گوهریسنا انزانی در مصاحبه با ایسنا، در پاسخ به این سوال که آیا ایجاد ارتباطات مجازی به تدریج باعث تضعیف مهارتهای ارتباطی در نسل جوان میشود، توضیح داد: بهطور کلی میتوان گفت که این تغییر به معنای کاهش مهارتها نیست، بلکه به تغییر فرم آنها مربوط میشود. اگر ارتباطات مجازی به طور خاص تبدیل به جایگزینی برای تعاملات حضوری شود، ممکن است برخی از مهارتها به میزان کمتری تمرین و تقویت شوند؛ مهارتهایی نظیر تشخیص احساسات از طریق چهره، زبان بدن، تحمل سکوت، مکث در گفتگو، گوش دادن بدون قطعکردن صحبتهای فرد مقابل و همدلی. به نظر میرسد اگر کودکان و نوجوانان بیشتر تجربههای خود را در فضای مجازی بیاموزند، به تبع آن از یادگیری مهارتهای ذهنی و ارتباطی موثر محروم شوند.
وی با ادامهی این بحث اظهار داشت: نسل جدید به اصطلاح ضعیفتر در مهارتهای ارتباطی نیستند، بلکه الگوی ارتباطی آنها تغییر یافته است؛ آنها توانستهاند با دیگران به صورت سریع ارتباط برقرار کنند، چندین شبکه اجتماعی را همزمان مدیریت کنند، پیامها را خلاصه کنند و با اشکال نوین ارتباطی سازگار شوند. اما نگرانی واقعی زمانی است که تعاملات مجازی به طور کامل جایگزین تجربیات حضوری شود. به عنوان مثال، کودکی که به طور مداوم فقط به تبادل پیام با دوستانش مشغول است و به شرکت در فعالیتهای جمعی نمیپردازد، از تجربههای ارزشمندی محروم میشود.
وی در ادامه گفت: مهارتهای ارتباطی همانند عضلات، با تمرین مکرر قویتر میشوند. به همین دلیل اگر خانوادهها فرصتی برای گفتگو بدون حواسپرتی، بازیهای مشترک و دورهمیهای حلاختلاف فراهم آورند، کودکان میتوانند هم از مزایای دنیای دیجیتال استفاده کنند و هم مهارتهای ارتباطی خود را پرورش دهند. در واقع سوال اصلی این نیست که آیا نسل جدید این مهارتها را ازدستداده است یا خیر، بلکه اینکه آیا آنها به اندازه کافی فرصت دارند تا در هر دو عرصه دیجیتال و واقعی مهارتهای ارتباطی را بیاموزند و تمرین کنند.
وی با اشاره به این نکته که اعتیاد رفتاری به تلفن همراه هنگام حضور در جمع، عواقب عاطفی ناخوشایندی برای روابط میاننسلی به همراه دارد، خاطرنشان کرد: اگر استفاده از تلفن همراه به یک رفتار اجباری و مداوم تبدیل شود، میتواند موجب اخلال در روابط میاننسلی گردد؛ به ویژه زمانی که فرد احساس کند حضورش تحت تأثیر صفحه نمایش قرار دارد. در این حالت، فردی که در حین گفتگو با طرف مقابل به پیامها یا شبکههای اجتماعی نگاه میکند، به طور ناآگاهانه پیام میدهد که برای من به اندازه گوشی یا پیام اهمیت نداری. نتیجه این رفتار، احساس نادیده شدن، کاهش صمیمیت و افزایش سوءتفاهمات است؛ چرا که صمیمیت از گفتگوهای مکرر، توجه و تجربههای مشترک به وجود میآید. همچنین، هنگامی که ارتباطات حضوری بهواسطهی گوشی قطع میشود، انتقال خاطرات، داستانها، تجربیات و فرهنگ از بزرگترها به نسل جوان نیز تضعیف خواهد شد.
وی با بیان اینکه استفاده بیرویه از گوشی الزاما نشانهای از اعتیاد نیست، تأکید کرد: این واژه زمانی به کار میرود که فرد بهطور اجبار به استفاده از تلفن همراه دچار شود و علیرغم پیامدهای منفی نتواند آن را کنترل کند. در صورتیکه بیتوجهی به اعضای خانواده به رفتار معمول تبدیل شود، این موضوع میتواند باعث ایجاد چرخهای معکوس شده و فاصله عاطفی را افزایش دهد. بنابراین در مواقعی که خانواده به حضور و توجه عاطفی نیاز دارند، باید مشخص شود که چه چیزی در اولویت است؛ زیرا جایگزینی مداوم گوشی با روابط انسانی ممکن است خشم، پرخاشگری و افسردگی را در خانواده افزایش دهد.
بازگرداندن فناوری به جایگاه ابزار
وی به رویکرد علمی و راهکارهای روانشناختی برای کاهش نفوذ تکنولوژی به حریم خانواده اشاره کرد و گفت: در حقیقت، هدف علمی و واقعگرایانه جلوگیری از ورود تکنولوژی به خانواده نیست، بلکه بازگرداندن فناوری به نقشی به عنوان ابزار و حفاظت از زمان و فضای روابط خانوادگی است. تحقیقات نشان داده است که استفاده نادرست از رسانههای اجتماعی و رفتاری چون نادیده گرفتن دیگران به خاطر گوشی، میتواند منجر به کاهش صمیمیت، کیفیت ارتباط و احساس مسئولیت عاطفی نسبت به یکدیگر شود. به همین دلیل بهتر است بهجای ممنوعیت، قراردادهایی خانوادگی تنظیم شود؛ قوانینی که شامل همه اعضا حتی بزرگترها در مواقعی خاص مانند زمان غذا، گفتگوهای جدی و دورهمیهای خانوادگی باشد، به گونهای که هیچکس با گوشی در آن لحظات حضور نداشته باشد. در این میان، والدین باید به عنوان الگو عمل کنند، زیرا کودکان در نهایت از آنچه میبینند پیروی میکنند نه آنچه که تنها میشنوند. به جای بیان جمله «کمتر از گوشی استفاده کن»، میتوان گفت «زمانی که در کنار هم هستیم، آدمهای حاضر برای چند دقیقه از صفحهها با ارزشتر هستند.»
تبدیل دورهمی به تجربهای جذاب و مشارکتی
وی در خصوص چگونگی خروج دورهمیهای خانوادگی از سایه سنگین موبایل، بر لزوم تبدیل این اجتماعات به تجربیاتی جذاب و مشارکتی تاکید کرد تا حضور افراد در کنار یکدیگر دوباره ارزش پیدا کند. این قانون باید از بزرگترها شروع شود؛ به طوری که والدین در زمان گفتگو از گوشی استفاده نکنند. همچنین میتوان برای ایجاد «مناطق بدون گوشی» توافقهایی برقرار کرد؛ به عنوان مثال در مناسبتهای اجتماعی، هنگام صرف غذا یا در یک ساعت مشخص از روز، همه گوشیها در مکانی مشخص قرار داده شوند تا از چک کردن مداوم آنها کاسته شود.
انتهای پیام
نظرات کاربران