جواد نکونام به خاطر استراتژی‌های دفاعی خود شناخته شده است. این ویژگی به‌طور چشم‌گیری تفاوت اصلی رویکرد تیم تراکتور در دیدار فصل گذشته مقابل شباب الاهلی، در دور نخست همین لیگ نخبگان، با بازی امشب به چشم می‌خورد. تیم اسکوچیچ در آن زمان، در همان ورزشگاه و برابر همین رقیب، ابتدای بازی گل نخست را به ثمر رساند، اما بعد از دریافت کارت قرمز، متأسفانه گل تساوی را پذیرا شد! اینکه چرا مدیران باشگاه تراکتور با همان ساختار و فلسفه، اقدام به استخدام سرمربی‌ای با سبک متفاوت کردند، سؤالی بی‌پاسخ باقی مانده است.

نکونام در تشکیل تیمش از دو هافبک دفاعی کاملاً متمرکز، یعنی مهدی حسینی و خامربکف استفاده کرد، درحالی‌که مشکل همیشگی ناهماهنگی در مرکز خط دفاع که ناشی از همکاری ناموفق شجاع با هم‌پستی‌ها بوده، وجود داشت. شجاع با توجه به بالا رفتن سن، معمولاً عقب می‌ماند و هم‌تیمی‌هایش، چه عارف آغاسی و سدلار باشند و چه دانشگر، نمی‌دانند که چه نقشی در خدمت به شجاع ایفا کنند یا نسبت به او مسئولیت پذیر باشند.

علاوه بر این، هیچ نشانی از نفوذهای دانیال و نادری در سمت راست و چپ خط دفاع دیده نشد. این وضعیت به این معنی بود که نکونام آنقدر بر حفظ این دو بازیکن تأکید دارد که مثلاً دانیال در دقیقه ۶۶ از وسط زمین یک پاس به عقب به دروازه‌بان داد که پاس او به پارسا نرسید و منجر به کرنر شد! این استرس ناشی از دستورهای مکرر سرمربی برای جلوگیری از نفوذ، تنها یک دلیل داشت که خلاف تمایل و تخصص این بازیکن بود!

در واقع در ترکیب نکونام، ۶ بازیکن ملزم به ماندن در بخش دفاعی شدند که به همراه دروازه‌بان، جمعاً ۷ نفر در یک‌سوم دفاعی قرار گرفته و بدین ترتیب قادر به کمک به حمله‌وران نبودند! این امر موجب می‌شود که از ۴ بازیکن باقی‌مانده در خط تهاجمی، کار چندانی به نتیجه نرسد. به ویژه در برابر حریف در خانه‌اش و در مقابل تیمی که به آمادگی رسیده بود. اما مشکل تراکتور فقط دفاع نیست؛ نکونام همچنین از توانایی بهترین بازیکن خود نیز به‌خوبی بهره‌برداری نکرد!

حسین‌زاده، به‌عنوان تأثیرگذارترین بازیکن دو فصل اخیر فوتبال ما، پشت سر اشترکال قرار گرفت. هلیلوویچ قرار بود بلافاصله پس از تصاحب توپ، جای مهدی ترابی را پر کند، درحالی‌که این بازیکن به لحاظ توانایی‌ها و تکنیک، در سطح مهدی نیست. بهترین گلزن و گلساز ما، حتی با وجود استارت و انرژی بالا، نهایتاً تا چه مدت و کجا می‌توانست به محض تصاحب توپ توسط تیم خودی، خود را به خط حمله برساند و در آن نقطه تمرکز کافی برای زدن ضربه نهایی را داشته باشد؟ در نیمه دوم و به ویژه با ورود مهدی شیری و شهریار مغانلو و همچنین اجازه به جلو کشیدن دانشگر و دانیال، چند موقعیت مناسب روی دروازه حریف ایجاد شد، اما حسین‌زاده همچنان غایب بود.

مشکل دیگر تراکتور، نادیده گرفتن توان ملموس میزبان بود. جالب اینجاست که سردار آزمون تحت کنترل قرار نگرفت! او که در بازی قبل ستاره بود و به‌عنوان برترین بازیکن در امارات شناخته می‌شود، بایستی مهار می‌شد، به‌ویژه در نبردهای هوایی. اما او با سر گلزنی کرد که با اندکی شانس برای ما، در آفساید قرار داشت و بعد از آن پاس گل داد تا تراکتور در هر دو نیمه به رختکن با باخت برود.

در آغاز نیمه دوم، شیری جای حسینی را گرفت تا خط میانی را محکم‌تر کند، اما این تغییر فایده‌ای نداشت. پارسا جعفری در دقیقه ۴۸ تک به تک را نجات داد که دوباره از نقاط ضعف قلب دفاع و عملکرد ضعیف شجاع، حریف به حمله پرداخت، و یک دقیقه بعد این سناریو دوباره تکرار شد!

در یک کلام، نقطه ضعف اصلی تراکتور در آدرسی نهفته است که تمام تیم‌های آسیایی با آن آشنا هستند. مشکل در قلب دفاع و کندی شجاع، در این مسابقه، به تیم آسیب زد. او یک بار پاس گل به رقیب داد و چندین بار خوش‌شانس بود که تیمش گل نخورد؛ اما در نهایت، تراکتور با حضور شجاع و عدم بهره‌مندی از نکونام، و با همکاری مشترک سرمربی و کاپیتان، سه امتیاز مهم در مرحله نخست را در دبی گم کرد.

بیشتر بخوانید: الشباب‌الاهلی ۱ - تراکتور ۰/ سردار و شجاع پایه‌گذار نخستین شکست نکونام در نخبگان