بر اساس گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، نبرد رمضان برای ایران تنها به مدت چند هفته درگیری نظامی محدود نمی‌شود، بلکه تجارب به‌دست‌آمده در ماه‌های اخیر موجب شکل‌گیری رابطه جدیدی در مناسبات تهران و واشنگتن شده است. این رابطه به گونه‌ای است که در کنار افزایش ظرفیت‌های نظامی، قواعد مذاکره نیز دستخوش تغییرات شده و فشار اقتصادی به عنوان بخشی از این رقابت در نظر گرفته می‌شود.

اظهارات اخیر شنبه شب محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفت‌وگو با الجزیره، نمایی از این تغییر رویکرد را به تصویر می‌کشد. به گفته او، پیام اصلی این است که تهران برای مقابله نظامی آماده است اما در عین حال، مسیری برای پایان جنگ نیز می‌بیند. زیرا اتمام یک جنگ تنها با خاموش شدن صداهای سلاح‌ها محقق نمی‌شود؛ گاهی پایان یک جنگ، به معنی آغاز بازتعریف قواعدی است که از وقوع جنگ‌های آتی جلوگیری خواهد کرد. آنچه که در مواضع اخیر رضایی به چشم می‌خورد، به جای تکرار مسایل نظامی، تلاش برای ترسیم همین قواعد نوین است؛ قوانینی که از میدان جنگ تا میز مذاکره و از خلیج فارس تا روابط اقتصادی منطقه گسترش می‌یابد.

دبیر شورای عالی امنیت ملی از یک سو بر آمادگی ایران برای یک جنگ سرنوشت‌ساز تأکید می‌کند و از سوی دیگر شروط تهران برای پایان دادن به درگیری‌ها را تبیین می‌کند. او گفت این شروط از طریق یک میانجی قطری به واشنگتن ارسال شده و ایران در انتظار پاسخ آمریکا است. محورهای این شروط شامل پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده و پایان محاصره دریایی هستند.

این دو گزاره در کنار هم، احتمالاً مهم‌ترین جزء پیام تهران را تشکیل می‌دهند. حاکی از این است که ایران هم برای مقابله نظامی آمادگی دارد و هم مسیر خاتمه این تقابل را مشخص کرده است.

تجربه جنگ؛ مبنای تغییر استراتژی

در این راستا، رضایی خروج آمریکا از توافق برجام را به عنوان یک نقطه عطف تلقی می‌کند. به گفته او، پس از این رخداد، تهران به این نتیجه رسید که نیاز به تغییر استراتژی خود در قبال واشنگتن دارد. این تغییر فقط به بعد نظامی محدود نشد و رضایی درباره تغییر در سه حوزه جنگ، مذاکره و سرکوب تحریم‌های اقتصادی سخن گفت.

این دیدگاه نمایانگر آن است که تهران دیگر اقتدار آمریکا را در یک تقابل یک بعدی نخواهد دید. در این فرض، حمله نظامی، محاصره دریایی، فشار مالی، تحریم و مذاکره همگی اجزای یک معمای واحد به حساب می‌آیند و پاسخ ایران نیز باید متناسب با این پیچیدگی‌ها باشد.

با همین دلیل، در سخنان رضایی، در کنار یادآوری موشک و پدافند، موضوعاتی نظیر دارایی‌های بلوکه شده، تجارت منطقه‌ای، تردد کشتی‌ها و حتی روابط کشورهای عربی با آمریکا مطرح می‌شود.

در واقع پیام این است که اگر میدان تقابل وسیع‌تر شده، ابزارهای پاسخ نیز نمی‌توانند صرفاً محدود به نظامی باشند.

یکی از جنبه‌های مهم اظهارات رضایی، توصیف سطح آمادگی نظامی ایران است. او تصریح می‌کند که تهران اکنون بهتر از گذشته به نقاط ضعف ارتش آمریکا آشنا است و برای مقابله با حملات هوایی آمادگی بیشتری نسبت به دوران جنگ چهل روزه دارد.

