به نقل از خبرنگار سیاسی ایرنا، علیرضا معزی در روز دوشنبه، در یک نشست تخصصی با عنوان خط قرمز در مطبوعات و رسانهها بیان کرد: ما همگی با مفهوم «قانون مطبوعات» آشنایی داریم. این قانون خطوط قرمز واضح و مشخصی را معین کرده است که بر عهده ماست تا به آنها پایبند باشیم.
او افزود: در کنار این چهارچوبهای روشن، ما همچنین با نوعی خطوط قرمز تحت عنوان «خطوط قرمز شناور» مواجه هستیم؛ خطوطی که در شرایط خاص، و به ویژه در زمان بحران، به وجود میآیند.
این فعال حوزه رسانه تصریح کرد: در چنین مواقعی، مفهوم وسیعتری از «امنیت ملی» به چشم میخورد. این بدین معناست که هر موضوعی که بهنوعی با امنیت ملی در تضاد باشد، در زمره خطوط قرمز محسوب میشود. در اینجا رسانه با چالشی بزرگ روبهرو میشود. این پرسش مطرح است که چه شخص یا نهادی، براساس چه معیاری و با چه استدلالی و به چه مدتی، موضوعاتی را در ارتباط با امنیت ملی به رسانه ابلاغ میکند و از آنها انتظار رعایت این خطوط را دارد.
معزی تصریح کرد: در صورتی که این چهارچوب قابل پیشبینی و روشن نباشد و اسباب ابهام در آن وجود داشته باشد، رسانه دچار پارادوکس در امنیت کاری خود خواهد شد. آیا همه بحرانها و مسائل، ماهیتی دائمی دارند که محدودیتهای ناشی از آنها هم دائمی است؟
این فعال رسانهای ادامه داد: در غیاب روشنی در این موارد، امنیت حرفهای رسانه به مخاطره میافتد. زمانی که امنیت رسانه تحت تأثیر منفی قرار بگیرد، ترس و رعب در بین رسانهها و خبرنگاران گسترش مییابد. این وضعیت به رسانهای مرعوب میانجامد و بدین ترتیب، ما با پدیده خودسانسوری، ناشی از ترس مواجه خواهیم بود.
او تأکید کرد: آسیب اولیه ناشی از این وضعیت، از دست رفتن سرمایه اصلی هر رسانه است. آنچه بهعنوان سرمایه اصلی رسانه محسوب میشود نه لجستیک آن و نه تحریریهاش؛ بلکه اعتماد مخاطبان است. به محضی که رسانه این سرمایه حیاتی یعنی اعتماد را از دست بدهد، باید اذعان کرد که این آسیب تنها به خود رسانه محدود نمیشود، بلکه امنیت ملی کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
رسانه بخشی از زیرساختهای امنیت ملی است
معزی خاطرنشان کرد: رسانهها تنها مصرفکننده یا موضوع امنیت نیستند، بلکه خود از زیرساختهای کلیدی امنیت ملی محسوب میشوند؛ زیرا باید نقش مهمی در مدیریت تابآوری اجتماعی ایفا کنند. زمانی که یک رسانه با نقص اطلاعاتی و فقدان اعتماد مواجه شود، در زمان بحران نخواهد توانست در راستای تابآوری ملی عمل کند؛ زیرا نه اعتمادی وجود دارد و نه مرجعیتی. این وضعیت بهدلیل آن است که خبرنگار در محیطی پر از ترس و اضطراب فعالیت میکند.
این فعال رسانهای افزود: من به عنوان یک رسانه مسئول، نمیتوانم رسانهای مرعوب و توجیهشده نسبت به تمامی اطلاعات و امنیت ملی باشم. در هنگام توجیه نشدن، کارهایی را انجام میدهم که دلیل آن برایم روشن نیست. خطوط قرمز مشخصی در مطبوعات وجود دارد که به طور سنتی رعایت میکردیم و اکنون نیز رعایت میکنیم، اما دلیل آن را نمیدانیم چون ترس بر ما غلبه کرده است.
