به نقل از خبرآنلاین، سایت عصرایران اینگونه گزارش داده است: این عضو شورای شهر تهران اظهار کرده است "واقعا مایۀ تاسف است که فردی به‌عنوان نماینده‌ای از جامعه هنری کشور در یک موقعیت بین‌المللی حاضر شود و مسائل بنیادین و مطالبات اساسی زنان و مردان سرزمین را به جنبه‌های سطحی و جزئی تقلیل دهد؛ به‌خصوص در وضعیتی که موفقیت‌ها، افتخارآفرینی‌ها و بالندگی زنان ایرانی در حوزه‌های مختلف علمی، فرهنگی و هنری برای همگان مبرهن است."

وی سپس پرسیده است: "چرا در این زمنیه‌ها به محاصره‌های ظالمانه اقتصادی، تحریم‌های بی‌سابقه‌ای که زندگی روزمرۀ مردم را تهدید می‌کند و جنایات مستکبران علیه زنان و کودکان بی‌گناه در این منطقه اشاره‌ای نمی‌شود؟"

درباره واکنش این عضو شورای شهر، می‌توان به 10 نکته اشاره کرد:

1. در چنین مواقعی معمولا تبریک گفته می‌شود. آیا واقعا برخی از فعالان ما با ابتدایی‌ترین مسایل آشنایی ندارند؟ آری، تبریک می‌گویند، نه اینکه افسوس بخورند. مانند این است که به عروسی بروید و تسلیت بگویید. به همان اندازه ناپسند و غیر منطقی. وقتی به ذکر نام این دختر تمایلی ندارید و فقط به بخش‌هایی از صحبت‌های او توجه می‌کنید، چگونه می‌توانید توقع داشته باشید که هنرمندان جوان از ادبیات رسمی پیروی کنند؟

2. عمر شورای شهر فعلی در سال 1404 به انتها خواهد رسید و اگرچه با یکی از مصوبات خود همچنان به کار خود ادامه می‌دهند، اما بسیاری بر این باورند که این شورا از لحاظ قانونی و حقوقی فاقد اعتبار است. ادعای اینکه انتخابات شورای آینده پس از اتمام جنگ برگزار خواهد شد، توجیهی برای ادامه دادن شورایی نیست که از شهروندان تهران به مدت 4 سال و با هیچ امکان تمدیدی وکالت گرفته بودند و در ضمن در آن انتخابات نیز اکثریت مردم تهران شرکت نکرده بودند. با توجه به این موضوع، شما نیز یک شهروند عادی هستید و در خصوص حقوقی بودن وضعیت فعلی‌تان، نظرات مختلفی وجود دارد.

اگر این شورا به حداقل‌ها محدود باشد و لاله مرزبان اگر زمانی در تهران بوده، به احتمال زیاد به شما و همفکران‌تان رأی نداده است. پس بعد از پایان دوره قانونی شورای شهر، نمی‌توانید مانند گذشته مدعی نمایندگی این شورا شوید. این نکته باید مورد توجه قرار گیرد. او نماینده جامعه هنری بوده، ولی آیا می‌توان شما را همچنان به عنوان عضو شورای شهر دانست در حالی که عمر این شورا به 4 سال رسیده و به پایان رسیده است؟!

3. هنرمند ایرانی تصریح کرده است که زنان ایران برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بالاترین هزینه‌ها را می‌پردازند. وقتی هنوز برای دریافت گواهی‌نامۀ رانندگی موتور سیکلت موانع ایجاد می‌شود و در صورت بروز تصادف از بیمه محروم هستند، آیا این واقعاً نشان‌دهنده هزینه‌های سنگینی نیست که برای کوچک‌ترین آزادی‌ها پرداخت می‌کنند؟ آیا دختر جوانی که به خاطر ورود به ورزشگاه‌ها جان خود را از دست داده، مصداق بارز این هزینه‌ها نیست؟ زنی که قصد جدایی دارد و بدون متوسل شدن به ابزار مهریه نمی‌تواند به سرپرستی فرزند خود دست یابد، آیا جز این است که برای کسب کوچک‌ترین آزادی‌ها نیاز به پرداخت هزینه‌های سنگین دارد؟

4. چرا مبتدی‌ترین مطالبات را به حجاب تقلیل داده‌اید؟ خودتان چنین قضاوتی در مورد هر دختر و زن انجام داده‌اید و بر اساس پوشش آنها قضاوت دارید و به هیچ وجه توجهی به هنرمند بودن یا تحصیل‌کرده بودن یا ورزشکار بودن آنها ندارید. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که هم لاله مرزبان و هم ریما رامین‌فر تنها به لباس پوشیده‌ای رضایت داده‌اند که با کلیشه‌های رسمی متفاوت است و از نظر بحث مو هم با پارچه حداقلی در نظر گرفته‌اند تا در بازگشت دچار مشکل نشوند. وقتی از صبح تا شب دختران و زنان را نه بر اساس استعداد و توانایی‌شان بلکه بر اساس پوشش و سبک زندگی قضاوت و تهدید می‌کنید، نتیجه‌اش همین می‌شود. البته خدا را شکر که بر سر سخنانش چالشی ایجاد کردید و به حجاب او پرداخته‌اید، زیرا اگرچه سربند داشته، ولی به خاطر رنگ‌ مشکی آن، باید بیشتر دقت کنید تا ببینید.

