سبا امیری، کارگردان برجسته فیلم کوتاه «خداحافظ سوپرمن»، که در پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم ۱۰۰ به نمایش در میآید، در مصاحبهای با خبرنگار مهر به توضیح در مورد ایده اولیه این اثر پرداخت. او گفت که جرقه ابتدایی این فیلم از یک خبر واقعی نشأت گرفته است؛ گزارشی که نشان میدهد یک رخداد که برای بسیاری ممکن است به نظر برسد تنها یک تیتر دور از دسترس است، اما در میناب به زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. خواندن این خبر برای من و نویسنده کار، محمدمهدی عزیزمحمدی، بسیار تکاندهنده بود و دریافته بودیم که نمیتوانیم به سادگی از کنار آن بگذریم؛ این فقط ارقام نبود، بلکه زندگی و بحرانهای انسانهایی ساکن گوشهای از وطنمان بود.
او همچنین بر این نکته تأکید کرد که چالش ما حفظ حرمت و اصالت این واقعه واقعی بود، درحالیکه باید آن را بر اساس قواعد داستاننویسی و درام بازآفرینی میکردیم تا صدای بازماندگان فاجعه میناب از منظر سینما به گوش برسد.
این کارگردان درباره انتخاب رابطهای که بین پدربزرگ و نوه در فیلمش شکل میگیرد، توضیح داد: این رابطه برای من تلاقی «ریشه» و «آرزو به آینده» محسوب میشود. پدربزرگها معمولاً به عنوان آخرین پناهگاه آرامش برای بچهها به شمار میروند و نوه نیز از سوی دیگر، آخرین منشأ محبت و محرک برای یک پدربزرگ است تا با زندگی بجنگد و تسلیم نشود. زمانی که یک بحران بزرگ زندگی این دو را تحت تأثیر قرار میدهد، نیاز به محافظت از یکدیگر تبدیل به مسئلهای حیاتی میشود؛ به گونهای که شاید پدربزرگ از لحاظ جسمی تواناییاش را از دست داده باشد، اما با تمام عشقش سعی میکند از آینده نوهاش دفاع کند. این نوع فداکاری و نزدیکی عاطفی، فضایی را فراهم میآورد تا داستان به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند.
وی اشاره کرد: در منطقهای مانند میناب، پدربزرگ حامل تاریخ، زحمات و زیستبومهای ساکن است و نوه نمایانگر معصومیتی است که در حالی که در دل واقعیت تلخی بزرگ میشود، رشد میکند.
امیری درباره رویکرد «خداحافظ سوپرمن» نسبت به فاجعهای که در اثر حمله به مدرسه میناب رخ داد، گفت: چشمانداز ما کاملاً انسانی است و ابزاری که انتخاب کردیم، درام بود. سیاست میتواند روی یک حادثه نام یا برچسبی بچسباند یا از آن تیتر بسازد، اما هدف ما این بود که به جای صدور بیانیه، تماشاگر را در یک تجربه عاطفی و دراماتیک به همراهی با پدربزرگ و نوه دعوت کنیم تا خود عمق این واقعیت انسانی را درک کند.
او افزود: این فیلم در مدت یک دقیقه و ۴۰ ثانیه (صد ثانیه) روایت میشود. داستانسرایی در ۱۰۰ ثانیه همانند نوشتن یک شعر کوتاه یا طراحی یک کاریکاتور پرمعنا است؛ شما نمیتوانید حتی یک کلمه اضافه کنید و نه اینکه معنایی را کم کنید.
این فیلمساز درباره چالشهای روایتگری در ۱۰۰ ثانیه ادامه داد: بزرگترین چالش در تولید یک فیلم ۱۰۰ ثانیهای این است که اثر نباید به شکل یک تیزر، کلیپ یا بخشی از یک فیلم بلند به نظر برسد؛ بلکه باید یک اثر تمام عیار با آغاز، اوج و پایان واضح باشد. الزام آن این است که از تصویر نهایت استفاده را ببرید و به جای شرح و توضیحات دیالوگی، بار درام را بر دوش نگاهها، فضاسازی و حس صحنه بگذارید، تا تماشاگر پس از سپری شدن ثانیه صدم، تازه به فکرکردن در مورد فیلم شروع کند.
وی با اشاره به جشنواره فیلم ۱۰۰ اظهار داشت: جشنواره ۱۰۰ از معدود رویدادهایی است که توانسته هویت و فرمت منحصر به فرد خود را حفظ کند. تولید فیلمی ۱۰۰ ثانیهای به مراتب دشوارتر از ساخت فیلمهای بلند یا حتی کوتاه داستانی است، چرا که جایی برای خطا ندارید و این جشنواره بهترین ویترین برای نمایش این نوع آثار است. من برای نخستین بار در این رویداد شرکت میکنم و بسیار خوشحالم که دو اثر، یکی در بخش داستانی و دیگری در بخش مستند، در پانزدهمین دوره این جشنواره دارم.
امیری در پایان تصریح کرد: جشنواره فیلم ۱۰۰ به رسالت اصلی خود خواهد رسید زمانی که پرونده یک فیلم تنها با آخرین شب جشنواره بسته نشود، بلکه اثر از فردای اختتامیه، در میان مردم و پلتفرمهای مختلف برای نمایش قرار گیرد. در نهایت، حفظ سلامت رقابت در جشنواره از اهمیت بالایی برخوردار است و به عقیده من، نباید با ورود کارهای تولیدمحور و هزینههای سنگین، به ساختار جشنواره آسیب زد. روح فیلمهای ۱۰۰ ثانیهای ایجاز و کشف خلاقیت است و جوانان با اندیشهها و تجربیات واقعی خود به این رویداد راه مییابند و نباید میدان رقابت به شکلی شود که احساس کنند مسائل مالی بر داستان و خلاقیت برتری دارد.
«خداحافظ سوپرمن» یک روایت انسانی و اجتماعی است که داستان آن بر محوریت رابطه پدربزرگ و نوهاش شکل میگیرد؛ پدربزرگی که به خوبی آگاه است نوهاش از تاریکی میهراسد و برای فائق آمدن بر این ترس، یک خانه کاغذی برای او میسازد. این روایت در عمق خود، نگاهی به حوادث میناب در زمان جنگ دارد و سعی دارد از منظر انسانی، ترس، امنیت و پیوند عاطفی میان نسلها را به تصویر بکشد.
نویسندگی این فیلم کوتاه بر عهده محمدمهدی عزیزمحمدی بوده و مهدی صفار نیز در آن به ایفای نقش پرداخته است.
نظرات کاربران