بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تولیدکننده ایرانی به‌طور هم‌زمان با مشکلاتی نظیر قطع برق و گاز، کمبود منابع مالی، سیاست‌های ارزی بانک مرکزی، پیچیدگی‌های مربوط به ارز، تحریم‌ها و تغییرات مکرر در قوانین مواجه است؛ با این حال، برخی از سیاست‌های داخلی نیز طبق اظهارات رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، به‌جای تسهیل تولید، به عنوان مانع هایی بزرگ عمل کرده‌اند. رضا علیزاده در گفت‌وگوی خود با خبرنگار پارلمانی تابناک، به صراحت از سیاست‌های ارزی بانک مرکزی انتقاد کرده و از معادله مبهم بین معادن غیرفعال و صنعت خودروسازی سخن به میان می‌آورد و اشاره می‌کند که خسارات ناشی از جنگ به صنعت کشور لطمه وارد کرده و دولت با چالش‌هایی در زمینه جبران این خسارات روبه‌رو است.

طبق روایت تابناک، نکات کلیدی مطرح شده توسط رضا علیزاده، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است:

*موضوع کمبود انرژی واقعاً یکی از چالش‌های جدی پیش روی کشور به شمار می‌رود. متأسفانه با اینکه قانون به‌طور مشخص برای صنایع اولویت قطعی برق قائل نشده، در عمل، با کمبود انرژی، ابتدا این واحدهای تولیدی و صنعتی هستند که بیشترین آسیب را می‌بینند. وزارت صمت و کمیسیون صنایع و معادن مجلس جلسات متعددی در این خصوص تشکیل داده‌اند؛ این موضوع حتی در جلساتی با حضور وزیر نیرو و رئیس‌جمهور نیز مطرح شده و تا حدی میزان محدودیت‌ها کاهش یافته است. به‌عنوان نمونه، زمان قطع برق شهرک‌های صنعتی از دو هفته به یک هفته و سپس به دو روز و حتی یک روز کاهش یافت، به‌طوری که اولویت قطع برق از صنایع حذف شد.

* نمی‌توان واقعیت کمبود انرژی را نادیده گرفت. در حال حاضر با ناترازی جدی در این حوزه مواجه هستیم. بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده و از مدار خارج شده و بخشی نیز به دلیل افت راندمان نیروگاه‌هاست. همچنین افزایش مصرف انرژی نیز به‌طور مستمر ادامه دارد. این عوامل به‌طور مجموع باعث بروز مشکل کمبود انرژی شده است.

* برخی از واحدهای تولیدی که مصرف انرژی بالایی دارند، ملزم شده‌اند که انرژی مورد نیاز خود را از بورس انرژی تأمین کنند. البته این واحدها به قیمت‌ها اعتراض دارند و بر این باورند که هزینه انرژی در بورس بسیار بالا است. این‌ها راهکارهای متعدد برای مدیریت بهینه وضعیت موجود هستند، اما اگر بخواهیم ریشه مشکل ناترازی انرژی را برطرف کنیم، باید کمبود گاز به شکلی مدنظر باشد و واحدهای آسیب‌دیده به مدار تولید برگردند، همچنین نیروگاه‌هایی که راندمان آنها کاهش یافته، ترمیم شوند و نیروگاه‌های جدید نیز ساخته شوند. از سویی دیگر، واحدهای تولیدی باید سیستم‌ها و تجهیزات خود را به‌روز کنند تا مصرف انرژی آنها متعادل‌تر شود. متأسفانه بسیاری از تجهیزات و ماشین‌آلات واحدهای تولیدی قدیمی‌اند و در نتیجه مصرف انرژی بالایی دارند. این بخش نیاز به اصلاح دارد.

* به همراه این موارد، از نظر فرهنگی نیز باید توجه ویژه‌ای به موضوع صرفه‌جویی داشته باشیم تا از یک سو بتوانیم مصرف انرژی در بخش‌های مختلف را مدیریت کرده و از سوی دیگر، خانوارها را به این سمت هدایت کنیم که تمامی روش‌های ممکن، چه در مدیریت مصرف و چه در زمینه مدیریت تولید از سوی مجلس و دولت پیگیری می‌شود. ان‌شاءالله بتوانیم بر این چالش‌ها که فشار بی‌رحمانه‌ای بر بخش تولید و در نهایت بر مردم و مصرف‌کنندگان گذاشته، غلبه کنیم.

* فولاد مبارکه ظرفیت تولید بیش از ۹۰۰ مگاوات نیروگاهی برای خود ایجاد کرده است. البته نیروگاه این مجموعه نیز در اثر جنگ آسیب دیده است. این شرکت از سال‌ها پیش در تلاش بوده تا با توجه به مصرف برق حدود ۱۶۰۰ مگاواتی‌اش، بخشی از نیاز خود را از طریق تولید برق جبران کند. این یک گام مثبت است. همچنین شرکت‌های بزرگ دیگری هم وجود دارند که بخشی از نیاز انرژی خود را از طریق انرژی خورشیدی یا روش‌های دیگر تأمین می‌کنند. اما همانطور که اشاره کردم، برای واحدهای تولیدی بهتر است که بر روی کار تخصصی خود تمرکز کنند و دولت تأمین انرژی آنها را عهده‌دار باشد. هرچند در شرایط سخت و بحرانی، و با عدم وجود بودجه کافی از سوی دولت برای تأمین این زیرساخت‌ها، باید به شرایط موجود توجه کنیم. سال‌هاست تحت تحریم هستیم و به‌تازگی با محاصره نیز روبه‌رو شده‌ایم و جنگ نیز به برخی از نیروگاه‌ها و تأسیسات گازی آسیب زده است. این مجموعه شرایط ما را ملزم به اتخاذ چنین تصمیماتی کرده است.

