احمد زیدآبادی در مطلبی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد، اشاره کرده است که پیش‌تر، برخی از فرزندان مرحوم هاشمی رفسنجانی ادعا کرده‌اند که پدرشان به طور طبیعی درگذشته است نه اینکه عمداً در استخر فوت کرده باشد.

من در واکنش به این اظهارات به آنها گفتم که اگر مستندات و شواهد قانونی و قابل اتکایی جهت اثبات ادعای خود دارند، باید با تنظیم یک شکایت رسمی، موضوع را تا انتها پیگیری کنند و در غیر این صورت، نباید به تکرار ادعاهای بی‌اساس بپردازند!

این روزها نه‌تنها خانوادهٔ مرحوم هاشمی، که همچنین تعدادی از فعالان سیاسی وابسته به گروه‌های افراطی، به شایعات دربارهٔ عمداً بودن مرگ آقای هاشمی دامن می‌زنند و باور دارند که وی به قتل رسیده است.

به تازگی، یک طلبه ویدئویی از خود منتشر کرده است که در آن به شیخ حسن روحانی تهدید می‌کند که او را به استخر خواهد فرستاد! در دوران ریاست‌جمهوری آقای روحانی نیز، گروهی از طلاب اعتراض‌آمیز پلاکاردی را نشان داده بودند که بر روی آن نوشته شده بود:

«ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت!»

این‌گونه تهدیدها و شعارها تنها نشان‌دهندهٔ این است که کسانی که این عبارات را مطرح می‌کنند، بر این باورند که مرحوم هاشمی در استخر جان خود را از دست داده و افرادی همچون آقای روحانی نیز باید به همان سرنوشت دچار شوند.

اگر قوهٔ قضائیه به انجام وظایف قانونی خود در این زمینه علاقه‌مند است، می‌بایست با فراخواندن این افراد، مدارک و شواهد آنها را دربارهٔ مرگ مرحوم هاشمی طلب کند. اگر شواهدی مبنی بر غرق عمدی او در استخر وجود دارد، باید این مسأله را به اطلاع عموم برساند و در خصوص شناسایی آمران و مباشرین این حادثه، پرونده‌ای تهیه کند.

در صورتی که این مدعیان هیچ گونه سند و مدرکی ندارند، لازم است در برابر افکار عمومی توضیح دهند که اولاً چرا به شایعات قتل دامن می‌زنند و ثانیاً به نظر آنها چه کسانی می‌توانند مشکوک به ارتکاب این قتل فرضی باشند!