مهدی زارع در روزنامه شرق به این موضوع پرداخته است که هماکنون با شروع سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، اثرات سوپر النینو به گونهای محسوس در سطح جهانی و بهویژه در منطقه خاورمیانه و ایران احساس میشود. تحقیقات علمی به روشنی نشاندهنده ارتباط بین برخی از زلزلههای بزرگ و وقایع اقلیمی عمده هستند؛ گرچه معمولاً جهت این تأثیر از فعالیتهای لرزهای به سمت اقلیم است، به جای آنکه عکس این حالت رخ دهد. این ارتباط عموماً شامل مجموعهای از فرآیندهای زمینشناختی است که بهویژه در ناحیه قطب شمال و به واسطه فعالیتهای آتشفشانی به وقوع میپیوندد.
مستندات قوی مبنی بر تاثیر زمینلرزهها بر رویدادهای اقلیمی، از تحقیقی درباره دورههای گرمایشی ناگهانی در قطب شمال بهدست آمده است. النینو بهواسطه تغییرات فیزیکی قابل اندازهگیری الاستیک (کشسان) و موقتی، اثرات خاصی ایجاد میکند.
تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان ناسا نشان دادهاند که انواع شدید النینو (در سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ و ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲) با افزایش قابل توجه برآمدگی استوایی زمین در ارتباط بودهاند. این پدیده به این دلیل رخ میدهد که النینو موجب جابهجایی جرم آب میشود؛ به این معنا که آب ها از خشکیها و نواحی غربی اقیانوس آرام به سمت مرکز و شرق آن منتقل میشوند. تغییرات متضاد سطح آب دریا به مقدار ۴۰ تا ۶۰ سانتیمتر بین شرق و غرب اقیانوس آرام میتواند منجر به حرکتی شبیه به الاکلنگ در پوسته اقیانوس شود که در پی آن، حرکات عمودی بین ۱۳ تا ۲۰ سانتیمتر ممکن است اتفاق بیفتد.
اکنون سوال کلیدی این است که آیا این تغییرات سطحی میتوانند تنشهای کافی را برای ایجاد زلزله فراهم کنند؟ حتی بزرگترین تغییرات در جابجایی سطح آب دریا هم تنها قادر به ایجاد تنشهایی به اندازه کسری از یک «بار» (یا چند کیلوپاسکال) هستند. بهعنوان مقایسه، تغییرات تنش ناشی از کاهش سطح آبهای زیرزمینی در مناطقی مانند تهران به مقادیر بین ۰.۱ تا ۰.۵ بار (۱۰ تا ۵۰ کیلوپاسکال) در سال میرسد و آن هم تنها به عنوان عاملی «تحریککننده» برای گسلهایی که از قبل در وضعیت بحرانی قرار دارند، در نظر گرفته میشود. حرکات الاکلنگی پوسته به واسطه النینو، در حقیقت یک واکنش ارتجاعی به وزن آب محسوب میشود. این خمیدگی پوسته را رقم میزند اما به طور قابل توجهی در انباشت تنشهای زمینساختی عمیق که موجب زلزلههای بزرگ میشود، تغییری ایجاد نمیکند.
پدیده سوپر النینو در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ (پاییز و زمستان ۱۴۰۵) تغییراتی قابل اندازهگیری در شکل و توزیع جرم زمین ایجاد خواهد کرد. این پدیده ممکن است به رخدادهای لرزهای محلی در گسلهای با تنش بحرانی در شرق اقیانوس آرام، بهویژه در طول «پشته اقیانوس آرام شرقی»، دامن بزند. اما به نظر میرسد این پدیده باعث افزایش جهانی زلزلههای بزرگ یا تغییر در نرخ کلی فعالیتهای لرزهای نخواهد شد.
تداوم تحقیق در زمینه ارتباط میان النینو، لانینا و زلزلههای بزرگ، موضوع مطالعات علمی فعال است. براساس یک بررسی در سال ۲۰۱۰، همبستگی زمانی میان رویدادهای النینو-نوسان جنوبی انسو (ENSO) و افزایش فعالیت لرزهای، بهویژه در نواحی بلندیهای شرق اقیانوس آرام – پشته میان اقیانوسی از نظر زمینساختی فعال – وجود دارد. انسو به ایجاد زلزلههای بیشتر طی دو تا شش ماه پس از وقوع آن منجر میشود.