دبیر شورای عالی امنیت ملی به توسعه توان موشکی، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی اشاره کرده و مدعی شد که ایران سرعت موشک‌های مافوق‌صوت خود را افزایش داده است. همچنین از آزمایش یک موشک ضدکشتی در نزدیکی ناو هواپیمابر آمریکایی خبر داد. تمرکز جدید برنامه‌ریزی نظامی ایران بر دارایی‌های دریایی آمریکا از خلیج فارس تا دریای عمان و دریای عرب، یک استراتژی دیگر به شمار می‌آید.

اما اهمیت این بخش تنها در بیان یک قابلیت نظامی نیست. پیام اصلی، تغییر محاسبات طرف مقابل است، زیرا منطق بازدارندگی از این نقطه شکل می‌گیرد. به این معنا که طرف مقابل باید بداند هر اقدام نظامی عواقب و به‌تبع آن، پاسخی خواهد داشت و نمی‌تواند با فرض یک‌طرفه بودن میدان وارد درگیری شود.

رضایی همچنین به صراحت بیان می‌کند که در صورتی که جنگ از نو آغاز شود، پاسخ ایران به مراتب شدیدتر از گذشته خواهد بود. در این راستا، جنگ قبلی برای تهران به مثابه یک تجربه به شمار می‌آید؛ تجربه‌ای که قرار است در طراحی پاسخ بعدی به کار گرفته شود.

حلقه‌ای که ایران نمی‌خواهد نادیده بگیرد

اما معادله جدید تنها به روابط تهران و واشنگتن محدود نیست. یکی از پیام‌های کلیدی رضایی به کشورهای منطقه اشاره دارد؛ کشورهایی که میزبان پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی هستند.

از دیدگاه او، اگر هواپیماهای آمریکایی از یک پایگاه در یک کشور منطقه برای حمله به ایران استفاده کنند، آن پایگاه دیگر یک تأسیس متعلق به کشور میزبان نمی‌باشد، بلکه به جزءی از میدان جنگ تبدیل خواهد شد.

رضایی تأکید کرده که در جنگ قبلی، ایران شهرهای عربی یا مراکز دولتی عربی را هدف قرار نداده، بلکه پایگاه‌هایی را تحت تأثیر قرار داده که به قول او، جایی برای برخاستن هواپیماهای مهاجم بوده‌اند. او همزمان هشدار داده که در صورت بروز تهدید جدید، این پایگاه‌ها با شدت بیشتری مورد هدف قرار خواهند گرفت.

این بخش از اظهارات رضایی را می‌توان به عنوان یکی از واضح‌ترین پیام‌های تهران به کشورهای منطقه تلقی کرد؛ پیامی که در آن، امنیت منطقه‌ای از امنیت نیروهای خارجی تفکیک می‌شود.

به بیان دیگر، تهران به کشورهای منطقه یادآوری می‌کند که در صورت وقوع درگیری، می‌توانند هم بخشی از مساله باشند و هم بخشی از راه‌حل. راهکار پیشنهادی رضایی نیز به وضوح مشخص است: جلوگیری از استفاده نیروهای آمریکایی از خاک و پایگاه‌های کشورهای منطقه علیه ایران.

خلیج فارس؛ امنیت درون منطقه‌ای

از اینجا، بحث رضایی درباره آینده منطقه شکلی دیگر به خود می‌گیرد. او به‌جای آنکه حضور قدرت‌های خارجی را ضامن امنیت خلیج فارس بداند، از نیاز به شکل‌گیری ترتیبات امنیتی و اقتصادی میان کشورهای منطقه صحبت می‌کند.

این بخش از اظهارات رضایی، در واقع، پنجره‌ای به سوی همان پیام نظامی است. تهران یک‌طرفه نسبت به استفاده از پایگاه‌های منطقه برای حمله به ایران هشدار می‌دهد و در عین حال، بیان می‌کند که امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای آن تأمین گردد.

او از همکاری اقتصادی، سرمایه‌گذاری مشترک، بازار مشترک و حتی حرکت به سمت سازوکارهای پولی مشترک میان کشورهای منطقه سخن می‌گوید. رضایی این پیشنهاد را فراتر از یک ایده اقتصادی، جزء سازه امنیتی مد نظر ایران تلقی می‌کند.