* یکی دیگر از مسائل، نوسانات ارزی و تاثیر آن بر تأمین مواد اولیه صنایع است. سوال این است که تغییر سیاست‌های ارزی چه اثری بر تأمین مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز صنایع دارد؟ به‌خصوص برای صنایعی که مواد اولیه یا تجهیزات خود را از خارج وارد می‌کنند، آیا مجلس به‌دنبال برقراری سازوکاری ارزی باثبات و قابل پیش‌بینی است یا همچنان باید منتظر تغییرات مداوم در سیاست‌های ارزی باشیم؟ مجلس از ابتدا نسبت به مسائل نادرست سیاست‌های ارزی انتقاد داشته است. متأسفانه سیاست‌های موجود در زمینه ارز چندان اثربخش نبوده‌اند. پس از اینکه آقای همتی به منصب خود رسید، اصلاحاتی در این خصوص آغاز شد. در عین حال، رئیس‌جمهور نیز موضوع حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی و حرکت به سمت بازار مبادله با نرخ‌های جدید را پیگیری کرد. این اقدام از یک جنبه مثبت به شمار می‌رود زیرا منجر به حذف بخش عمده‌ای از رانت و فساد گردید و شرایط را نسبتا بهبود بخشید.

* در حال حاضر نسبت به عملکرد بانک مرکزی انتقاد داریم زیرا این نهاد در برخی موارد به‌صورت غیرمنطقی سخت‌گیری هایی را اعمال می‌کند. به حدی که واحدهای تولیدی نه تنها انگیزه‌ای برای صادرات ندارند، بلکه برای تولید نیز انگیزه کافی ندارند و حتی فرآیند واردات مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز نیز برای آنها دشوار شده است. تشریفات و فرآیندهای موجود بسیار پیچیده و سنگین شده و بانک مرکزی در مواردی اعلام می‌کند که این امور جزو اولویت من نیست! وظیفه من کنترل نرخ ارز از طریق مدیریت تورم و نقدینگی است. من ارتباطی به این مسائل ندارم! اما ما هنوز در مذاکرات متعدد تأکید کرده‌ایم که باید به تولیدکنندگان این فرصت داده شود که حداقل با آرامش خاطر بدانند وقتی می‌خواهند با منابع خود مواد اولیه یا تجهیزات را وارد کنند، دچار این فرآیندهای پیچیده نشوند.

* در پروژه‌های بزرگ، واحدهایی داریم که ۸۰ تا ۹۰ درصد پیشرفت داشته‌اند و اگر تکمیل شوند، می‌توانند ارزآوری چند صد میلیون دلاری برای کشور به همراه داشته باشند. اما این پروژه‌ها برای تکمیل ۱۰ یا ۲۰ درصد باقی‌مانده نیاز به تجهیزاتی دارند که سفارش ساخت آنها باید داده شود و بسیاری از این تجهیزات خاص و به‌صورت سفارشی تولید می‌شوند. بنابراین، لازم است که پیش‌پرداخت نیز انجام گردد.

* برخی از شرکت‌های خارجی بدون دریافت پیش‌پرداخت حاضر به تأمین تجهیزات برای این واحدها نیستند یا اعلام می‌کنند که باید کل مبلغ به‌صورت نقدی واریز شود. در عین حال، بانک مرکزی نیز این شرایط را نمی‌پذیرد و گفته که باید ابتدا تجهیزات سفارش داده شوند یا پیش‌پرداخت‌ها تامین شوند. از طرف دیگر، واحد تولیدی نیز می‌گوید اگر این کار را انجام ندهد، اساساً نمی‌تواند تجهیز مورد نیاز خود را خریداری کند. بانک مرکزی همچنین می‌گوید که ارز تنها در صورتی برای من قابل قبول است که کالا وارد کشور شود، مراحل گمرکی طی شود و ترخیص گردد تا بتوانم آن را از بدهی ارزی واحد تولیدی کسر کنم. اینگونه است که واحدها همین طور با این موضوع درگیر هستند و شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند. برخی از واحدها صادرات داشته‌اند، اما برای تأمین مواد اولیه خود باید ماه‌ها منتظر تخصیص ارز باشند و با اینکه منابع مالی خود را دارند، اجازه نمی‌یابند که این فرآیندها را سریع‌تر انجام دهند.

* ما به سیاست‌های بانک مرکزی انتقاد داریم و معتقدیم که این سیاست‌ها در نهایت به خلل در چرخه تولید و صادرات منجر می‌شود. ممکن است این رویداد عمدی نباشد، اما در عمل این سیاست‌ها مشخصاً در کوتاه‌مدت برخی از چالش‌های بانک مرکزی را برطرف کرده‌اند، اما در درازمدت به بروز مشکلاتی منجر می‌شوند که نهایتاً سیستم تولید را مختل یا فرسوده می‌کند و واحدهای تولیدی را به ورطه نابودیک می‌کشاند. ما به انتقاد از این سیاست‌ها ادامه خواهیم داد و پیگیر خواهیم بود تا موانع موجود به تدریج از میان برداشته شوند و سیاست‌های ارزی به‌اندازه‌ای تعدیل شوند که به تولید و صادرات آسیب کمتری وارد کنند.

۲۹۲۱۶