علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه در تشریح دلایل و ابعاد دور جدید حملات اسرائیل به سوریه در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کرد که در مورد انتخابات اسرائیل، فعلاً بحث بر سر آماده‌سازی احزاب برای انتخابات است. نتانیاهو و حزب لیکود در حال حاضر نسبت به احزاب دیگر تا حدودی عقب‌تر است و اگر انتخابات همین امروز برگزار شود، احتمالاً بازنده خواهد بود. به همین دلیل، گفته می‌شود که او می‌خواهد یک تحول مهم ایجاد کند تا آرای مردم را به سمت خود برگرداند تا ائتلاف حزبی‌ او بتواند مجدداً در انتخابات پیروز شود. در این زمینه، چند پیش‌بینی و گمانه‌زنی مطرح است که یکی از آن‌ها به تحولات لبنان مربوط می‌شود؛ چراکه آنچه در لبنان اتفاق افتاده، از نگاه نتانیاهو می‌تواند به‌عنوان شکست حزب‌الله و پیروزی برای او مطرح شود. به گونه‌ای که از منظر او اسرائیل توانسته است در مناطقی از حضور حزب‌الله برتری پیدا کند، به تپه‌ها مسلط شود، تونل‌ها را ویران کند و بخشی از تجهیزات و نیروهای انسانی حزب‌الله را از بین ببرد.

وی ادامه داد: در واقع، می‌توان گفت که اسرائیل در سرزمین‌هایی که حزب‌الله بیشترین حضور را دارد، نوعی تسلط پیدا کرده و این موضوع می‌تواند به‌عنوان یکی از دستاوردهای نتانیاهو مطرح شود. موضوع دیگر، تحولات سوریه است. نتانیاهو به بلندی‌های جبل‌الشیخ رفته که تصاویر او در آنجا نیز منتشر شده است. گفته می‌شود این مناطق حدود 30 تا 35 کیلومتر با دمشق فاصله دارند و اساساً بحث بر سر این است که اسرائیل از این مناطق به دمشق اشراف دارد و می‌تواند نوعی تسلط بر پایتخت سوریه پیدا کند. بنابراین، اسرائیل علاوه بر تصرف سرزمین‌ها، احتمالاً می‌خواهد برای مدت طولانی در این مناطق باقی بماند. این موضوع نیز می‌تواند از نگاه نتانیاهو به‌عنوان یک موفقیت مطرح شود؛ به این معنا که دیگر خطری از جانب سوریه متوجه اسرائیل نخواهد بود و اسرائیل توانسته است سرزمین‌هایی را نیز تصرف کند. لذا این دستاورد می‌تواند به‌عنوان یک برگ تبلیغاتی در انتخابات مورد استفاده قرار گیرد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: گمانه‌زنی دیگری هم وجود دارد و آن این است که هم موساد و هم دولت نتانیاهو درباره ایران سکوت کرده‌اند. گفته می‌شود این سکوت کامل ممکن است نشانه آن باشد که آن واقعه بزرگ، در ارتباط با یک حمله پیش‌دستانه یا حمله‌ای در پاسخ به حملات ایران باشد. در واقع، بیشتر گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها بر این محور است که نتانیاهو می‌خواهد برای انتخابات، یک برگ برنده ایجاد کند و احتمالاً این برگ برنده می‌تواند حمله به ایران باشد که البته این موضوع همچنان در حد گمانه‌زنی است و نمی‌توان با قطعیت درباره آن صحبت کرد. در مجموع، می‌توان گفت که اسرائیل در شرایط فعلی خود را یک عامل بلامنازع در خاورمیانه می‌داند. به عنوان مثال در غزه و در شرایطی که هیچ‌کس جلودار اسرائیل نیست، این رژیم به اقدامات تروریستی و ترورهای هدفمند ادامه می‌دهد؛ از جمله، ترور فرمانده گردان‌های قسام را انجام داده و پس از آن نیز بمباران‌های پراکنده‌ای در غزه صورت می‌دهد.

وی افزود: در برابر این اقدامات، نه از سوی کشورهای عربی صدای اعتراضی جدی شنیده می‌شود و نه از محافل بین‌المللی واکنش مؤثری دیده می‌شود. در نتیجه، فلسطینی‌ها عملاً رها شده‌اند. حتی وزیر داخلی اسرائیل نیز در حال زمینه‌سازی برای این وضعیت است و می‌گوید چندین کشور حاضر شده‌اند فلسطینی‌ها را بپذیرند. همچنین ادعا می‌شود که بسیاری از فلسطینی‌ها، یا حتی اکثریت آن‌ها، حاضر شده‌اند غزه را ترک کنند؛ زیرا زندگی در آنجا برایشان دشوار شده است. با وجود همه این مسائل، اسرائیل در لبنان و اکنون در سوریه نیز احساس می‌کند که کسی جلودارش نیست. مجموع این تحولات به نتانیاهو امکان می‌دهد دست بالاتری در مرزهای اسرائیل داشته باشد و سپس این دستاوردها را به مردم اسرائیل عرضه کند. او می‌تواند بگوید که هدف ما این است که صلحی دائمی در مرزهایمان، چه در سوریه و چه در لبنان، به وجود بیاوریم و عملاً این موضوع نیز می‌تواند به‌عنوان یک برگ برنده انتخاباتی مورد استفاده قرار گیرد تا ائتلاف جدید او مجدداً پیروز شود.

