برخورد بین ۱۱ آوریل و ۲۲ مه ۲۰۲۴ رخ داده و خبر تازه درباره انتشار یافته‌هاست. پژوهشگران برآورد می‌کنند برخوردهایی با این ابعاد تقریباً هر یک قرن یا بیشتر یک بار روی ماه رخ دهند؛ این عدد به معنای زمان‌بندی منظم برخوردها نیست. 

بخش فناوری ماجرا، توان دیدن تغییر در گذر زمان است. یک عکس به ما می‌گوید سطح در لحظه تصویربرداری چه شکلی داشته؛ دو مجموعه تصویرِ قابل مقایسه کمک می‌کنند بفهمیم چه چیزی عوض شده است. از این زاویه، آرشیو تصاویر فقط انبار عکس‌های قدیمی نیست. هر مشاهده تازه می‌تواند به تصویر قبلی معنای تازه‌ای بدهد.

مدارگرد LRO از سال ۲۰۰۹ ماه را بررسی می‌کند. اندازه‌گیری دما، ترکیب سطح، ارتفاع و محیط تابشی از جمله کارهای آن است. ناسا از داده‌های این مأموریت برای شناخت محل‌های مناسب فرود و بررسی منابع احتمالی نزدیک قطب جنوب ماه نیز استفاده می‌کند. بنابراین اطلاعات آن هم به پژوهش علمی کمک می‌کند و هم به تصمیم‌هایی که باید پیش از فرستادن تجهیزات گرفته شوند. 

برای ساخت نقشه سه‌بعدی، دوربین باریک‌زاویه مدارگرد می‌تواند یک محل را در گذرهای متفاوت از زاویه‌های مختلف ببیند. ترکیب این تصاویر، اطلاعاتی درباره پستی‌وبلندی سطح فراهم می‌کند. در کنار دوربین، ارتفاع‌سنج لیزری LOLA شکل سطح، ارتفاع‌ها و شیب‌ها را اندازه می‌گیرد. رادیومتر Diviner نیز نقشه حرارتی تهیه می‌کند و اطلاعاتی درباره دمای سطح و زیرسطح به دست می‌دهد. 

همین مشاهده حرارتی در بررسی دهانه تازه مفید بود. اندازه‌گیری‌ها ناحیه‌ای به پهنای حدود ۶٫۴ کیلومتر را نشان داد که شب‌ها تقریباً ۹ درجه سلسیوس سردتر از اطراف است. پژوهشگران این تفاوت را به تغییر ساختار و کاهش تراکم خاک سطحی پس از برخورد نسبت می‌دهند؛ اثری که بسیار فراتر از لبه دهانه دیده می‌شود. 

کنار هم قرار گرفتن عکس و اندازه‌گیری دما، برداشت دقیق‌تری از محل می‌دهد. به زبان ساده، ظاهر سطح تمام داستان را نمی‌گوید. اگر قرار باشد یک ماه‌نورد از منطقه‌ای عبور کند، دانستن شکل زمین یک بخش مسئله است و شناخت ویژگی‌های خاک، بخش دیگر. داده‌های مکمل کمک می‌کنند پرسش‌هایی مطرح شود که از روی یک تصویر به‌تنهایی به ذهن نمی‌رسد.

دوام مأموریت نیز در این کشف سهم دارد. مأموریت اولیه LRO برای یک سال برنامه‌ریزی شده بود، اما فعالیت علمی آن ادامه یافته و داده‌هایش در آرشیو عمومی علوم سیاره‌ای منتشر شده‌اند. در نتیجه، پژوهشگران می‌توانند مشاهدات دوره‌های مختلف را دوباره بررسی کنند و به پرسش‌هایی بپردازند که شاید هنگام ثبت نخستین تصاویر مطرح نبوده‌اند. تاریخچه و انتشار داده‌های مأموریت

این نمونه نشان می‌دهد ارزش یک ابزار فضایی فقط در عکس چشمگیر روز نخست خلاصه نمی‌شود. برای شناخت محیطی که قرار است مقصد مأموریت‌های طولانی‌تر باشد، رصد مداوم امکان تشخیص تغییر را فراهم می‌کند. دهانه مک‌گچین یکی از همان تغییرهایی است که با کنار هم گذاشتن چند سال مشاهده، از میان داده‌ها بیرون آمده است.