خبرآنلاین - چند روزی است نام «قاسم بصیر» دیگر فقط در گزارش‌های نظامی و نمایشگاه‌های دفاعی دیده نمی‌شود. نام این موشک حالا کنار یکی از مهم‌ترین نمادهای قدرت نظامی امریکا قرار گرفته است؛ ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج واشینگتن». در جریان درگیری‌های اخیر ایران و امریکا، موشک‌های بالستیک ایران به سمت این ناو و یک ناوشکن امریکایی شلیک شدند و روایت‌های منتشرشده درباره این عملیات، «قاسم بصیر» را در مرکز توجه قرار دادند. رسانه‌های ایرانی از عبور موشک از لایه‌های دفاعی و رسیدن آن به محدوده ناو امریکایی سخن گفته‌اند، در حالی که سنتکام اعلام کرده شناورهای امریکایی با انجام مانورهای دفاعی از اصابت جلوگیری کرده‌اند. آنچه در هر دو روایت مشترک است، یک واقعیت مهم است: موشکی که نخستین بار در اردیبهشت ۱۴۰۴ معرفی شد، حالا در یک درگیری واقعی در برابر یکی از پیچیده‌ترین ساختارهای دریایی جهان قرار گرفته است. 

از «حاج قاسم» تا «قاسم بصیر»

برای شناخت قاسم بصیر باید چند قدم به عقب برگشت. بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم، این موشک در واقع از خانواده موشک بالستیک «شهید حاج قاسم» است؛ موشکی که ایران در سال ۱۳۹۹ از آن رونمایی کرد. حاج قاسم یک موشک بالستیک تاکتیکی با پیشران سوخت جامد، دو مرحله‌ای، طول حدود ۱۱ متر، وزن تقریبی ۷ تن و سرجنگی حدود ۵۰۰ کیلوگرم معرفی شده بود و برد اعلامی آن حدود ۱۴۰۰ کیلومتر بود. در گزارش‌های منتشرشده درباره خانواده حاج قاسم، سرعت ورود به جو حدود ۱۱ تا ۱۲ ماخ و سرعت برخورد حدود ۵ ماخ اعلام شده است. 

اما قاسم بصیر صرفاً تغییر نام یا یک نمونه جدید از همان موشک نیست. تفاوت اصلی در سامانه هدایت و کنترل آن قرار دارد. وزارت دفاع هنگام رونمایی در اردیبهشت ۱۴۰۴، این موشک را محصول ارتقای موشک‌های بالستیک شهید حاج قاسم معرفی کرد؛ ارتقایی که تمرکز آن بیش از افزایش برد، روی دقت، هدایت نهایی، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک و افزایش توان عبور از سامانه‌های دفاعی قرار گرفته است. برد اعلامی قاسم بصیر حدود ۱۲۰۰ کیلومتر است؛ بنابراین از نظر برد، حتی اندکی پایین‌تر از برد اعلام‌شده برای حاج قاسم قرار می‌گیرد، اما آنچه آن را مهم‌تر می‌کند، تغییر در شیوه پیدا کردن هدف است. 

موشکی که قرار است «ببیند»

مهم‌ترین ویژگی قاسم بصیر، سامانه هدایت آن است. بر اساس اطلاعات منتشرشده هنگام رونمایی، این موشک در مرحله نهایی پرواز از جست‌وجوی الکترواپتیکی و تصویربرداری حرارتی استفاده می‌کند. به زبان ساده، ایده اصلی این است که موشک در بخش پایانی مسیر فقط بر مختصات از پیش تعیین‌شده یا سامانه موقعیت‌یابی ماهواره‌ای متکی نباشد، بلکه بتواند تصویر یا نشانه حرارتی هدف را تشخیص داده و مسیر خود را اصلاح کند. به همین دلیل در رسانه‌ها عنوان «موشک با چشم» برای آن به کار رفته است. رادیو اروپای آزاد نیز هنگام رونمایی، استفاده ایران از جست‌وجوگر اپتیکی در یک موشک بالستیک میان‌برد را یکی از ویژگی‌های متمایز این سامانه توصیف کرد. 

۱۲۰۰ کیلومتر برد؛ ۱۱ متر طول؛ حدود ۷ تن وزن

در مورد سرعت نیز باید میان اطلاعات رسمی و برآوردهای منتشرشده تفاوت گذاشت. برای خانواده حاج قاسم، سرعت ورود مجدد به جو حدود ۱۱ ماخ و سرعت برخورد حدود ۵ ماخ اعلام شده است. برخی منابع این مشخصات را به قاسم بصیر نیز نسبت داده‌اند و گزارش‌های تخصصی از ورود سرجنگی به جو با سرعت حدود ۱۱ ماخ و برخورد با سرعت حدود ۵ ماخ سخن گفته‌اند. بنابراین می‌توان گفت قاسم بصیر در مرحله نهایی پرواز در محدوده سرعت‌های هایپرسونیک قرار می‌گیرد، اما همه اعداد منتشرشده درباره سرعت، به‌صورت مستقل و عملیاتی تأیید نشده‌اند. 

سرجنگی ۵۰۰ کیلویی و بدنه‌ای برای یک پرواز سخت

قاسم بصیر با سرجنگی حدود ۵۰۰ کیلوگرمی معرفی شده است؛ عددی که با مشخصات منتشرشده برای حاج قاسم همخوانی دارد. همین وزن سرجنگی در کنار سرعت بسیار بالا، به موشک اجازه می‌دهد حتی در صورت نبودن یک انفجار بزرگ، انرژی جنبشی قابل‌توجهی را در لحظه برخورد آزاد کند. البته درباره نوع دقیق سرجنگی، انفجاری یا ترکیبی بودن آن و جزئیات فیوز و سازوکار انفجار، اطلاعات رسمی کافی منتشر نشده است.

