آدم‌هایی که ترس از روی خرد و دانایی دارند و می‌دانند نترسیدن همواره شهامت و دلیری نیست، در جامعه بیشتر از آدم‌هایی هستند که با مفهوم ترس بیگانه‌اند یا کسانی هستند که ترس رفتار آنها را در برگرفته است.

این ویژگی بدون چون و چرا در آداب و آئین زندگی آدم‌ها، کسب‌وکار، خرید‌و‌فروش و میل به پس‌انداز و نیز رفتار مصرفی  به‌صورت فردی و جمعی تاثیرگذار است. برخی همیشه ترس از آینده دارند و چشم‌اندازشان از روزهای دور آینده ناروشن و مبهم است و می‌خواهند در آینده در امان باشند.

این گروه میل‌به پس‌اندازشان بیشتر از آدم‌هایی است که چشم‌انداز روشن‌تری درباره آینده دارند و رفتار مصرفی‌شان با گروه اول تفاوت دارد. در جامعه‌های انسانی نیز بسیار می‌بینیم و می‌شنویم که یک اتفاق بد در میان آدم‌ها باعث ترس می‌شود.

بسیاری از شهروندان جامعه‌ای که ترس در آنها رفتارشان را شکل می‌دهد، اگر بشنوند که در آینده ممکن است جنگ رخ دهد و اگر ببینند آشنایان و همکارانشان خرید غیرعادی دارند آنها نیز همان کار را انجام می‌دهند‌.

سرچشمه این ترس می‌تواند از  تجربه آدمی در سال‌های تازه‌سپری شده باشد. به‌طور مثال ایرانیان براساس تجربه فهمیده‌اند قیمت دلار با جهش‌های ناشناس رو‌به‌رو می‌شود و وعده روسای بانک مرکزی برای تثبیت قیمت این کالا بیهوده است بنابراین از هراس اینکه ارزش پس‌انداز ریالی آنها سقوط نکند تا جایی‌که می‌توانند دلار خریداری می‌کنند.

مردم ایران با این تجربه نیز رو‌به‌رو شده‌اند که هرگاه مقام‌های جمهوری اسلامی و آمریکایی هیزم زیر آتش تنش می‌ریزند، دلار گران می‌شود و پس از آن کالاها نیز گران می‌شوند بنابراین از روی هراس بر خریدهای خود می‌افزایند. این‌گونه شده که اقتصاد ترس در میان ایرانیان از سال1397 به این‌سو به آئین و خلق‌وخو تبدیل شده.

 اقتصاد ترس چیزی است که در نبردهای رسانه‌ای و نیز میان نبردهای کلامی میان مدیران اداره‌کننده کشور‌های درگیر به‌کار گرفته می‌شود. بیهوده نیست که دونالد ترامپ هرچندگاه جمهوری اسلامی را به تحریم بیشتر تهدید می‌کند. بر همین پایه است که رسانه‌های جمهوری اسلامی روزانه ده‌ها خبر از نابودی اقتصاد آمریکا منتشر می‌کنند.

واقعیت این است که رفتار مصرفی و ترجیح‌های مصرف‌کنندگان ایرانی در این روزها و تا روزی که ترس و هراس از جنگ هست براساس قاعده بالاست. ایرانیان با پس‌اندازهای خرد و کوچک یا پس‌اندازهای بزرگ ترجیح می‌دهند دارایی‌های نقدشونده داشته باشند.

 اگر منابع به‌سوی بورس نمی‌روند، اگر شهروندان طلا و سکه می‌خرند و اگر کاری به تامین منابع برای تولید ندارند، از ترس سرچشمه می‌گیرد؛ ترس از دست‌رفتن ارزش دارایی‌های‌شان.