شبنم دوستی در مصاحبه‌ای با ایسنا، تصریح کرد: هنگامی که کودک به دلیل خطای خود احساس ناراحتی شدید یا گریه می‌کند، قبل از هر اقدام دیگری، نیاز به احساس امنیت و همدلی دارد. در زمان اوج هیجان، توانایی کودک در تفکر به شدت کاهش می‌یابد، بنابراین نخستین گام این است که در کنار او بمانید، احساسات او را بپذیرید و کمک کنید تا آرام شود. جملاتی از قبیل «متوجه ناراحتی‌ات هستم» می‌تواند به او کمک کند، اما باید از عباراتی مانند «نوازش نکن» دوری کنید. پذیرش احساسات کودک به معنای تأیید اشتباهش نیست. بعد از اینکه آرام شد، می‌توانید به گفت‌وگو درباره اصلاح رفتار پرداخته و از او بپرسید: «فکر می‌کنی دفعه بعد چه کار متفاوتی انجام دهیم؟» وقتی کودک احساس کند که مورد درک و پذیرش قرار گرفته است، بعد از آرام شدن آمادگی بیشتری برای تفکر در مورد اشتباهش و یادگیری از آن دارد.

وی ادامه داد: در محیط‌های رقابتی، موفقیت را تنها در «بهترین بودن» خلاصه نکنید. باید بر پیشرفت فردی تأکید کرد؛ این یعنی ارزیابی عملکرد فعلی کودک در مقایسه با خودش در گذشته، نه با دیگران. به علاوه، در درس‌ها و مشاغل مختلف، اهدافی متناسب با توانایی‌های او تعیین نمایید. اگر از پاداش استفاده می‌کنید، آن را به تلا‌ش‌ها و کوشش‌های کودک نسبت دهید، نه فقط نتیجه نهایی. مهارت‌ها از طریق تمرین و تجربه به دست می‌آیند؛ هنگامی که کودک این را درک کند، اشتباه هرگز به معنای شکست نیست، بلکه بخشی از فرآیند یادگیری به حساب می‌آید.

دوستی در مورد علائم هشداردهنده‌ای که می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که ترس کودک از اشتباه به اختلال اضطرابی تبدیل شده است، بیان کرد: ترس از اشتباه به طور طبیعی امری عادی است، اما اگر این احساس شدید، مداوم و زندگی روزمره را مختل کند، باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد. نشانه‌های اصلی شامل «اجتناب» به شکل خودداری از فعالیت‌های جدید یا پرسش مداوم از اینکه «آیا درست انجام دادم؟» است. گاهی این اضطراب با علائم جسمانی مانند تپش قلب، تنفس سریع، تعریق، لرزش یا تغییر در الگوی خواب و اشتها همراه می‌شود. اگر این ترس منجر به دوری کودک از فعالیت‌های مناسب با سنش شود، توصیه می‌شود برای ارزیابی دقیق‌تر به یک متخصص مراجعه گردد.


خط نازک میان «نظم» و «سخت‌گیری»

دوستی در پاسخ به سوالی درباره این که آیا نظم و سخت‌گیری بیش از حد موجب نهادینه شدن ترس از اشتباه در کودکان می‌شود، گفت: نظم و قانون به خودی خود آسیب‌زا نیستند؛ کودکان برای توسعه و پیشرفت به ساختار و مرزهای مشخص نیاز دارند. مشکل زمانی بروز می‌کند که انضباط با سخت‌گیری افراطی، سرزنش مداوم و انتظار بی‌نقص بودن مقارن شود.

این روانشناس افزود: در چنین شرایطی، کودک باور می‌کند که برای پذیرفته شدن باید بی‌نقص باشد. این طرز فکر نه تنها او را به سمت کمال‌گرایی سوق می‌دهد، بلکه باعث می‌شود تا به دلیل ترس از قضاوت، از تجربه‌های جدید پرهیز کند. سخت‌گیری بیش از حد همچنین می‌تواند رابطه کودک با والدین را تضعیف کند؛ به این خاطر که کودک به جای حل مشکلات، به دلیل نگرانی از واکنش والدین، خطاهایش را پنهان می‌سازد. هدف اصلی باید ایجاد «نظم همراه با امنیت عاطفی» باشد؛ جاهایی که کودک بداند ارتکاب اشتباه به معنای از دست دادن محبت یا طرد شدن نیست.


​انتهای پیام