معزی تأکید کرد: خبرنگار ترسیده، خبرنگار مسئول نیست، بلکه به نوعی به خودسانسوری دچار شده است.
او عنوان کرد: رسانهها و روزنامهها تنها موضوع امنیت این کشور نیستند بلکه باید به عنوان جزئی از زیرساخت امنیت و تأمینکننده امنیت شناخته شوند، نه به عنوان مصرفکننده آن و باید رسانه را در ساخت امنیت دخیل دانست.
معزی افزود: ما همگی ضامن امنیت ملی هستیم و نه فقط مسئولین امنیت ملی یا کسانی که در این حوزه تعریف میشوند، بلکه همه با هم مسئولیت ساخت امنیت را داریم.
رسانه بدون مشارکت در تعیین چارچوبها نمیتواند به نحو مسئولانه عمل کند
او ادامه داد: رسانهای که به خودسانسوری دچار شده باشد، دو پیامد ویرانگر خواهد داشت؛ نخست، با یک خلأ اطلاعاتی مواجه میشود و دوم، مرجعیت خود را از دست میدهد. از دست دادن مرجعیت به معنای از دست رفتن اعتماد است؛ و هنگامی که اعتماد فرو میریزد، مرجعیت رسانه به خارج از مرزها منتقل میشود.
معزی تصریح کرد: در چنین شرایطی، شایعات به قوت خود میرسند و عملیات روانی دشمن آغاز میشود. وقتی رسانهای اعتماد عمومی را از دست دهد، عملاً برای مقابله با عملیات روانی دشمن و مدیریت تابآوری اجتماعی، «خلع سلاح» شده است و این بزرگترین آسیب ناشی از خودسانسوری یا وجود خطوط قرمز غیر واضح و غیر مدون به امنیت و تابآوری اجتماعی است.
این فعال رسانهای تأکید کرد: در واقعیت، اگر رسانهها در تعریف خطوط قرمز درگیر نشوند و چارچوبها برای آنها بهروشنی مشخص نشود، نمیتوانند به طور مسئولانه و با تمام توان عمل کنند.
معزی ادامه داد: اگر سیستمهای قضایی و امنیتی را نیز نادیده بگیریم، یک رسانه فقط به عنوان یک نهاد متعهد به اعتماد مردم، اگر بداند مرزهای فعالیتش شفاف است، از نشر اکاذیب و ایجاد نگرانی در اذهان عمومی پرهیز خواهد کرد. بسیاری از ما بارها با عناوین حقوقی مانند «نشر اکاذیب» یا «تشویش اذهان» روبهرو شدهایم و به زندان رفتهایم.
او افزود: وقتی به طور مداوم با عناوینی مبهم مانند «اقدام علیه امنیت ملی» احضار میشویم، این بلاتکلیفی واقعاً امنیت ذهنی و حرفهای ما را از بین میبرد. در زمان دولت آقای احمدینژاد، گزارشی فنی درباره میزان بنزن و اکتان بنزین پتروشیمی منتشر کردم و به همین دلیل متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» شدم.
این فعال فرهنگی گفت: ادعای شاکی این بود که چرا موضوعی را افشا کردهام که نباید گفته میشد؛ در حالی که آن موضوع تنها یک بحث فنی و علمی بود. این نوع برخوردهای مبهم دقیقاً همان امری است که رسانه را به انفعال میکشاند.
معزی افزود: زمانی که تعریف دقیق و مشخصی از «امنیت ملی» وجود نداشته باشد، ناخودآگاه به همکارانم در تحریریه میگویم هر مطلبی که ممکن است حساسیت ایجاد کند را خودتان مدیریت (سانسور) کنید. این دستور نه از سر بیتعهدی، بلکه بهعنوان راهکاری اجتنابناپذیر برای محافظت از همکاران در برابر تبعات قضایی است.
او تصریح کرد: حفظ امنیت خبرنگار و رسانه تنها یک مسأله حقوق بشری یا حقوق شهروندی نیست، بلکه مستقیماً به «امنیت کشور» و «ظرفیت اطلاعاتی و تابآوری کشور» مرتبط است. رسانهای که از امنیت حرفهای برخوردار باشد، میتواند ظرفیت اطلاعاتی کشور را افزایش دهد و به وظایف خود به درستی عمل کند.
