وقوع سرقتهای مسلحانه و سریع در تالارهای هنری اروپا مجدداً این سؤال کلیدی درباره امنیت را مطرح کرده است که چگونه میتوان مؤسسات عمومی هنری را به شکلی محافظت کرد که به دژهای نظامی غیرقابل نفوذ تبدیل نشوند و در عین حال در برابر باندهای تبهکار سازمانیافته ایمن بمانند.
طبق گزارش فرارو به نقل از بیبیسی، زمانی که سارقان در روزهای اخیر با نفوذ به یک موزه فرانسوی، چهار تابلو گرانبهای پیر آگوست رنوآر، این نقاش برجسته امپرسیونیسم، به ارزش میلیونها یورو را سرقت کردند، نه تنها محافل هنری بلکه پلیس نیز به هیچ وجه متعجب نشدند. تنها یک ماه قبل از این حادثه، آژانس همکاریهای مجری قانون اتحادیه اروپا هشدار داده بود که سرقت از موزهها در سطح قاره با رشد چشمگیری و جسارت نگرانکنندهای روبهرو است.
فقط چند روز پیش از سرقت آثار رنوآر، آرتور برند، کارآگاه مشهور در زمینه هنر، در گفتوگو با بیبیسی به وقوع سرقتهای بزرگ دیگری اشاره کرده بود؛ حوادثی که به اعتقاد او نتیجه مستقیم دزدی موفقیتآمیز ماه اکتبر گذشته در موزه لوور پاریس هستند. آن سرقت حیرتآور در معروفترین موزه دنیا، افکار عمومی و مقامات امنیتی فرانسه را به شدت متأثر کرد؛ پروندهای که طی آن جواهراتی به ارزش قریب ۸۸ میلیون یورو به سرقت رفت و اکنون نزدیک به یک سال از آن میگذرد و هنوز هیچ علامتی از آنها مشاهده نشده است.
آرتور برند با صدایی هشداردهنده تأکید میکند: «قطعا از این دست سرقتها در آینده بیشتر خواهیم دید؛ زیرا وقتی باندهای تبهکار متوجه شوند که میتوانند به قلب تدابیر امنیتی لوور پاریس نفوذ کنند، سارقان در هر گوشهای از دنیا میگویند اگر لوور آسیبپذیر است، چرا نباید به موزه محلی خود که مملو از گنجینههای طلا و نقره است، حمله کنیم؟»
واقعیتهای عینی نیز صحت این نگرش را تأیید میکنند؛ چرا که تنها چند ساعت پس از سرقت لوور، یک باند دزد به مجموعه سکههای تاریخی در یک موزه کوچکتر در فرانسه هجوم آوردند. از آن زمان، گزارشهای متعددی درباره سرقت یک گردنبند الماس سلطنتی در وین، آثار عتیقه برنز از دوران باستان در اسپانیا و سرقت هنر از دو موزه تاریخی در ایتالیا منتشر شده است؛ آماری که فقط یک بخش از پروندههای رسانهای ثبتشده است.
آخرین این وقایع مربوط به سرقت از موزه رنوآر در جنوب فرانسه است. کارآگاهان پلیس جنایی همچنان در حال تلاش برای شناسایی و ردیابی سایر تابلوهای چند میلیون پوندی هستند؛ تابلوهایی که به علت ناامیدی سارقان در حین فرار، دو نسخه از آنها در محوطه باغ موزه رها شده و یافت شدهاند.
نمایندگان یوروپل اعلام کردهاند که افزایش تعداد پروندههای سرقت از موزهها در اروپا نزدیک به دو سال پیش آغاز شده است. طبق گزارشی تازه از این آژانس، تاکتیکها و حتی اهداف سارقان به طور بنیادینی متحول شده است. بدین معنا که تبهکاران حالا از روشهای بسیار خشن، تهاجمی و از ابزارهای مکانیکی در این سرقتها استفاده میکنند و تمرکز اصلیشان بر اهدافی با نقدشوندگی سریع، مانند فلزات گرانبها و سنگهای قیمتی است.
آرتور برند و ابراهیم بولوت، کارشناس مطرح امنیت موزهها در یک مؤسسه مشاوره امنیتی در بلژیک، به طور همزمان بر این نکته تأکید میکنند که زنجیره سرقتهای پس از ماجرای پاریس، تقلید مستقیم از موفقیت سارقان لوور را نشان میدهد. برند میافزاید: «امروز اضطراب عمیق و گستردهای بر تمامی موزههای جهان سایه افکنده است. مدیران در تقریباً هر موزه، جلسات اضطراری متعدد با مسئولان حراست و مقامات ارشد پلیس برگزار میکنند تا راههای نفوذ را مورد بررسی مجدد قرار دهند.»
این نوع تهاجمهای مجرمانه به هویت تاریخی و فرهنگی جامعه به شدت آسیب میزنند. هرچند در میان عموم مردم ممکن است نگاهی سطحی وجود داشته باشد که «سارقان اموال ثروتمندان را میدزدند و چندان مهم نیست»، کارشناسان بر این باورند که این گنجینهها میراث مشترک بشریت به شمار میروند. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران با اشاره به تاریخچه استعماری تصاحب این گنجینهها، خاطرنشان میکنند که جواهرات سلطنتی ربوده شده از موزه لوور، شامل زمردهایی استثنایی، یاقوتها و الماسهایی بوده که اساساً جزو داراییهای بومی خاک فرانسه نیستند و از کشورهای دیگر به تاراج رفتهاند.
