به نقل از ایسنا، لایه ازن به عنوان یکی از اجزای کلیدی طبیعت، تا زمانی که با آسیبهایی مواجه نشود، به ندرت مورد توجه قرار میگیرد. این سپر نامرئی که در ارتفاعات جو قرار دارد، از زمین و موجودات زنده در برابر اشعههای مضر فرابنفش خورشید دفاع میکند. اما موضوع این سپر زمانی جدی شد که انسان متوجه شد برخی از موادی که خود برای توسعه صنایع و زندگی مدرن به وجود آورده، میتوانند به تخریب آن منجر شوند.
لایه ازن برای نخستین بار در سال ۱۹۱۳ شناسایی شد و حدود ۱۵ سال بعد، در سال ۱۹۲۸، گازهایی معرفی شدند که بعدها تأثیرات منفیشان بر این لایه مشخص شد. تولید انبوه این مواد از دهه ۱۹۴۰ در آمریکا آغاز گردید و چندین دهه طول کشید تا ارتباط میان این ترکیبات و تخریب لایه ازن بهروشنی معلوم شود. در دهه ۱۹۶۰، تحقیقات در این زمینه شدت گرفت و در ابتدا، برخی از دانشمندان فرض میکردند که پروازهای هواپیماها و پرتابهای فضایی مسئولیت اصلی را دارند. اما در دهه ۱۹۷۰ معلوم شد که بعضی از گازهایی که از سال ۱۹۲۸ تولید و به کار گرفته شده بودند، عامل عمده تخریب این لایه هستند.
از شناسایی خطر تا توافق جهانی
با روشن شدن ابعاد این بحران، کشورهای مختلف دریافتند که مقابله با آن بدون همکاری جهانی امکانپذیر نیست. در سال ۱۹۸۵، ۲۸ کشور در اتریش گردهم آمدند و «کنوانسیون وین» به وجود آمد؛ یک چارچوب قانونی که هدف آن ساماندهی همکاری کشورها برای حفاظت از لایه ازن بود، اما خود کنوانسیون کافی نبود و به یک برنامه اجرایی مشخص نیاز داشت. تلاشهای صورتگرفته به نتیجه رسید و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۷ با تصویب «پروتکل مونترال» تکمیل شد؛ معاهدهای که بهتدریج تولید، مصرف و تبادل مواد تخریبکننده لایه ازن مانند CFCها را هدف قرار داد.
شینا انصاری - رئیس سازمان حفاظت محیط زیست - پروتکل مونترال را از جمله موفقترین توافقات زیستمحیطی بهشمار میآورد؛ توافقی که نشان میدهد سیاستگذاری مبتنی بر علم، مشارکت جهانی، تعهد به مسئولیتها و تأمین منابع مالی میتواند یک بحران زیستمحیطی را از مرحله تهدید به سمت ترمیم هدایت کند.
به گفته او، پیادهسازی این پروتکل نهتنها به حفاظت از لایه ازن محدود نشده، بلکه کشورهای مختلف و صنایع را به سمت گزینههای ایمنتر و سازگارتر با محیط زیست سوق داده است.
چرا مونترال به عنوان توافق زیستمحیطی موفق بود؟
سعید محمودی - معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست - بر این باور است که یکی از دلایل عمده موفقیت پروتکل مونترال، تفاوت آن با سایر توافقات زیستمحیطی است و میگوید: هدف آن مشخص بود، سازوکار نظارتی وجود داشت و همکاری بین کشورها بهخوبی تقویت شد.
او تأکید میکند که مونترال هیچگاه به دنبال هدفی بزرگ و پیچیده نبوده، بلکه بر مسئلهای خاص تمرکز کرده است؛ یعنی کاهش و حذف موادی که بهطور مستقیم در تخریب لایه ازن تأثیر دارند.
این تجربه، به نظر او میتواند الگوی خوبی برای دیگر بحرانهای زیستمحیطی باشد. محمودی همچنین خاطرنشان میسازد که گسترش بیش از حد اهداف در توافقات بینالمللی میتواند دستیابی به نتایج مثبت را دشوار سازد و احتمالاً نیاز باشد تا به سمت توافقات کوچکتر، روشنتر و هدفمندتر در حوزه محیط زیست حرکت کنیم.