این فعال رسانهای تأکید کرد: در صورتی که جامعه رسانهای تحت تأثیر ترس قرار بگیرد و نتواند با سرعت و دقت عمل کند، طبیعی است که شایعات جای رسانه را بگیرند. شایعه یکی از بزرگترین دستاوردهای دشمن است؛ زیرا میتواند با استفاده از آن، عملیات روانی در جامعه را هدایت کند.
معزی گفت: در فاجعه هواپیمای اوکراینی، جامعه رسانهای ما با همین چالش رو به رو شد. بعد از آن، بسیاری از رسانهها را متهم کردند که حقیقت را کتمان کردهاند، اما کمتر کسی از خود پرسید چرا رسانهها چنین کاری کردند. واقعیت این است که بخش قابل توجهی از رسانهها تحت تأثیر ترس و خودسانسوری قرار گرفته بودند و از سویی دیگر، اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی نیز به آنها ارائه نمیشد.
وی اظهار کرد: امروز در شرایطی قرار داریم که نه میتوان به آسانی آن را جنگ تصور کرد و نه صلح؛ وضعیتی پیچیده و نزدیک به بحران. در چنین شرایطی، رسانهها باید یک بار دیگر جایگاه و ظرفیتهای خود را بازتعریف کنند و ببینند چه مقدار به اطلاعات صحیح و قابل اعتماد دسترسی دارند و چه میزان میتوانند با توجه به مسئولیت اجتماعی خود، اطلاعات دقیق را در اختیار جامعه قرار دهند.
معزی ادامه داد: مسأله اصلی این است که رسانه تا چه حد میتواند در تابآوری جامعه نقش فعالیتی ایفا کند. من بر این باورم که اگر رسانه «مسئول» باشد و نه «مرعوب»، میتواند خطوط قرمز را به درستی مدیریت کند. رسانه صرفاً وظیفهاش انتشار خبر نیست؛ بلکه باید اعتماد عمومی را مدیریت کرده و در افزایش تابآوری اجتماعی حاضر باشد.
وی افزود: رسانه وظیفهای ملی دارد. من به عنوان یک رسانهای نمیتوانم تنها به نهادهای امنیتی یا قضایی پاسخگو باشم. در وهله اول، باید پاسخگوی وجدان خودم و مسئولیتی که برعهده دارم باشم؛ سپس در برابر مردم و بعد در برابر سرمایهای که رسانه در طول سالها به دست آورده، یعنی اعتماد مردم.
معزی تأکید کرد: بنابراین چالش امروز رسانه فراتر از این است که «چه چیزی را منتشر کنیم و چه چیزی را منتشر نکنیم»؛ مسأله این است که چگونه در شرایط بحرانی بهطور مسئولانه عمل کنیم، حقیقت را فدای ترس نکنیم و اجازه ندهیم که خلأ اطلاعاتی به میدان جولان شایعات و عملیات روانی تبدیل شود.
وی اظهار کرد: رسانهای که قادر به جلب اعتماد مردم باشد، باید مستقل باشد و مردم بدانند که این رسانه به حاکمیت و دولت وابسته نیست و استقلال دارد. اعتماد به رسانه تنها در زمان بحران ایجاد نمیشود، بلکه پیش از آغاز بحران نیز باید این اعتماد شکل بگیرد؛ چرا که رسانه جزئی از زیرساختهای امنیت ملی کشور است.
این فعال رسانهای در خاتمه گفت: رسانه باید تابآوری ملی را مدیریت کند؛ اما اگر بگذاریم تا خطوط قرمز شناور و غیرمستند که دلایل ریسک و حتی پیشبینیپذیری آن مشخص نیست، گسترش یابد، بزرگترین آسیب آن متوجه رسانه، امنیت ملی و تابآوری کشور خواهد بود.
نظرات کاربران