میلاد مشایخی در مصاحبهای با ایسنا، به توضیح درباره مصرف «گل» و اشتباهات ذهنی تعدادی از جوانان درباره عدم اعتیادآور بودن این ماده پرداخت و گفت: در کشور متأسفانه، تعریف اعتیاد گاهی به گونهای مطرح میشود که تنها کسانی که دچار خماری شدند، معتاد به حساب میآیند؛ به همین دلیل در ذهنیت عمومی، موادی چون مورفین و تریاک بیشتر بهعنوان مواد اعتیادآور شناخته میشوند. همین قاعده درباره شیشه نیز صدق میکند؛ در زمانی این تصور وجود داشت که شیشه اعتیادآور نیست، چراکه پس از مصرف آن فرد حس خماری نمیکند. اما عدم وجود علائم خماری به معنای این نیست که فرد به آن ماده مخدر وابسته نشده است، زیرا این تعریف نادرست بوده و شبکههای قاچاق برای فروش این مواد به همین برداشت غلط متکی هستند و تبلیغات جانبی نیز به تقویت این قضاوت در جامعه میپردازد.
مشایخی بر اهمیت روشنسازی این مسأله در برنامههای اطلاعرسانی تأکید کرد و افزود: گل، کیمیکال، حشیش، گرس و دیگر موادی که نسلهای قبلی آنها را میشناختند، مانند شاهدانه و بنگه، همه حاوی ترکیب مؤثری به نام THC یا تتراهیدروکانابینول هستند. این ترکیب در گیاه ماریجوانا موجود است و از آن به انواع مختلفی مواد و فرآوردهها تولید میشود.
وی ادامه داد: THC یکی از موادی است که بهراستی میتواند وابستگی بالایی ایجاد کند و به هیچ وجه مادهای جدید محسوب نمیشود؛ بلکه شکل و نام آن در گذر زمان تغییر کرده است. در گذشته تحت عناوینی از قبیل گرس و حشیش شناخته میشد و سپس گل به محبوبیت رسید و حالا نیز با نامهایی متفاوت در دسترس است.
معاون پیشگیری و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور به ویژگیهای گل در ایران اشاره کرد و بیان نمود: گل در ایران به سبب چگونگی تغییرات اعمالشده بر روی گیاه ماریجوانا، ممکن است دارای سطح بسیار بالایی از THC باشد. ازاینرو، قابلیت وابستگی و اعتیادآوری آن نیز میتواند به شدت بالا باشد.
به گفته مشایخی، وابستگی ناشی از مصرف گل بیشتر از نوع روانشناختی است. فردی که از گل استفاده میکند ممکن است به نوعی اختلال به نام «سندروم بیانگیزگی» دچار شود. مصرف گل میتواند فعالیتهای مرتبط با انگیزه را تحت تأثیر قرار دهد و باعث به وجود آمدن کاهش اشتیاق شود. چنین شخصی ممکن است نسبت به تحصیل و فعالیتهای روزمره از دست دادن انگیزه کند.
وی یکی دیگر از خطرات مصرف گل را مصرف همزمان آن با الکل عنوان کرد و اظهار داشت: استفاده همزمان از ماریجوانا و الکل موضوعی بوده که در گذشته کمتر به آن پرداخته میشد، اما اکنون شاهد این الگوی مصرف هستیم. در این مواقع، نواحی مختلف مغز، به ویژه بخشهای تحت تأثیر عملکردهای روانشناختی و نواحی پیشانی و مخچه، ممکن است دچار اختلال شوند و فرد را به وضعیتی خطرناک سوق دهند.
معاون پیشگیری و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور با تأکید بر این نکته که مصرف گل میتواند به راهی برای ورود فرد به دیگر مواد تبدیل شود، گفت: گل میتواند بهعنوان دروازهای به سمت مصرف مواد دیگر، نظیر آمفتامین و شیشه عمل کند. البته بهتر است بهجای اصطلاح «مواد سنگین»، از عبارات «موادی که در مراحل پایانی الگوی مصرف قرار دارند» استفاده گردد.
مشایخی همچنین به مسأله تحمل یا تلورانس اشاره کرد و تصریح کرد: بدنه فرد در اثر مصرف مواد، به مرور زمان به آن ماده عادت میکند. به عنوان مثال، فرد ممکن است در یک مرحله تنها یک رول گل مصرف کند، اما در مراحل بعدی برای دستیابی به همان اثر قبلی، به مصرف مقدار بیشتری از آن نیاز پیدا کند. با گذشت زمان، بدن نمیتواند با همان میزان ماده به نتایج قبلی دست یابد و فرد ممکن است به مصرف گلهای تقویتشده یا کیمیکال و مواد دیگر روی آورد که این روند بسیار خطرناک است.
معاون پیشگیری و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور بر لزوم انجام کمپینهای اطلاعرسانی تأکید کرد و گفت: کمپینها یکی از مؤثرترین روشها برای مقابله با باورهای نادرست هستند. در این مرحله ما با فردی مواجه هستیم که هنوز به اعتیاد دچار نشده است و نمیتوان او را به درمان ارجاع داد، بنابراین باید تمرکز اصلی بر روی پیشگیری و آگاهی باشد. دو نوع کمپین میتوان طراحی نمود؛ نخست کمپین آگاهیبخشی و دوم کمپین حساسیتزایی. در خصوص گل نیز کمپینهایی در حال برگزاری است و اجرای این برنامهها در دستور کار امسال ما قرار دارد.
انتهای پیام
نظرات کاربران