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که در گزارش‌های فنی درباره قاسم بصیر مطرح شده، قابلیت مانور سرجنگی در مرحله بازگشت به جو است. در این حالت، سرجنگی پس از جدا شدن از بخش اصلی موشک می‌تواند در مسیر خود تغییراتی ایجاد کند. همین مسئله رهگیری آن را برای سامانه‌های دفاع موشکی دشوارتر می‌کند، زیرا مسیر یک سرجنگی مانورپذیر را نمی‌توان به سادگی با همان مدل‌های محاسباتی مورد استفاده برای یک مسیر بالستیک کاملاً قابل پیش‌بینی دنبال کرد. مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل نیز قاسم بصیر را موشکی با بدنه بازگشتی مانورپذیر توصیف کرده و سرعت ورود آن به جو را حدود ۱۱ ماخ و سرعت برخورد را حدود ۵ ماخ گزارش کرده است. (INSS)

چرا قاسم بصیر برای ناو امریکایی مهم است؟

تا پیش از مطرح شدن استفاده از قاسم بصیر در عملیات دریایی اخیر، مأموریت شناخته‌شده این خانواده عمدتاً در حوزه اهداف زمینی تعریف می‌شد. تفاوت بزرگ میان یک پایگاه ثابت و یک ناو هواپیمابر در همین‌جا خود را نشان می‌دهد. مختصات یک پایگاه را می‌توان از پیش تعیین کرد، اما ناو در طول مسیر حرکت می‌کند، سرعت و جهت خود را تغییر می‌دهد و در کنار آن، مجموعه‌ای از سامانه‌های راداری، موشکی و جنگ الکترونیک برای دفاع از آن فعال هستند.

به همین دلیل اگر قاسم بصیر واقعاً بتواند در مرحله پایانی با استفاده از حسگر اپتیکی و حرارتی یک هدف متحرک دریایی را شناسایی و به سمت آن هدایت شود، این اتفاق از نظر عملیاتی بسیار مهم‌تر از یک حمله معمولی به یک پایگاه ثابت خواهد بود. در گزارش‌های اخیر نیز دقیقاً همین قابلیت مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه یک موشک بالستیک میان‌برد با سرجنگی مانورپذیر، از یک سلاح ضداهداف زمینی به ابزاری برای تهدید شناورهای بزرگ تبدیل شود. 

آزمایش اردیبهشت ۱۴۰۴، میدان واقعی شهریور ۱۴۰۵

قاسم بصیر در اردیبهشت ۱۴۰۴ معرفی شد و ایران اعلام کرد که این موشک پیش از رونمایی آزمایش شده است. طبق گزارش‌های منتشرشده، در آزمایش‌های اولیه برد بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر و توانایی‌های جدید هدایت و مقابله با جنگ الکترونیک مورد تأکید قرار گرفت. در آن زمان، پرسش اصلی این بود که آیا قابلیت‌های اعلام‌شده روی کاغذ می‌توانند در یک میدان واقعی هم جواب بدهند یا نه.

حالا یک سال بعد، نام قاسم بصیر در شرایطی دوباره مطرح شده که یک ناو هواپیمابر امریکایی در منطقه در تیررس موشک‌های ایران قرار گرفته است. گزارش‌های ایرانی، این حمله را تجربه‌ای موفق برای قاسم بصیر توصیف کرده‌اند و منابع امریکایی از مانور ناو برای فرار از موشک‌ها سخن گفته‌اند. مؤسسه ISW نیز گزارش کرده که رسانه‌های ایرانی استفاده از قاسم بصیر در حمله ۶ سپتامبر به «جورج واشینگتن» را مطرح کرده‌اند، هرچند تأکید کرده که خود این ادعا را به‌طور مستقل تأیید نکرده است.

در نتیجه، اهمیت امروز قاسم بصیر فقط به برد ۱۲۰۰ کیلومتری یا سرجنگی ۵۰۰ کیلوگرمی آن محدود نیست. مسئله اصلی این است که ایران تلاش کرده یک موشک بالستیک دقیق و مانورپذیر را وارد مأموریتی کند که تا پیش از این برای آن بسیار دشوارتر بود: تهدید یک هدف بزرگ، ارزشمند و متحرک در دریا. اگر قابلیت هدایت نهایی این موشک علیه اهداف دریایی در میدان نبرد تثبیت شود، قاسم بصیر می‌تواند بخشی از معادله دفاعی ناوهای امریکایی در خلیج فارس و دریای عمان را تغییر دهد؛ نه لزوماً به این معنا که یک موشک به‌تنهایی می‌تواند برتری دریایی امریکا را از بین ببرد، بلکه به این معنا که فاصله، مسیر حرکت و میزان آزادی عمل ناوهای امریکایی در منطقه دیگر نمی‌تواند بدون محاسبه تهدید چنین موشک‌هایی تعیین شود.

قاسم بصیر در اصل موشکی درباره افزایش برد نیست؛ داستان درباره «دیدن» هدف، اصلاح مسیر و رساندن یک سرجنگی سنگین به نقطه‌ای است که پیش از این باید تصور می‌شد از دسترس موشک‌های بالستیک ایران خارج است. 

۳۱۳۱