طبق گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در حالی که بازار اقلام اساسی به دلیل افزایش قیمت‌ برخی محصولات و تنزل قدرت خرید خانواده‌ها دچار چالش است، کاربران خبرآنلاین در واکنش به مقاله «رمزگشایی از گرانی کالاهای اساسی» نسبت به تفاوت میان مقدار موجودی کالا در بازار و قابلیت مالی مردم برای تهیه آن انتقاداتی را مطرح کرده‌اند؛ موضوعی که در بخش قابل‌توجهی از نظرات، به‌عنوان نکته‌ای کلیدی در وضعیت بازار عنوان شده است.

یکی از کاربران با تأکید بر افزایش قیمت‌ها نوشت: «چرا که نه، معلوم است که گران شده.» کاربر دیگری نیز به وجود کالاهای متعدد اشاره کرد اما فقدان توان خرید را یادآور شد و بیان کرد: «خوشبختانه همه چیز وجود دارد، اما وقتی نمی‌توانیم بخریم، چه سودی دارد؟ ما فقط می‌توانیم به اجناس نگاهی حسرت‌آمیز بیندازیم.» این نگرش در نظرات دیگری نیز تکرار شده و نشان می‌دهد بخش معتنابهی از کاربران، مسأله اصلی را نه در کمبود کالا، بلکه در ناتوانی مالی خانوارها در خرید می‌دانند.

در همین راستا، یکی از کاربران با انتقاد به ارتباط قیمت کالاها با نوسانات ارز، پرسشی را مطرح کرد: «مگر درآمد ما بر اساس دلار محاسبه می‌شود که این صحبت‌ها مطرح می‌شود؟» کاربر دیگری نیز این توجیهات را نوعی تسکین برای افزایش قیمت‌ها برشمرد و نوشت: «وقتی همواره به دنبال توجیه باشید، به هر حال یک دلیلی پیدا می‌شود.»

در عین حال، یکی از کاربران با دیدگاهی متفاوت بیان کرد که وفور کالاها در بازار الزاماً به معنای بهبود اوضاع مصرف‌کننده نیست؛ زیرا اگر قیمت‌ها بالا باشد، کالاها فروش نخواهند رفت و ممکن است در آینده، بخشی از مواد غذایی فاسد شده یا تاریخ مصرف آنها به سر آید.

همچنین، انتقاد از افزایش قیمت مواد غذایی نیز به عنوان نقطه نظرات بسیاری از کاربران مطرح شد. یکی از کاربران با صراحت ابراز داشت: «شما هر طور که می‌خواهید، به هر بهانه‌ای، بهای مواد غذایی را بالا ببرید.» کاربر دیگری بر این باور بود که افزایش قدرت خرید مردم باید اولویت اصلی باشد و تشریح کرد: «باید چاره‌ای برای قدرت خرید بیاندیشید و بس.»

در نظری دیگر بر لزوم توجه همزمان به حقوق و قیمت‌ها تأکید شده و اظهار داشت: «شما باید حقوق را بین‌المللی لحاظ کنید، نه فقط قیمت‌ها را.»

کالابرگ نیز به عنوان یکی از موضوعات مورد انتقاد کاربران مطرح شد. یکی از کاربران به‌طور مختصر و شفاف نوشت: «کالابرگ دیگر بی‌معنی شده است.» در کنار این نظر، انتقاد از مدیریت و نظارت بر بازار نیز به چشم می‌خورد.

یکی از کاربران به «نبود مدیریت و نظارت» اشاره کرد که به‌عنوان عامل وضعیت کنونی تلقی می‌شود، در حالی که کاربر دیگری به این نکته تأکید کرد که دولت باید نظارت بیشتری بر بازار داشته باشد و نباید به تولیدکنندگان اجازه داده شود که قیمت‌ها را به راحتی افزایش دهند.

فاصله میان افزایش حقوق و افزایش هزینه‌های زندگی نیز در چند نظر مشهود است. یکی از بازنشستگان با اشاره به افزایش قیمت کالاهای غذایی و لبنیات و گوشت در یک سال اخیر سؤال کرد: «چرا در طی تنها یک سال، بهای خوراکی‌ها و مواد لبنی و گوشتی اینقدر افزایش یافته؟ دولت و مجلس چه پاسخی خواهند داشت؟» او همچنین از افزایش ۲۰ درصدی حقوق و بالاتر بودن نرخ تورم انتقاد کرده و فشار بر بازنشستگان را گوشزد کرد.

کاربر دیگری در پاسخ به مقررات ارزی، پیشنهاد کرد: «دوباره ارز را به صورت تک‌نرخی مدیریت کنید.»

