فرارو- در تقاطع فوقالعاده تاریخ هنر، آرشیوهای مستند و فنآوری پیشرفته ژنتیک، تیمی از دانشمندان یک پروژه بینالمللی را آغاز کردهاند که هدف آن نمایاندن اصل و نسب پدری لئوناردو داوینچی و ترسیم نقشه ژنتیکی یکی از مشهورترین شخصیتهای تاریخ بشر است.
به گزارش فرارو به نقل از اسپیس دیلی، نشانههای ژنتیکی که از دل تاریخ به مدت پنج قرن پیش میآید، بازماندگان معاصر را از طریق پدر بزرگوار و سرشناس به استاد بزرگ رنسانس متصل میسازد؛ پیوندی تاریخی که با کشفیات جدید از بقایای استخوانی در یک گورستان قدیمی، ممکن است به زودی به یک بنیانی تجربی و قطعی مستحکم بدل شود.
لئوناردو داوینچی، خالق آثار مشهوری چون «مونالیزا» و «شام آخر»، هرگز ازدواج نکرد و فرزندی از خود به جا نگذاشت. این واقعیت تاریخی سبب شده که امروز شش مرد ایتالیایی با ویژگیهای کروموزومی مشترک در تبار پدری داوینچی، به عنوان وارثانی شگفتانگیز و منحصربهفرد شناخته شوند.
این وراث زنده نه تنها نوادگان مستقیم لئوناردو، بلکه از نسل پدرش، سِر پیرو داوینچی، نویسنده و سردفتر اسناد رسمی در فلورانس هستند. بر اساس گزارشی از نشریه معتبر ساینس، سِر پیرو فردی مشهور و پرکار بوده که از چند همسر مختلف، دستکم ۲۳ فرزند به دنیا آورد. به این ترتیب، با اینکه شاخه بیولوژیک خود لئوناردو با فوت او به انتها رسید، ولی شاخه وسیع پدرش همچنان به حیات خود ادامه داد و در تاریخ ایتالیا ریشه گرفت.
چرا کروموزوم Y نقشهای منحصربهفرد برای تاریخ ژنتیکی است؟
بخش عمدهای از ژنوم انسان در هر نسل دستخوش اختلاط، بازترکیب و تقسیم میشود؛ نیمی از آن از مادر و نیمی دیگر از پدر به فرزند منتقل میشود و همین موضوع باعث میشود ردپای تبارشناسی در غبار زمان به سرعت ناپدید گردد. با این حال، کروموزوم مردانه Y از خود رفتار بسیار متفاوتی نشان میدهد. بخشهای بلند این کروموزوم بدون تغییر معنادار و ساختاری از پدر به پسر منتقل میشوند و نوعی «نام خانوادگی زیستی پایدار» را عرضه میکنند که در طول تاریخ به نسلهای بعدی منتقل میشود.
الساندرو وتزوسی، تاریخنگار برجسته هنر و آگنزه ساباتو، متخصص تبارشناسی تاریخی، تمام بیش از سه دهه از حرفه خود را به جمعآوری مستندات تاریخی برای اثبات این تبارنامه اختصاص دادهاند. این تلاش وسیع سالها پیش از آغاز آزمایشهای مدرن دیانای، آغاز شده بود. این دو محقق با کاوش دقیق در آرشیوهای قدیمی کلیساها، دفاتر ثبت احوال محلی، وصیتنامهها و قراردادهای ملکی، توانستهاند خط پدری داوینچی را تا سال ۱۳۳۱ میلادی ترسیم کنند.
نتیجه این جستوجوی گسترده، در سال ۲۰۲۵ به صورت کتاب مرجع و ۴۰۰ صفحهای منتشر خواهد شد. شجرهنامهای که طراحی شده ۲۱ نسل، بیش از ۴۰۰ فرد، و چهار خط خونی پدری مداوم را که بهطور مستقیم از سِر پیرو نشأت میگیرد، در بر میگیرد. در این شجرهنامه، نام ۱۵ نواده مذکر زنده ذکر شده که پس از فوت یکی از آنها، اکنون به ۱۴ مرد معاصر کاهش یافته است.
شواهد شش نمونه زنده: چه اثباتهای موجود و چه ابهاماتی باقیمانده است؟
با پیشرفت پروژه، شش نفر از این بازماندگان با جمعآوری نمونههای بیولوژیکی جهت آزمایش ژنتیکی موافقت کردند. پروفسور دیوید کاراملی، یک متخصص مشهور ژنتیک از دانشگاه فلورانس، به همراه الینا پیلی، انسانشناس قانونی، دریافتند که تمامی شش نفر ویژگیهای کاملاً منطبق و مشترکی از کروموزوم Y دارند. مسئولان «پروژه بینالمللی دیانای لئوناردو داوینچی» این تطابق را به عنوان شواهدی معتبر از سلامت و تداوم این خط پدری، لااقل از نسل پانزدهم به بعد تلقی کردند.
اما واقعیت علمی این کشف اخیر محتاطانهتر از اعلامیههای رسانهای است. این یافته ژنتیکی تا کنون فقط شجرهنامه مکتوب را با تبارشناسی ژنتیکی این خانوادهها پیوند زده و تاریخها، دستکم در بخشهایی که برای آنها مدارک رسمی موجود است، مشخص شدهاند. اما قرن پانزدهم، یعنی زمان حیات لئوناردو، همچنان در سویی دیگر این شکاف تاریخی باقی مانده است.