تغییرات ناشی از انسو در سطح دریا و شیب آن، فشار بر کف اقیانوس را دگرگون میکند. در حالت لانینا، سطح آب در شرق اقیانوس آرام کاهش یافته و فشار کف اقیانوس بر روی پشته میان اقیانوسی به اندازه چند کیلوپاسکال کاهش مییابد. این «تخلیه بار» جزئی میتواند پوستهها را تا حدودی خم کرده و فعالیت گسلها را تحریک کند. رویدادهای شدید النینو-نوسان جنوبی از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ با فعالیت لرزهای دورهای در این پشته میان اقیانوس آرام همزمان بوده است؛ به طوری که طولانیترین النینو با غیرعادیترین دوره لرزهای همراستا بوده است.
تحقیقی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که زلزلههای عظیم میتوانند نیرویی ایجاد کنند که محور زمین را بهطور نامحسوس تغییر دهند و بهطور بالقوه چرخههای انسو را فعال سازند. این مدل موفق به شبیهسازی برخی از ناهنجاریهای اقلیمی نیز شده است.
سوپر النینو در سالهای ۱۸۷۷-۱۸۷۸ همواره با زلزلههای بزرگ هماهنگ بود. نسلی از سوپر النینو که حدود ۱۵۰ سال پیش به وقوع پیوست، یکی از شدیدترین اختلالات اقلیمی ثبتشده در تاریخ به شمار میرود. این رویداد در اواخر سال ۱۸۷۶ آغاز شد و در زمستان شمالی ۱۸۷۷-۱۸۷۸ به اوج خود رسید و باعث خشکسالی و قحطی وحشتناک در آسیای میانه، برزیل و آفریقا گردید، به طوری که تلفات آن از ۲۰ میلیون نفر فراتر رفت.
در قاره آمریکای جنوبی، بارشهای شدید و سیلابهایی در اکوادور ساحلی، پرو و شیلی مرکزی به وقوع پیوست. در همین دوران، چندین زلزله مهم ثبت گردید، به ویژه در امتداد لبه اقیانوس آرام: در ماه مه ۱۸۷۷، زلزلهای با بزرگی تقریبی بین ۸.۳ تا ۸.۵ در شمال شیلی به وقوع پیوسته که سونامیای را به همراه داشت که到 نیوزیلند نیز رسید. در تاریخ ۱۵ نوامبر ۱۸۷۷، زلزلهای قوی در نبراسکا، شرق آمریکای شمالی منطقهای از اُنتاریو تا نیوانگلند را به لرزه درآورد. در سال ۱۸۷۸، زلزلهای ویرانگر در ونزوئلا خسارات و تلفات فراوانی به همراه داشت.
بدیهی است که زمینلرزهها به سبب آزادسازی ناگهانی تنشهای پنهانی حاصل از حرکت آرام ورقههای زمینساختی پدید میآیند و النینو، گرمایشی از آبهای سطحی اقیانوس است که به واسطه تغییراتی در بادهای تجاری و فشار جوی ایجاد میشود. تغییرات فشار در کف اقیانوس بهوجود آمده توسط النینو – در حد چند کیلوپاسکال – به قدری کوچک است که نمیتواند زلزلههای بزرگ که نیاز به نیروهای زمینساختی عظیم دارند و به تغییرات تنش چند ده بار یا چند هزار کیلوپاسکال نیاز دارند، ایجاد کند. بنابراین هنوز نمیتوان یک ارتباط مستقیم بین یک الگوی اقلیمی نظیر «النینو» در یک بازه زمانی کوتاه و وقوع زمینلرزهای بزرگ یا بالعکس برقرار کرد، اما اگر گسلها در آستانه گسیختگی قرار داشته باشند، ممکن است همین شوکهای اقلیمی به اندازه کافی برای تحریک رخداد زمینلرزهها موثر باشند.
نظرات کاربران