایران (حکومت و جامعه) سرفراز هستند چون نگذاشتند دشمن به مقاصدش برسد.

نیروهای جامعه مدنی باید از فرماندهی واحد در جنگ دفاع کنند

وی ادامه داد: باید از دیپلماسی کشور دفاع کنیم تا تخریب‌های تندروها، اراده دیپلمات‌های ما را تضعیف نکند. نیروهای جامعه مدنی باید از فرماندهی واحد در جنگ دفاع کنند و این دفاع، نافی خرد جمعی نیست و نماد این خرد جمعی هم شعام است.

این جامعه‌شناس تصریح کرد: باید روی وحدت صفوف نیروها در زمان جنگ و ایجاد فضای اعتماد برای سیاستمداران کمک شود. ما از نخبگان کشور، خصوصا در حوزه‌های دفاعی، باید تشکر کنیم زیرا این نخبگان می‌توانستند به آمریکا مهاجرت کنند و مثلا در سیلیکون ولی «کارمند» شوند ولی چنین نکردند، در ایران ماندند، با افتخار کار کردند و مدافع ایران شدند.

کار اصلی تندروها قطبی‌سازی و تشدید فشار برای رسیدن مجدد به قدرت رسمی است

جلایی‌پور در آسیب‌شناسی تاثیر دو قطبی‌سازی و ابزارهای آن از جمله «دشمن‌سازی» و «انگ‌زنی» بر کنش روزمره مردم در خانواده، محیط کار و فضای مجازی گفت: در فرهنگ سیاسی ایران، منازعه و دوقطبی‌سازی با سابقه است. کار اصلی تندروها هم قطبی‌سازی و تشدید فشار برای رسیدن مجدد به عرصه قدرت رسمی است.

این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: بنابراین این جریانات وجه منازعه را در فرهنگ سیاسی ایران فعال می‌کنند. آنها در این شرایط جنگی اقدام به ایجاد شکاف می‌کنند و این شکاف‌ها به رسانه‌ها و به میدان‌های شهر منتقل می‌شود. لذا تنش در جامعه افزایش پیدا می‌کند و آنها هم احساس مسولیتی نمی‌کنند.

وی در تحلیل عواملی که باعث می‌شود تندروها به جای پرداختن به شکاف‌های واقعی جامعه، به دنبال «ساختن» دوقطبی‌های کاذب باشند و اینکه آیا این رفتار ناشی از یک استراتژی است یا ریشه در نوعی ایدئولوژی و جهان‌بینی خاص دارد؟ تصریح کرد: تندروی این جریانات علل گوناگونی دارد که عبارتند از:

١) با قطبی‌سازی می‌توان از احساسات مردم ناراضی سوء استفاده کرد.

٢)خود را در فضای سیاسی و رسانه‌های رسمی با صرف شعار دادن، مطرح می‌کنند.

٣) رسانه‌های اسرائیلی و سرنگونی‌طلب حرف‌های تندروها را همه‌گیر و وایرال می‌کنند. چون سرنگونی‌طلبان دنبال ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت و آشوب داخلی هستند.

۴) تندروها با انشقاق‌سازی هویت‌یابی می‌کنند و در مجموعه‌های رانتی برای خود موقعیت ایجاد می‌کنند.

۵) این‌ها اگر از الهیات سیاسی هم تا بتوانند سوءاستفاده می‌کنند.

باید کاری کرد که آمریکا هر وقت خواست نتواند بدون هزینه سنگین وارد جنگ با ایران شود

جلایی‌پور در تشریح چگونگی مقاومت جامعه مدنی و روشنفکران در برابر «دوقطبی‌سازی کاذب» گفت: برخلاف تندروها نیروهای جامعه مدنی باید مسئولانه کنش‌ورزی کنند و به حاکمیت کمک کنند تا ایران عزتمندانه از این جنگ عبور کند. باید کاری کرد که آمریکا هر وقت خواست نتواند بدون هزینه سنگین وارد جنگ با ایران شود و به قول این متجاوزان مدام قصد چمن‌زنی نکنند. ضمنا شایسته است نیروهای جامعه مدنی از مدیران دولتی در تامین نیازمندی‌های اولیه مردم قدردانی کرده و آنها را به تلاش بیشتر تشویق کنند.

این جامعه‌شناس در ارزیابی تاثیر تنش‌های کوتاه‌مدت و دوقطبی کاذب بر اعتماد عمومی، انسجام ملی و افول سرمایه اجتماعی دولت و حاکمیت تصریح کرد: ویژگی مهم نیروی تندرو، مخالفت با وحدت در حاکمیت و جامعه و توسعه کشور است کما اینکه دیدید در جریان جنگ چهل روزه چگونه وحدت کم‌نظیری که در جامعه درست شده بود، تخریب کردند.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد که ایران با یاری حاکمیت و جامعه، عزتمندانه از این پیچ جنگی عبور کند. آنگاه کمی بازار این تندروها کساد می‌شود. اما اگر جنگ فرسایشی ادامه یابد، تندروی‌ها هم فعال شده و بیشتر باعث فرسایش سرمایه اجتماعی می‌شود.