علاوه بر این، نتایج همخوانی کروموزوم Y هنوز با داوری مواجه نشده و بهجای انتشار در یک نشریه معتبر، همزمان با رونمایی از کتاب شجرهنامه منتشر شده است. اگرچه کاراملی تأکید دارد که تحلیلهای آزمایشگاهی مستقل به نشریههای معتبر ارسال خواهد شد، اما تا پیش از انتشار تایید شده، هر ادعای علمی در مرحله اولیه ارزیابی است.
استخوانی باستانی از روزگار پدربزرگ
اینک نقطه کانونی تمامی گمانهزنیها و آزمایشهای ژنتیکی به کف کلیسایی قدیمی در شهر وینچی معطوف شده است. در زیر کلیسای سانتو کروچه یک سرداب متعلق به خانواده داوینچی قرار دارد که مقرر است بقایای آنتونیو (پدربزرگ لئوناردو)، فرانچسکو (عموجان او) و تعدادی از برادران ناتنیاش در آن دفن شدهاند. الساندرو ریگا و لوکا باککی، دو انسانشناس از دانشگاه فلورانس، سرپرستی کاوشهای باستانشناسی در این مکان را بر عهده دارند.
در میان قطعات بهدستآمده، یک استخوان گیجگاهی سخت یافت شده است؛ تکه استخوانی که در بخش پشت گوش موجود است و میتواند برای حفظ مولکولهای حساس دیانای از تجزیه شیمیایی در گذر زمان، بهتر از هر بخش دیگر اسکلت عمل کند. تاریخگذاری رادیوکربن نشان داده که این استخوان به سالهای ۱۴۲۱ تا ۱۴۵۷ تعلق دارد؛ زمانی که دقیقاً متناسب با حیات پدربزرگ لئوناردو است.
مارتینا لاری و میکائلا چیرو، دیرینژنتیکدانان تیم کاراملی، موفق شدهاند از این نمونه قدیمی، مقداری دیانای کهن استخراج کرده و جنس مذکر فرد را تأیید کنند. مرحله نهایی و حساس، مقایسه این دیانای تاریخی با نمونههای شش وراث معاصر است که هنوز کامل نشده است. همچنین، یک حفاری دیگر برای دستیابی به مقبرهای دستنخورده در همان ناحیه برنامهریزی شده که امید میرود استخوانهایی با بقایای زیستی بهتر به آنجا مربوط باشند.
طبق گفتهی مسئولان پروژه، اگر به یک پروفایل کامل ژنتیکی دست پیدا کنند، این امکان وجود خواهد داشت که ویژگیهای ظاهری استاد رنسانس از جمله چپدستی، ساختار درک بصری، یا حتی بیماریهای وراثتی خاندان را با روشهای علمی رمزگشایی کنند. اگر یک استخوان مربوط به سده پانزدهم توانسته شود با کروموزوم شش مرد زنده امروزی مقایسه گردد، شجرهنامه مکتوب به حقیقتی واقع و ملموس تبدیل خواهد شد.
طرحی که تصویر ژنتیکی را پیچیدهتر کرد
در شاخهای موازی، محققان مؤسسه «جی. کریگ ونتر» تلاش کردند بهجای حفاری، بهطور مستقیم از آثار و دستنوشتههای باقیمانده نمونهبرداری کنند. آنان با کشیدن سواپ روی طراحی معروف به «کودک مقدس» (یک طراحی با گچ سرخ که به لئوناردو نسبت داده میشود) و همچنین یک نامه تاریخی از فردیسینو، یکی از خویشاوندان مذکر او، به نشانههای ضعیف از کروموزوم Y متعلق به توسکانی دست پیدا کردند. اما چارلز لی از آزمایشگاه ژنومیک جکسون هشدار داده که این نتایج هنوز در مرحله مقدماتی قرار دارند و نمیتوانند به عنوان اثبات نهایی تلقی شوند.
تحلیل این اثر کاغذ ابعاد مبهم دیگری نیز روشن کرد؛ روی این کاغذ ردپای دیانای دهها انسان وجود دارد که در طول پانصد سال به آن دست زدهاند (شامل مجموعهداران و کارشناسان مدرن) و سیگنال ژنتیکی پژوهشگران در میان انبوهی از آلودگیهای زیستی گم شده بود. برای مقابله با این موضوع، استخراج دیانای تنها با همکاری دانشمندان زن انجام شد تا از ورود تصادفی کروموزوم Y به نمونهها جلوگیری شود.
در پایان این پژوهشهای طولانی، دو مسیر مستقل با همکاری یک پروژه مشترک ادامه دارد و هیچکدام پرونده را بهطور قطعی نختیدهاند؛ چون کاغذهای قدیمی اثر لمس تمام کسانی که به آن نزدیک شدهاند را ضبط کردهاند، در حالی که یک استخوان باستانی، اگر شانس یار باشد، تنها میتواند راوی هویت یک انسان باشد.
نظرات کاربران