این موفقیت تنها نتیجه توافقی روی کاغذ نبوده است. پروتکل مونترال یک سازوکار مالی مشخص دارد؛ «صندوق چندجانبه» که تأمین مالی اجرای برنامههای مصوب کشورها را بر عهده میگیرد؛ امری که به اعتقاد مسئولان منجر به عدم وجود مشکل در تأمین منابع مالی پروژهها گردیده و تنها چالش اصلی، توانمندی و ظرفیت اجرای پروژهها در کشورهای مختلف شده است.
ایران؛ پیوستن به پروتکل مونترال در ۱۹۸۹ و حذف مواد مخرب
ایران در سال ۱۹۸۹، دو سال پس از تصویب پروتکل مونترال، به این معاهده پیوست و اقدامات ملی برای مقابله با مواد مخرب لایه ازن آغاز گشت. در سال ۱۹۹۴، «دفتر طرح ملی حفاظت لایه ازن» در این کشور تأسیس شد؛ دفتری که تقریباً ۳۲ سال است در این حوزه فعالیت میکند.
اما نکته کلیدی در عملکرد ایران، سال ۲۰۱۰ بود. بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست، ایران در آن سال موفق شد با حذف مواد مخرب لایه ازن، به عنوان نخستین کشور در منطقه آسیا و اقیانوسیه شناخته شود که به این موفقیت دست یافته است.
حسین شاهباز- مدیر دفتر حفاظت لایه ازن سازمان حفاظت محیط زیست - در این زمینه به ایسنا گفت: ایران در اجرای تعهدات پروتکل مونترال در زمره کشورهای موفق قرار گرفته و حتی در برخی از برنامهها از الزامات و سیاستهای جهانی پیشی گرفته است.
وی ضمن بیان اینکه ایران از بهترین کشورهای عضو پروتکل مونترال است، خاطرنشان کرد: در این زمینه اقداماتی بسیار مثبت صورت گرفته است.
شاهباز در مورد لایه ازن و تلاشهای انجامشده در این راستا اعلام کرد: لایه ازن در حال ترمیم است و ایران نیز در این زمینه اقدامات معتنابهی انجام داده است.
وی تأکید کرد: پرونده لایه ازن برای ایران تنها یک تعهد بینالمللی نیست، بلکه تجربهای از همکاری میان دولت، صنایع، بخش خصوصی، نهادهای بینالمللی و مصرفکنندگان بوده است؛ تجربهای که اثبات کرده میتوان یک تعهد محیطزیستی را به برنامهای اجرایی تبدیل کرد.
اما داستان با CFCها به پایان نرسید
موفقیت در حذف مواد مخرب لایه ازن، پایان ماجرا نبود. برخی از مواد جایگزین با وجود اینکه قدرت تخریبی کمتری برای لایه ازن داشتند، تأثیرات گلخانهای شدیدی داشتند. در اینجا بود که بحث تغییرات اقلیمی به موضوع لایه ازن مرتبط شد.
در سال ۲۰۱۶، اصلاحیه کیگالی در رواندا به تصویب رسید؛ اصلاحیهای که به کاهش تدریجی تولید و مصرف گازهای HFC پرداخته و حفاظت از لایه ازن را به مسئله بهینهسازی انرژی و مقابله با تغییرات اقلیمی مرتبط میسازد.
مطابق با اعلامها، اجرای این اصلاحیه میتواند با پیشرفت فناوریهای بهینهتر، نوسازی تجهیزات و حمایت از نوآوری در صنعت سرمایش و خنککنندهها، به طور همزمان اهداف محیطزیستی و توسعه صنعتی کشورها کمک نماید.
تحلیلهای ارائهشده درباره اجرای کامل اصلاحیه کیگالی نیز قابل توجه است. پیشبینی میشود که پیادهسازی آن تا سال ۲۱۰۰ میلادی قادر باشد از افزایش دمای کره زمین به میزان ۰.۵ تا یک درجه سانتیگراد جلوگیری کند.
به این ترتیب، پروتکل مونترال به ابزاری برای مدیریت بخشی از بحران تغییر اقلیم بدل شده است؛ نه تنها توافقی برای نجات لایه ازن.
سال ۲۰۲۸؛ فرصتی که نباید از دست برود
از میان تمام تاریخهای مهم این موضوع، برای ایران دو سال خاص اهمیت ویژهای دارد: ۲۰۲۸ و ۲۰۳۲.
