اظهارات اخیر هومن افاضلی برای علاقهمندان به فوتبال هیچ نکته جدیدی به همراه نداشت و صرفاً تکرار همان ادعاهایی بود که از زمان برگزاری جام جهانی تاکنون به طور مداوم از سوی قلعهنویی و افرادی که در اطراف او هستند، هم در داخل و هم در خارج از مستطیل سبز مطرح شده است. این نوع تبلیغات همچنین بر یک دکترین آشنا تکیه کرده که معتقد است با تکرار یک ادعا میتوان افکار عمومی را به سمت دلخواه هدایت کرد، حتی اگر شواهد و مدارک کافی برای آن ارائه نشود!
زمانی که به مربیان ما اشاره میکنیم -حتی آنهایی که به عنوان رکورددار در کسب عناوین و افتخارات در فوتبال داخلی شناخته میشوند- که همچنان در روشهای سنتی باقی مانده و درصدد بهروزرسانی تجربیات خود نیستند، امیر قلعهنویی بهترین مثال برای این ماجراست. او به عنوان پرافتخارترین مربی داخلی با ۷ جام، که آخرین قهرمانیاش به ۱۳ سال پیش برمیگردد، علیرغم هدایت ثروتمندترین و محبوبترین تیمهای کشور هیچگاه نتوانسته است جامی کسب کند و همواره بر تکرار شگردهای گذشتهاش اصرار ورزیده است. امیر که در اوایل لیگ سوم حرفهای، هدایت استقلال را بر عهده گرفت و با جوانگرایی تیمش را در مدت سه سال به قهرمانی لیگ پنجم رسانده بود، هیچ گاه از آن جوانان، از طالبلو تا صادقی که به تیم ملی راه پیدا کردند، در وقت مناسب بهرهمند نشد و از آن زمان به بعد هیچگاه ریسک جوانگرایی را پذیرفت، بهویژه پس از اینکه پس از جام جهانی ۲۰۰۶ سرمربی تیم ملی شد.
امیر قلعهنویی در اوایل دهه ۷۰ شمسی با استناد به تجربهاش از تمرینات لورکوزن، که نماینده فرهیختگی و انتقاد از روشهای سنتی مربیان فوتبال است، در تمامی مصاحبهها به این مثال اشاره کرد، اما روشهایش همچنان تغییر نکرد. با وجود انتقادات متعدد، باورهایش ثابت ماند و تنها از بیان مکرر آن پرهیز کرد. ثبات رویه امیر در ادامه بخشی از یک استراتژی تبلیغاتی مشخص مشهود است که در صحبتهای اعضای کادر فنی و بازیکنانش قابل مشاهده است. کافی است به اظهارات بازیکنانی چون بیرانوند و شجاع و همکاران امیر مانند الهویی و افاضلی نگاه کنیم.
به عنوان نمونه، اظهارات بیرانوند در برنامه میثاقی همچنان در یادها باقی مانده: کارشناسان بزرگ بینالمللی گفتهاند که مردم ایران باید به بازیکنان کشورشان افتخار کنند که در این شرایط به میدان رفتند و جنگیدند... دو نفر از آنها حتی پیشنهاد مجسمهسازی برای این بازیکنان را دادند.
افاضلی نیز با وجود تبلیغات بیشماری که در تریبونهای رسمی قبل و بعد از جام جهانی شده، عجیب است که هنوز از انتقادات معدود رسانهها دلخور است و با وجود در اختیار داشتن بیش از ۹۰ درصد از تریبونها و تعریف و تمجیدهای بیپایان، نمیتواند این انتقادات اندک را به راحتی بپذیرد. او در آخرین مصاحبهاش اظهار کرد: در سه مقطع مختلف در تیم ملی حضور داشتم. به عنوان سرمربی تیم امید و ریاست کمیته فنی فدراسیون فوتبال فعالیت کردهام و از زمان جداییام از علی دایی (فروردین ۱۳۸۸) تا به عنوان مشاور فنی به امیر قلعهنویی پیوستم (زمستان ۱۴۰۱)، در طول این دو دهه، حمایتی که در استادیوم سوفای لسآنجلس مشاهده کردم، هرگز در استادیوم آزادی ندیدم.
این جمله افاضلی که قبلاً توسط شجاع خلیلزاده نیز تکرار شده، با تبلیغات رسمی این ماهها تضاد دارد؛ اگر میزبانها به طور مداوم در حق ما کارشکنی کردهاند که نتوانستیم کیفیت خود را به نمایش بگذاریم، پس چگونه سخنگویان کادر فنی ادعا میکنند که جو ورزشگاههای لسآنجلس و سیاتل به مراتب بهتر بود؟ و چرا از این حمایت استفاده نکردند؟!
افاضلی همچنین به تبیین ۶ پلن A تا F الهویی پرداخته که اگر صد بار دیگر هم بیان شود، همچنان توجیهاتی بیاساس باقی خواهد ماند: میگویند که پلنی در زمین مشاهده نشد در حالی که آنها نمیخواستند ببینند اگر نه، به این نکته توجه کنید که خارجیها درباره ضربه ایستگاهی که ما زدیم چه نوشتند؛ همان گل آفساید طارمی؛ هیچ ضربه ایستگاهی در جام جهانی به آن کیفیت زده نشد.
این اظهارات که بارها به دوربینها ارائه شده، مانند سایر بازیکنان و همچنین کارشناسان و رسانههای خارجی که همیشه به آنها اشاره میشود، اما هیچ سند و مدرکی منتشر نمیشود. این بار قصد نداریم قضاوتی درباره اظهارات جدید هومنخان داشته باشیم، فقط یک سوال داریم: چرا هیچگاه یکی از این رسانهها و کارشناسان خارجی بهطور خاص معرفی نمیشوند؟
از قلعهنویی گرفته تا بیرانوند و شجاع و افاضلی به همراه دیگران، از زمان برگزاری جام جهانی تا بازگشت به فرودگاه و سپس گفتگوها در تلویزیون و وبسایتها، حتی در کنفرانسهای پیش و پس از بازیهای لیگ برتر، همه به وضوح از یک خط فکری پیروی میکنند و به طور مداوم به تعریف و تمجید از تیم ملی توسط خارجیها اشاره میکنند. در حالی که حتی برای دلگرمی مردم و خاموش کردن منتقدان، هیچگاه آدرس این رسانهها و کارشناسان خارجی ارائه نمیشود! فقط کافیست بگویید که کدام کارشناس یا کدام رسانه چنین چیزی را گفته است؟ ما خود به دنبال آن خواهیم رفت! امیدواریم این موضع مانند ماجرای مورینیو و زلاتان تکرار نشود.
شاید شما ندانید: آیا مورینیو و تیری آنری از تیم ملی تعریف و تمجید کردهاند؟ هنگامی که قلعهنویی پرچم را به اهتزاز درآورد! + ویدیو
نظرات کاربران