هر چه اتحادیه کشورهای منطقه بیشتر شود، هزینه‌های دخالت بازیگران خارجی در معادلات منطقه نیز افزایش خواهد یافت. در این راستا، اقتصاد هم به وفق دیدگاه رضایی به عرصه‌ای از تقابل تبدیل شده است. او بر این باور است که آمریکا پس از تجربیات نظامی و محاصره دریایی، اکنون در تلاش است تا روابط مالی و تجاری ایران با کشورهای منطقه را محدود کند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی از رویکرد متقابل سخن می‌گوید؛ به این معنا که اگر آمریکا اقتصاد ایران را زیر فشار قرار دهد، منافع اقتصادی این کشور نیز در منطقه باید پاسخگو باشند.

او حتی درباره کشورهایی که در اعمال فشار اقتصادی علیه ایران با آمریکا همکاری کنند، هشدار می‌دهد و از احتمال وضع محدودیت بر فعالیت برخی کشتی‌ها و روابط تجاری آنها در منطقه صحبت می‌کند.

این بخش از اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان می‌دهد که تهران تلاش دارد مفهوم بازدارندگی را از حوزه نظامی به قلمرو اقتصادی گسترش دهد. از این منظر، تحریم به عنوان یک اقدام فشار اقتصادی تلقی نمی‌شود بلکه به دنبال آن، عمل متقابل به عنوان انتقادی نرم پل زده می‌شود.

مذاکره نقطه آغازین نیست

شاید کلیدی‌ترین تغییر در استراتژی اعلام‌شده تهران، به مذاکرات مربوط باشد. در رویکردی که رضایی به تصویر می‌کشد، ایران دیگر مایل نیست گفت‌وگو را بر اساس وعده‌های سیاسی طرف مقابل پیگیری کند.

تجربه خروج آمریکا از توافق قبلی، به تصریح او، موجب شد تا تهران قواعد جدیدی را در نظر بگیرد که به موجب آن ابتدا اقدام و سپس مذاکره خواهد بود. رضایی می‌گوید آمریکا باید در ابتدا شروط ایران را عملی کند و فقط سپس مذاکره صورت بگیرد. در این چارچوب، مذاکرات دیگر یک جایگزین برای قدرت بازدارندگی تلقی نمی‌شود بلکه در کنار آن جایگاه دارد.

تهران از یک سو اعلام می‌کند آماده جنگ است و از سوی دیگر، مسیری روشن برای پایان دادن به جنگ نیز فراهم می‌آورد. این همان نکته‌ای است که رویکرد جدید را از مراحل قبلی خود متمایز می‌کند. شروطی که رضایی در این راستا اعلام می‌کند نیز در همین حوزه قرار دارند: خاتمه جنگ در تمامی جبهه‌ها، آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده و پایان محاصره دریایی. او تصریح کرده این شروط از طریق میانجی قطری به واشنگتن مخابره شده و ایران در انتظار پاسخ ترامپ است.

در کنار میدان نظامی و اقتصادی، موضوع هسته‌ای نیز در این معادله دیده می‌شود. رضایی به احتمال بازنگری در عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای اشاره کرده، اما همزمان تأکید کرده است که تصمیمی برای خروج از NPT اتخاذ نشده است.

او همچنین اظهار داشت که موضع ایران در ارتباط با دکترین هسته‌ای تغییری نکرده است، اما آینده این مسئله را به رفتار آمریکا مرتبط دانسته است. این موضع را می‌توان بخشی از همان استراتژی فشار متقابل به شمار آورد؛ به این معنا که تهران می‌کوشد به طرف مقابل نشان دهد که تصمیمات آتی ایران در مورد موضوع هسته‌ای نیز تحت تأثیر رفتارهای واشنگتن قرار خواهد داشت. در نتیجه، پرونده هسته‌ای از یک مسئله فنی و حقوقی فراتر رفته و در صحبت‌های مقام ارشد امنیتی ایران، در کنار عوامل امنیتی و سیاسی متعددی قرار می‌گیرد.