اما چرا موزهها به هدف اصلی تبهکاران تبدیل شدهاند؟ آرتور برند پاسخ را در آسیبپذیری ساختاری این مکانها میبیند. به گفته او، نفوذ به موزهها به مراتب آسانتر از جواهر فروشیهای زرهی و بانکهایی است که امروزه پول نقد بسیار کمی را در گاوصندوقهای خود نگه میدارند. مدیران موزهها به طور مداوم با کمبود بودجههای حفاظتی مواجهاند یا ترجیح میدهند منابع مالی محدود خود را صرف برگزاری نمایشگاههای جدید کنند.
علاوه بر آن، بسیاری از این مراکز فرهنگی در کاخها و عمارتهای تاریخی واقع شدهاند که اجرای سیستمهای امنیتی مدرن در ساختارهای شکننده آنها به شدت دشوار است. به عنوان مثال، موزه دنی دیدرو در شهر لانگر که تنها ساعاتی بعد از لوور مورد سرقت قرار گرفت، در دو عمارت مربوط به قرن هجدهم قرار دارد. تئو کاویزل، شهردار این شهر، به این نکته اشاره میکند که ایجاد توازن میان پروتکلهای امنیتی پیشرفته و رعایت قوانین سختگیرانه میراث فرهنگی فرانسه، یک چالش خستهکننده به شمار میرود.
کومار سوکا، مدیرعامل شرکت امنیتی ایکر، میافزاید که موزهها فضاهایی عمومی هستند و کنترل دسترسی به شهروندان در این فضاها محدود است و مجرمان میتوانند پیش از اقدام به سرقت، به عنوان بازدیدکننده معمولی محل را مورد ارزیابی امنیتی قرار دهند. علاوه بر این، اعزام نیروهای مسلح پلیس به گالریها از نظر گردشگری غیرممکن است. به علاوه، سرعت عمل مجرمان فوقالعاده بالا است. اکثر این سرقتها در طی چند دقیقه صورت میگیرد و مجرمان پیش از فعال شدن آژیر خطر یا رسیدن نیروی پلیس، ناپدید میشوند؛ درست مشابه پرونده رنوآر که تمامی مراحل نفوذ و فرار در کمتر از پنج دقیقه به اتمام رسید.
در گذشته، سرقتهای هنری عمدتاً بر فریب، جعل و برنامههای مخفی متکی بودند، اما گزارشی که ماه گذشته از سوی یوروپل منتشر شد، نشان میدهد که خشونت به آرامی به محور اصلی دزدیها تبدیل شده است. سارقان در حال حاضر از ابزارهایی همچون پتک، تبر، دیلم، ابزارهای برش برقی و حتی مواد منفجره برای انجام سرقت استفاده میکنند. در لوور، دزدان به کمک بالابر صنعتی شیشهها را شکستند، نگهبانان را تهدید به مرگ کردند و ویترینها را تخریب کردند.
در موزه رنوآر نیز دزدان با استفاده از اره برقی حصارها را بریدند و پایههای نگهدارنده قابها را تخریب کردند. این نوع رفتارهای خشونتآمیز، حفظ جان مراجعهکنندگان و کارکنان را به مهمترین اولویت مدیران تبدیل کرده است؛ نکتهای که لیلی هولاین، مدیر موزه هنرهای کاربردی وین، پس از وقوع سرقت مسلحانه اخیر در ساعات بازدید، بر آن تأکید کرد.
نوع غنایم سرقتی نیز دگرگونیهایی به خود دیده است. تابلوهای مشهور به دلیل قابلیت بالا برای شناسایی و ردگیری در بازارهای جهانی به سختی قابل فروش هستند؛ به همین دلیل سارقان در سالهای اخیر به سمت اشیایی با نقدشوندگی بالا مانند طلا، پلاتین، الماس و ظروف چینی باستانی روی آوردهاند. طلا و نقره به راحتی ذوب میشوند و سنگهای قیمتی بینیاز به نشان یا هویت میتوانند به راحتی به فروش برسند.
پلیس برای پیگیری مجرمان معمولاً یک «پنجره طلایی» بین چهار تا شش روز دارد و پس از آن، اشیای قیمتی غالباً تکهتکه میشوند یا به طور کامل مفقود میگردند. در این شرایط نگرانکننده، متخصصانی همچون کریستوفر مارینلو هشدار میدهند که تنها ۵ تا ۱۰ درصد از آثار مسروقه تا به حال بازپس گرفته شدهاند.
بنابراین، راهکارهای مبارزه با این قبیل سرقتها چیست؟ ابراهیم بولوت بر این باور است که اساس امنیت موزهها در «خریدن زمان» نهفته است؛ یعنی باید موانع فیزیکی متعدد، شیشههای چندلایه ضد گلوله، سیستمهای مهپاش غلیظ و حسگرهای لرزهای پیادهسازی شود تا فرآیند سرقت به اندازهای پرسروصدا، خستهکننده و زمانبر شود که سارقان قبل از دستیابی به آثار هنری، باید محل را ترک کنند یا به دستان نیروهای پلیس بیفتند. چالش پیش روی مدیران اروپایی در حال حاضر، استقرار استانداردهای امنیتی بدون آنکه این تالارهای فرهنگی و هنری تبدیل به قلعههای تاریک نظامی شوند، است.
نظرات کاربران