تجربه‌ای در خصوص قیمت نان نیز در یکی از نظرات مطرح شد. کاربر مذکور به این مسئله اشاره کرد که نانوایی‌ها با وجود دریافت آرد یارانه‌ای، نان را به نرخ آزاد به فروش می‌رسانند و در برابر اعتراضات مشتریان برخورد مناسبی ندارند. این نظر، به‌عنوان یک تجربه شخصی از طرف کاربر، نشان‌دهنده نیاز بخشی از کاربران به نظارت بیشتر بر عرضه کالاهای یارانه‌ای محسوب می‌شود.

گله‌مندی از کاهش چشمگیر قدرت خرید نیز بار دیگر در نظرات تکرار شده است. یکی از کاربران به‌صراحت نوشت: «دیگر توان خرید باقی نمانده است.» کاربر دیگری نیز سیاست‌های ارزی را علت بخشی از گرانی‌ها معرفی کرد و از فروش ارز به مردم و سیاست‌های ارزی دولت انتقاد نمود. همچنین در این نظر، افزایش بهای ارز و نحوه مدیریت بازار ارز به‌عنوان دلایل مؤثر بر قیمت کالاها ذکر شد.

کاربر دیگری نیز به این نکته اشاره داشت که نظارت دولت بر بازار کاهش یافته و تولیدکنندگان و کارخانه‌ها امکان افزایش قیمت‌های بیشتری پیدا کرده‌اند.

در مقابل، کاربری با استناد به بیانات رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی درباره عدم وجود کمبود، اشاره کرد: «شما کمبودی ندارید، ولی مردم قدرت خرید ندارند. بنابراین، نتیجه می‌گیریم که کالاها در دسترس هستند ولی با حسرت به آنها نگاه می‌کنیم.»

در ادامه این نظرات، یکی از کاربران از شدت فشار تورمی ابراز نارضایتی کرد و نوشت: «فشار تورم برای مردم غیرقابل تحمل است. قیمت مواد غذایی هر روز تغییر می‌کند. این مسئله به نظارت نیاز دارد.» دغدغه‌ها درباره قیمت برنج نیز در میان نظرات کاربران وجود داشت.

یکی از کاربران با طرح سوالی در خصوص برنج هندی و پاکستانی پرسید: «چرا باید بهای محصولاتی مانند برنج پاکستانی یا هندی اینقدر بالا برود؟»

موضوع دیگری که در نظرات کاربران مورد توجه قرار گرفت، دوگانگی بین قیمت‌های ارز و درآمدهای ریالی بود. یکی از کاربران در این رابطه نوشت: «چطور ممکن است که همه چیز با دلار نوساناتی داشته باشد اما حقوق‌ها به ریال و ثابت باقی بماند؟» این پرسش به‌واقع به یکی از دغدغه‌های کلیدی در میان نظرات اشاره دارد؛ اینکه افزایش قیمت کالاها با نرخ ارز هماهنگ است، اما درآمد خانوارها به همان سرعت ترقی نمی‌کند.

یکی دیگر از کاربران به انتقاد از ضعف نظارت بر عرضه و تقاضا پرداخت و تجربه خود به‌عنوان باغدار را مثال زد: «من سیب درجه یک را 50 تومان می‌فروشم، در حالی که بازار قیمت آن 200 تومان است؛ این رساننده‌ای از وضعیت موجود است.» این نظر، فاصله بین قیمت تولیدکننده و قیمت نهایی محصولات برای مصرف‌کننده را متذکر می‌شود و نشان می‌دهد برخی از مخاطبان، معضلات بازار را در زنجیره توزیع و واسطه‌گری می‌دانند.

در میان نظرات، واکنش‌های مختصر اما معناداری نیز وجود دارد؛ از جمله کاربری که نوشت: «کجاست گوش شنوا» و کاربری دیگر که پرسید: «چرا در مقابل افزایش قیمت‌ها اقدام نمی‌کنید؟» این دو نظر، به همراه سایر انتقادات مطرح‌ شده، نشان می‌دهد بخشی از کاربران بیشتر از آنکه به دنبال توضیح دلایل گرانی باشند، خواستار اقدام عملی برای کنترل قیمت‌ها و تقویت قدرت خرید هستند.

در مجموع، نظرات منتشرشده در واکنش به این گزارش، شامل طیفی از نگرانی‌ها نسبت به گرانی مواد غذایی، کاهش توان خرید، افزایش قیمت برنج و سایر اقلام، ناکارآمدی یا کاهش تأثیر کالابرگ، ضعف نظارت، فاصله قیمت تولیدکننده و مصرف‌کننده و همچنین تأثیر نوسانات ارزی بر قیمت کالاها را انعکاس می‌دهد.

نکته مشترک بسیاری از این نظرات این است: کالا در بازار موجود است، اما برای بسیاری از خانوارها، قدرت خرید آن به‌صورت محسوسی کاهش یافته است.

۲۲۳۲۲۴