زرگر گفت: البته هنوز مشخص نیست که این طرح تا چه حد موفق خواهد بود، اما نتانیاهو در حال استفاده از یک عامل مهم است و آن، مشکلاتی است که ترامپ در داخل آمریکا (چه در مسائل اقتصادی و انرژی و چه در ارتباط با جنگ و تنش‌های مربوط به ایران) دارد. این درگیری‌های داخلی و خارجی ترامپ، از جمله در ماجرای عربستان و حوثی‌ها، نیز قابل مشاهده است. زمانی که ولیعهد عربستان چندین بار با ترامپ تماس گرفت و از او خواست برای مقابله با حوثی‌ها کمک کند، ترامپ این درخواست را نپذیرفت و پاسخ منفی داد. این موضوع نشان می‌دهد که ترامپ در سیاست داخلی و خارجی خود با مسائل و درگیری‌های متعددی مواجه است و نمی‌خواهد بیش از این خود را درگیر کند. بنابراین، نتانیاهو احساس آزادی بیشتری می‌کند. او احساس می‌کند تنها کشوری که می‌تواند ترمز اسرائیل را بکشد، آمریکا است، اما آمریکا نیز در شرایط فعلی درگیر مسائل داخلی و خارجی خود است. به همین دلیل، نتانیاهو با آزادی عمل بیشتری در منطقه حرکت می‌کند.

وی اضافه کرد: در این شرایط به نظرم دولت سوریه فعلاً نمی‌تواند واکنش جدی علیه اسرائیل نشان دهد. اگر از همان ابتدا، حتی در حداقل وضعیت ممکن، نسبت به اسرائیل اعتراض می‌کرد، هم مشروعیت داخلی‌اش مستحکم‌تر می‌شد و هم احتمال داشت کشورهای عربی بیشتر به دولت جدید سوریه کمک کنند؛ اما از همان ابتدا، نوعی ضعف از سوی این دولت نشان داده شد. علت این ضعف نیز به وضعیت داخلی سوریه برمی‌گردد. دولت جدید، خواه‌ناخواه، به کمک‌های دیگران متکی است. درست است که کردها نیز اعلام کرده‌اند که در چارچوب دولت سوریه هستند، اما هنوز سوریه یکپارچه نشده که دولت بتواند به‌راحتی روی یکپارچگی و انسجام ملی حساب باز کند. از سوی دیگر، ارتش سوریه پس از آنکه منهدم شد، برای شکل‌گیری یک ارتش جدید، هم از نظر نیروی انسانی و آموزش و هم از نظر تجهیزات، به زمان نیاز دارد. باید نیروها آموزش ببینند و تجهیزات فراهم شود، ولی هیچ‌کدام از این شرایط هنوز برای دولت جدید سوریه به‌طور کامل فراهم نشده است.

زرگر خاطرنشان کرد: به همین دلیل، دولت سوریه تا حدودی به غرب و آمریکا وابسته است و انتظار دارد آن‌ها جلوی اسرائیل را بگیرند و اجازه ندهند این رژیم بیش از این در امور سوریه دخالت کند یا سرزمین‌های سوریه را اشغال کند. بنابراین، وضعیت فعلی سوریه از این جهت، نوعی حالت خنثی و انفعالی دارد. اسرائیل نیز از این فرصت استفاده می‌کند تا هرچه بیشتر مواضع خود را مستحکم کند. اگر روزی قرار باشد میان سوریه و اسرائیل معامله‌ای انجام شود، اسرائیل می‌تواند بگوید که بلندی‌های جولان قبلاً به‌عنوان بخشی از خاک اسرائیل به رسمیت شناخته شده است و حالا مناطقی را که در این مدت پیشروی و اشغال کرده، به‌عنوان امتیاز وارد مذاکرات کند. برای مثال، بگوید که حاضر است بخش‌هایی از این مناطق را تخلیه کند تا مصالحه‌ای میان دو طرف برقرار شود.

وی در پایان گفت: به نظرم، اسرائیل فعلاً آزادی عمل خاصی احساس می‌کند. کشورهای عربی نیز، به‌ویژه عربستان که به‌عنوان برادر بزرگ‌تر این کشورها مطرح است، خود درگیر مسئله حوثی‌ها است. کشورهای دیگر هم که به نوعی پیمان ابراهیم را با اسرائیل امضا کرده‌اند، نمی‌خواهند روابطشان با اسرائیل تیره شود. در نتیجه، در شرایطی که کشورهای عربی موضعی خاموش و خنثی دارند، آمریکا از اسرائیل حمایت می‌کند و کشورهای غربی مانند فرانسه و انگلیس نیز صرفاً به اعتراضاتی کم‌اثر یا تحریم‌هایی محدود علیه شهرک‌نشینان اسرائیلی روی آورده‌اند. اسرائیل در این وضعیت، اقداماتی را انجام می‌دهد که هم به نفع سیاست داخلی نتانیاهو است و هم از نگاه خودش، با هدف تأمین امنیت اسرائیل صورت می‌گیرد.

انتهای پیام/