منشأ اضطراب در روابط عاطفی چیست؟
خصوصیات فرد دارای شخصیت اضطرابی در روابط
تعریف شخصیت اضطرابی در روابط به فردی اشاره دارد که در تعاملات عاطفی خود، دچار نگرانی و حساسیت فزایندهای میشود. این افراد ممکن است به طور مکرر به دنبال نشانههایی برای تأیید امنیت رابطه خود باشند.
به عنوان مثال، ممکن است:
* به طور مداوم پیامهای شریک خود را بررسی کند.
* تغییرات کوچک در رفتار او را به شدت تحلیل نماید.
* از طرد شدن به شدت نگران باشد.
* دائماً نیاز به کسب اطمینان داشته باشد.
* در صورت بروز هر گونه اختلاف جزئی، تصور کند که رابطه در حال پایان است.
* به روابط اجتماعی شریک خود حساسیت نشان دهد.
* بعد از یک مشاجره، ساعتها یا حتی روزها به آن فکر کند.
وجود حتی یکی از این رفتارها به تنهایی نمیتواند دلیلی بر اختلال یا «شخصیت اضطرابی» باشد. مهمتر از آن، میزان شدت، استمرار و تأثیر این الگوها بر روند زندگی و روابط است.
چرا طلب اطمینان مداوم نمیتواند اضطراب را کاهش دهد؟
به عنوان مثال، فرض کنید فردی نگران این است که شریک عاطفیاش حسی نسبت به او ندارد. از او میپرسد:
«آیا هنوز هم دوستم داری؟»
او به پاسخ مثبت دست مییابد و برای مدتی احساس آرامش میکند.
اما پس از مدتی، با دریافت یک پیام کوتاه، دوباره همان احساس نگرانی به سراغش میآید.
او دوباره سؤال میکند و دوباره نیاز به اطمینان دارد.
این دور باطل ممکن است بارها و بارها تکرار شود.
مشکل اینجاست که طلب اطمینان میتواند اضطراب را برای مدت محدودی کاهش دهد اما به تدریجDependency فرد به این رفتار را افزایش میدهد.
در نتیجه، فرد به جای اینکه یاد بگیرد چگونه با احساس ناامنی کنار بیاید، بیشتر به پاسخهای طرف مقابل وابسته میشود.
آیا حسادت همیشه نشاندهنده عشق است؟
یکی از تصورات رایج این است که افزایش حسادت به معنای افزایش عشق نیز میباشد. اما حسادت شدید میتواند در طول زمان به آسیبپذیری رابطه بینجامد.
کنترل تلفن همراه، پرسش و پاسخ مکرر درباره مکانهای حضور شریک عاطفی، محدود کردن تعاملات اجتماعی و تفسیر منفی رفتارهای عادی میتواند به تدریج اعتماد را تضعیف کند. وجود حسادت در یک رابطه سالم به معنای غیبت آن نیست بلکه به معنای توانایی در مدیریت این احساسات و حفظ مرزهای سالم ارتباطی است.
تأثیر تجربیات گذشته
ذهن انسان بر اساس تجربیات قبلی خود تأثیر میپذیرد. اگر فردی در گذشته دچار طرد شدن یا خیانت شده باشد، ممکن است در ارتباطهای جدید نسبت به هر نشانهای که به خطر تهدیدکننده اشاره دارد، بیش از حد حساس شود.
این وضعیت به هیچ وجه به معنای ناامن بودن رابطه فعلی نمیباشد. گاهی مغز برای حفاظت از فرد در برابر درد دوباره، تلاش میکند خطر را پیشبینی کند.
اما این مکانیزم دفاعی میتواند باعث شود که فرد حتی در یک رابطه سالم نیز دائماً در انتظار وقوع حادثهای بد باشد.
آیا این مشکل قابل تغییر است؟
بله. الگوهای ذهنی و رفتاری را میتوان تغییر داد و ثابت نیستند. رواندرمانی میتواند به افراد کمک کند تا افکار اضطرابی خود را شناسایی کرده و تمایز بین واقعیت و تفسیرهای ذهنی را یاد بگیرند و تکنیکهای مؤثرتری برای مدیریت احساسات خود کسب کنند.
همچنین، در برخی موارد، نیاز وجود دارد که هر دو طرف رابطه، الگوهای ارتباطی خود را مورد بررسی قرار دهند.
وقتی زوجدرمانی ضروری است؟
اگر مشکل فقط به نگرانیهای فردی مربوط نباشد و درگیریهای مکرر بین زوجین وجود داشته باشد، زوجدرمانی میتواند راهحلی مؤثر باشد.
در این نوع درمان، هدف صرفاً شناسایی مقصر نیست. درمانگر سعی میکند الگوهای ارتباطی را شناسایی کرده و به آنها آموزش دهد تا روش مؤثرتری برای گفتگو، حل مسائل و ابراز نیازهای خود پیدا کنند. ساکنان غرب تهران که خواهان متخصص در این حوزه هستند، میتوانند گزینههای مربوط به زوج درمانگر در مرزداران را بررسی کنند.
زمانی که روانشناس میتواند راهگشا باشد
اگر مشکل بیشتر به مسائل اضطراب، اعتماد به نفس، ترس از طرد شدن یا تجربیات قبلی مرتبط باشد، رواندرمانی فردی نیز میتواند بسیار مفید باشد.
ساکنین جنوب تهران که به دنبال خدمات روانشناسی هستند میتوانند گزینههای دکتر روانشناس نازی آباد را مورد مطالعه قرار دهند.
ضروری است که انتخاب متخصص بر اساس مهارت و حوزه تخصصی او انجام شود، نه فقط براساس نزدیکی مکانی.
پنج سؤالی که میتواند به درک وضعیت کمک کند
۱. آیا به طور مداوم از ترک شدن در رابطه نگران هستم؟
۲. آیا رفتارهای عادی شریک زندگیام را بیش از حد تحلیل میکنم؟
۳. آیا مدام به حس نیاز به اطمینان از طرف او دارم تا آرام شوم؟
۴. آیا ترس من منجر به کنترل یا محدود کردن رفتارهای او شده است؟
۵. آیا اضطراب من مانع لذت بردن از رابطه شده است؟
اگر این الگوها به شدت تکرار شوند، مشاوره با متخصص میتواند میتواند در شفافسازی علت مشکل کمک کند.
وجود رابطه سالم به معنای عدم وجود ترس نیست
هیچ رابطهای به طور کامل بدون نگرانی نخواهد بود. طبیعی است که گاهی ترس از دست دادن فردی که برایمان اهمیت دارد، احساس شود.
مشکل وقتی آغاز میشود که احساس ترس جایگزین اعتماد شده و فرد به طور مداوم در وضعیت بررسی و نظارت قرار گیرد. هدف این نیست که فردی کاملا بدون نگرانی باشیم، بلکه باید قادر به مدیریت این نگرانیها باشیم و نگذاریم اضطراب بر روابط ما تسلط یابد.
جمعبندی
نگرانی، حسادت و ترس از دست دادن در یک رابطه همیشه نشاندهنده یک مشکل جدی نیستند. اما اگر این احساسات به طور دائم، شدید و مخل زندگی روزمره شدهاند، بهتر است به بررسی ریشههای آن پرداخته شود. گاهی این مسائل ناشی از تجربیات گذشته، گاهی از الگوهای فکری و گاهی نتیجه کیفیت واقعی رابطه است. شناسایی علت، گام اول در راستای ایجاد یک رابطه آرامتر و سالمتر خواهد بود.
نظرات کاربران