شاهباز - مدیر دفتر حفاظت لایه ازن سازمان حفاظت محیط زیست - معتقد است که سال ۲۰۲۸ آخرین فرصت ایران برای افزایش مصرف این مواد است و از این سال به بعد دیگر امکان تأسیس صنایعی که توانایی تولید یا مصرف مواد مشمول اصلاحیه کیگالی را داشته باشند، وجود نخواهد داشت. همچنین، چهار سال بعد یعنی سال ۲۰۳۲، تجارت جهانی این مواد برای ایران نیز ممنوع میشود.
به همین دلیل، او تأکید بر تسریع در تصویب اصلاحیه کیگالی در مجلس شورای اسلامی کرده است، چراکه مصوبه آن به گفته او، این امکان را فراهم میکند که برنامههای اجرایی کشور زودتر شروع شوند و صنعت زمان کافی برای عبور از این مرحله را داشته باشد.
به طور کلی، اگر مونترال برای جهان یک «فرصت نجات» به حساب میآمد، کیگالی برای صنعت ایران آزمون مهمی از تحول فناورانه است؛ آزمونی که در آن نوسازی تجهیزات، دسترسی به فناوریهای ایمنتر، بهرهوری انرژی و تأمین منابع مالی اهمیت بالایی پیدا میکند.
هشدار مهم؛ ازن همیشه هم مثبت نیست
علیرغم همه خبرهای مثبت پیرامون نجات لایه ازن، نکتهای حیاتی فراموش نشود: ازن در ارتفاعات بالا و ازن نزدیک سطح زمین دو موضوع کاملاً متفاوت دارند.
ازن استراتوسفری همان سپر حیاتی است که باید حفاظت شود، اما ازن در نزدیکی سطح زمین یک آلاینده هواست که میتواند در روزهای گرم به یکی از آلایندههای خطرناک برای سلامت انسان و پوشش گیاهی تبدیل شود.
محمودی میگوید که افزایش این آلاینده در تهران مشهود بوده و اقدامات کنترلی نیز انجام شده است، اما این تلاشها هنوز به پایان نرسیدهاند.
از این رو، وقتی از «حفاظت از لایه ازن» سخن میگوییم، باید تأکید کنیم که مقصودمان حفاظت از لایه ازن در ارتفاعات جو است نه افزایش غلظت ازن در هوای تنفسی ما.
سال ۲۰۶۶؛ بازگشت به نقطه آغاز
یکی از امیدبخشترین جنبههای این داستان، پیشرفت در زمینه ترمیم لایه ازن است. با توجه به برنامهریزیهای انجامشده در چارچوب پروتکل مونترال، پیشبینی میشود که لایه ازن تا سال ۲۰۶۶ به شرایطی که پیش از تخریبهای وسیع آن وجود داشت، بازگردد؛ یعنی شرایط دهه ۱۹۸۰.
این بدین معناست که بشر در یک تجربه کمسابقه زیستمحیطی توانسته است مسیر خود را که به سمت تخریب یک سپر حیاتی زمین میرفت، تغییر دهد. با این حال، هنوز راهی در پیش است. فناوری باید دگرگون شود، صنایع باید خود را با استانداردهای جدید تطبیق دهند، کشورها باید متعهد به مسئولیتهایشان بمانند و منابع مالی اجرای برنامههای مختلف تأمین گردد.
ازن؛ درسی بزرگ برای حل بحرانهای کوچک و بزرگ جهانی
این ممکن است مهمترین میراث پروتکل مونترال باشد که فقط خود لایه ازن نخواهد بود بلکه تجربیات مثبتی است که میتواند برای حل دیگر بحرانهای زیستمحیطی نسلهای آینده مؤثر واقع شود.
در حقیقت، تجربه مونترال ثابت کرده که اگر جامعه جهانی حول یک بحران به توافق برسد و همکاری مسئولانه را شکل دهد، حل حتی بزرگترین بحرانها ممکن است.
داستان لایه ازن در نهایت پیامی ساده اما حیاتی را به همراه دارد: زمانی که بشر خطر را جدی بگیرد، دانش را در تصمیمگیری به کار گیرد و در راستای یک هدف مشخص متحد شود، قادر است مسیر یک بحران جهانی را تغییر دهد. اکنون جهان باید ثابت کند که موفقیت مونترال یک مورد استثنایی نبوده است.
انتهای پیام
نظرات کاربران