سیدجلال ساداتیان، کارشناس حوزه مسائل انگلیس، در اشاره به ایده اتحاد میان اسکاتلند، ایرلند شمالی و ولز برای رسیدن به استقلال از انگلیس، در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: پیش از هر قضاوتی باید روشن شود که ایرلند شمالی و ایرلند جنوبی از یکدیگر تفکیک شدند و در گذر زمان، سال‌ها درگیری و کشمکش جدی میان بخش‌هایی از ایرلندی‌ها برای دست‌یابی به استقلال از انگلستان شکل گرفت؛ اما در نهایت این روند به نتیجه نرسید و خواسته‌های استقلال‌طلبانه پذیرفته نشد.

وی در ادامه افزود: در آستانه مطرح شدن بحث برگزیت، شاهد بروز طرح‌هایی درباره وحدت میان ایرلند و اسکاتلند بودیم. سپس بریتانیا تلاش کرد مسیر این ماجرا را سد کند و تا حدی هم موفق شد؛ با این توضیح که ریشه‌های همان استقلال‌خواهی و پیوندهایی که میان این نیروها وجود داشت، همچنان باقی مانده و از بین نرفته است.

ساداتیان ادامه داد: برای نمونه، اسکاتلند به سمت اعلام استقلال حرکت کرد؛ هرچند در حال حاضر هم نوعی استقلال داخلی را دنبال می‌کند، به این معنا که پارلمان جداگانه خود را دارد. بر این اساس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی در گستره جغرافیایی پیرامون انگلستان قرار گرفتند و در نهایت، مجموع این چارچوب‌ها به عنوان «پادشاهی متحد بریتانیا» صورت‌بندی شد.

وی گفت: بنابراین، از گذشته نیز این سه ناحیه گرایش‌هایی به سمت استقلال داشته‌اند و انگلستان هم به دلیل میزان ارتباطات و مناسبات گسترده‌ای که دارد، عملاً آنها را در جای خود نگه می‌دارد؛ در نتیجه، ولز، اسکاتلند و ایرلند ناگزیرند تا اندازه‌ای تابع چارچوب‌های تصمیم‌گیری انگلستان باشند. با این حال، جنبش استقلال‌طلبی همچنان کاملاً خاموش نشده و حضور آن پابرجاست.

ساداتیان افزود: در پرونده برگزیت، بوریس جانسون—نخست‌وزیر وقت انگلیس—در نهایت لندن را از اتحادیه اروپا خارج کرد. همان زمان ادعا شد که انگلستان یا بریتانیا حدود ۸۰۰ میلیارد پوند متحمل زیان شده است؛ علاوه بر این، در ادامه بسیاری از فرصت‌های شغلی نیز از بین رفت. دلیلش هم این بود که در حوزه اشتغال، بریتانیایی‌ها به سادگی می‌توانستند به کشورهای اتحادیه اروپا بروند و آنجا مشغول کار شوند و در مقابل، رفت‌وآمدهای دوطرفه نیز برقرار بود. همچنین مسئله سرمایه‌گذاری‌ها، بهره‌مندی از تعرفه‌های ترجیحی و تخفیفی و مجموعه‌ای از امتیازهای دیگر مطرح بود که حذف آنها پیامدهای اقتصادی و کاری به همراه داشت.

وی تأکید کرد: پس جانسون بخش عمده‌ای از این امتیازات را از دست داد و بعد از آن، زمزمه‌های بازگشت و پیوستن دوباره به اتحادیه اروپا دوباره مطرح شد. اما این روند—به نظر می‌رسد—هنوز چالش‌ها و مسائل ویژه خود را دارد؛ یعنی نشست‌های متعدد برگزار کرده‌اند و درباره اینکه چه چیزهایی باید بدهند و در مقابل چه چیزهایی باید به دست بیاورند، گفت‌وگو می‌کنند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در همین میان، وقتی ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش روی کار آمد، شعار دور نخست خودش یعنی «آمریکا اول» را با شدت و صراحت بیشتری دوباره جلو کشید. معنایی که از این شعار برداشت می‌شد این بود که قرار نیست همکاری‌هایی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته همچنان ادامه پیدا کند؛ نگاه نیز به سمت چندجانبه‌گرایی نخواهد رفت و ترامپ قصد ندارد با دیگران مشورت کند. در واقع، ایده اصلی این است که همه چیز تحت کنترل و محوریت ایالات متحده باقی بماند.

وی افزود: بر این مبنا، بریتانیا که شریک آمریکا بوده و روابط فراآتلانتیکی قابل توجهی با این کشور داشته است، در ماجرای برگزیت یک «رودست» جدی خورد. نخست‌وزیرهای بعدی هم—هرکدام به شیوه خود—کوشیدند وضعیت ایجادشده را تا حدی ترمیم کنند.

ساداتیان ادامه داد: در این چارچوب، به نظر می‌رسد که داستان استقلال‌طلبی صرفاً یک تحریک مقطعی نیست، بلکه می‌تواند از طرف آمریکایی‌ها شکل بگیرد؛ با این هدف که ترامپ بتواند به صورت غیرمستقیم بریتانیا را تحت فشار قرار دهد. دلیل این گمان هم آن است که لندن در قضیه تنگه هرمز و همچنین برخی موضوعات مرتبط با ناتو، همراهی کامل مورد انتظار واشنگتن را انجام نداده است.

وی گفت: این در حالی است که از گذشته تا امروز، متصرفات بریتانیا یکی پس از دیگری در مسیر جدا شدن قرار گرفته‌اند و بحث استقلال را مطرح کرده‌اند؛ در نتیجه، آن تصویری که خود بریتانیا از «امپراتوری» برای هویت‌بخشی به خویش ساخته بود، تا حد زیادی رنگ باخته و تا اندازه زیادی از هم پاشیده است.

ساداتیان خاطرنشان کرد: اینکه اسکاتلند، ولز و ایرلند تا این حد زود بتوانند مستقل شوند و از انگلیس جدا گردند، در این وضعیت و شرایط موجود چندان قابل تصور نیست و تحقق آن دور از ذهن به نظر می‌رسد. با این حال، نکته اصلی اینجاست که آمریکایی‌ها در حال دامن زدن و تحریک کردن این موضوع هستند تا لندن را زیر فشار قرار دهند و سرانجام شرایط به سمتی برود که انگلیس دوباره به نفع آنها متمایل شود؛ در این سناریو، شکاف و فاصله بیشتری میان بریتانیا و اروپا ایجاد خواهد شد.

وی افزود: گرچه ایرلند، ولز و اسکاتلند با یکدیگر برای جدایی و استقلال از انگلیس موافقت‌نامه امضا کرده‌اند، اما بعید است این توافق‌ها خیلی زود وارد مرحله اجرا و عملیاتی شدن شوند.

انتهای پیام/