5. لاله مرزبان هنرمند است و از حق آزادی بیان برخوردار است و حقیقتی را بیان کرده است. بله، برای دست‌یابی به کوچک‌ترین آزادی‌ها باید مبارزه کرد، و یکی از این مبارزات گواهی‌نامۀ رانندگی موتورسواری برای زنان است.

شخصی به شوخی می‌گفت دختری که گیسوانش را آزاد گذاشته و با موتور سیکلت می‌رانند و از تلگرام فیلتر شده استفاده می‌کند، همزمان مرتکب سه جرم شده است! آن‌قدر برای هر اقدام جرم‌انگاری کرده‌اید که برای رهایی از این شرایط نیاز به تلاش مضاعف است. به جای انتقاد از او، قوانین خود را بازنگری کنید.

6. شما می‌پرسید چرا فلان نکته سیاسی بیان نشده است؟ اولاً، این قضیه به عضو شورای شهر ارتباطی ندارد. وظیفۀ شورای شهر و شهرداری فراهم کردن امکانات برای فعالیت‌های هنری است تا بازیگر تئاتر در فضایی نامناسب تمرین نکند. و اگر شهرداری منطقه امکان انجام این کار را فراهم کرده است، دلیلی برای انتقاد نیست، زیرا در دیگر نقاط این امکانات فراهم نیست.

7. آیا در ونیز نیز به کارهای مردم دست می‌اندازید؟ از طرفی، وقتی به دو رئیس‌جمهور سابق کشور انتقاد می‌کنید که چرا به دنبال صلح شرافتمندانه و پایان عزت‌مندانه جنگ بودند، وقتی جوانی این عبارات را به کار میبرد، بیشتر انتقاد می‌شود، و اگر هم مواضع رسانه‌ها و مداحان تلویزیون را تکرار کند، در اینستاگرام به او توهین خواهد شد! پس چگونه انتظار دارید هنرمند جوان – که دور از سیاست است – موضعی اتخاذ کند که یا در تلویزیون با ادب‌ترین افراد توهین کنند یا در اینستاگرام با ادب‌تر از براندازان؟!

جدا از این موارد، او به جشنوارۀ ونیز رفته، نه به اجلاس بریکس. و تازه، از او وقار، متانت و زیبایی ساطع می‌شود و آیا این بهترین تبلیغ نیست که جهانیان ببینند که با وجود جنگ و محاصره دریایی، کارهای فرهنگی و هنری در ایران به جریان است؟

به‌نظر شما، تلویزیون‌های ماهواره‌ای که به دنبال دو قطبی کردن جامعه ایران و القای توقف هنر در این کشور و محدودیت بیشتر برای زنان و دختران هستند، از دریافت این جایزه توسط یک بازیگر داخلی خوشحال خواهند شد؟ چرا این‌قدر نسبت به عمق سیاست بی‌توجهید و توقع دارید هنرمند، نظرات سخنگوی دولت یا نمایندۀ مجلس را بازگو کند؟ همچنین بدانید که از آن طرف هم برخی می‌پرسند که چرا در مورد دی 1404 صحبت نکردید و چرا این و آن را بیان نکردید؟

8. لاله جوان چه باید بکند وقتی افرادی مانند نادعلی چندان با دنیای هنر و زیبایی‌ها آشنا نیستند و فقط از دیدگاه ایدئولوژی به مسائل نگاه می‌کنند؟ کاش او بگوید آخرین بار چه کتابی خوانده، به کدام نمایش رفته و چه فیلمی دیده تا ما هم بیشتر به سخنان او ایمان بیاوریم. اما با همین نگاه ایدئولوژیک و تنگ‌نظرانه نیز، باید همین حضور و بی‌توجهی به سیاست را به‌اندازۀ جعفر پناهی و رسول اُف ارزشمند دانست، نه اینکه به آن ایراد بگیرید!

9 هنرمند مسئول وزارت خارجه نیست که به او بگویید در فلان محفل هنری چه بگوید یا نگویید. برای تأسف از این وضعیت خودتان را مورد سرزنش قرار دهید که هر چه بیشتر دختران و زنان نسل جدید را از خود دور کرده‌اید و با آن‌ها ادبیات مشترک ندارید و این گسست حتی در خانواده‌های خود کاربه‌دست‌ها هم مشاهده می‌شود.

10. البته آن شورای شهر با اتهام غیرقانونی به‌خاطر انقضای مدت وکالت چهار ساله خود، دچار مشکلاتی است و بعید است یادگار سردار سلیمانی با ادبیات شما مسالمت‌آمیز باشد. ای کاش قبل از اینکه علیرضا نادعلی موضع منفی بگیرد، نرجس سلیمانی تبریک می‌گفت و هنوز هم دیر نشده و می‌تواند بپرسد چرا اینقدر حقوق بدیهی را از دختران سلب می‌کنیم تا ناچار شوند در فستیوال‌های خارجی از دل زخم‌های خود بگویند؟

17302