یمن و باب‌المندب؛ تهران چه می‌گوید؟

در بخشی دیگر از گفت‌وگو، رضایی تلاش می‌کند مرز میان سیاست ایران و تحولات یمن را مشخص کند. او از پایان جنگ عربستان و یمن استقبال کرده و بیان می‌کند که ایران در صورت درخواست طرف‌های درگیر آماده کمک به صلح است، اما تأکید می‌کند که تهران نمی‌خواهد جانشین طرف‌های درگیر در مذاکرات باشد.

در مورد باب‌المندب نیز رضایی نسبت دادن تحولات این آبراه به ایران را رد کرده و موضوع را در بستر وسیع‌تری از بحران‌های منطقه‌ای قرار می‌دهد. این بخش از سخنان او همراه با پیشنهاد همکاری‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که تهران در تلاش است روایت خود از تحولات منطقه‌ای را از دو نفری ایران و آمریکا فراتر ببرد؛ روایتی که در آن جنگ غزه، تحولات لبنان، سوریه، یمن، خلیج فارس و حتی جنگ روسیه و اوکراین را در یک بستر بزرگ‌تر از بی‌ثباتی جهانی قرار می‌دهد.

در انتها، بخشی از پیام رضایی نه تنها به آمریکا، بلکه به کشورهای منطقه نیز اعتنا دارد. او بر این نکته تأکید می‌کند که کشورهای عربی نباید امنیت خود را به حضور آمریکا وابسته کنند و باید به سمت همکاری مستمر با همسایگان خود حرکت نمایند.

از منظر او، ایران و کشورهای عربی، با وجود اختلافات سیاسی، همسایگانی هستند که ناگزیرند در کنار یکدیگر زندگی کنند و به همین دلیل، آینده منطقه نمی‌تواند دائماً به تصمیم‌های قدرت‌های خارج از منطقه مربوط باشد.

در این راستا، پیام رضایی دو سویه است. او از یک سو به آمریکا پیام آماده‌باش برای مقاومت ارسال می‌کند و از سوی دیگر، همسایگان را به دوری از میدان تقابل می‌خواند.

این دو پیام با اینکه در ظاهر ممکن است متضاد به نظر برسند، اما در اصل یک هدف مشترک دارند که همان تغییر محاسبات طرف مقابل است.

پایان جنگ؛ نه از طریق تسلیم، بلکه بر اساس توافق

آنچه که می‌توان از اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی استنباط کرد این است که تهران خود را در وضعیتی نمی‌بیند که باید بین جنگ و مذاکره یکی را انتخاب کند. رضایی به طور همزمان از آمادگی نظامی، توسعه توان دفاعی، پاسخ متقابل اقتصادی و آمادگی برای وقوع یک جنگ جدید سخن می‌گوید و در جریان گفت‌وگو به شروط مشخص برای پایان جنگ و بازگشت به گفت‌وگو نیز اشاره می‌کند.

این همان تصویری است که بیانات اخیر او را از یک گفتگو ساده نظامی متمایز می‌سازد. مسئله تنها در این نیست که ایران در صورت حمله چه واکنشی نشان خواهد داد؛ مسئله این است که تهران خواستار تغییر قواعد بازی پس از تجارب گذشته جنگ است.

در این رویکرد، ایران دیگر حاضر نیست مذاکرات را بی‌تضمین‌های عملی پیگیری کند، فشارهای اقتصادی را بدون پاسخ قبول کند یا حضور نظامی آمریکا در منطقه را عاملی جدا از امنیت خود قلمداد کند.

رضایی همچنین بر یک عنصر حیاتی دیگر تأکید می‌کند: مردم.

به نظر او، توان دفاعی ایران صرفاً متشکل از مجموعه‌ای از موشک‌ها و سیستم‌های نظامی نیست، بلکه به پشتوانه قوی اجتماعی آن پشتوانه می‌شود که در برابر فشارهای خارجی مقاومت می‌کند. بنابراین، وقتی از آمادگی ایران برای جنگ صحبت می‌کند، منظورش تنها آماده‌سازی نیروهای مسلح نیست؛ بلکه اشاره به تمامی توانمندی‌های نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامع کشور دارد.

در چنین موقعیتی، پیام تهران را می‌توان به صورت مختصر در یک جمله بیان کرد: ایران جنگ را انتخاب نمی‌کند، اما اگر جنگ به او تحمیل شود، خود را برای پاسخ آماده می‌داند و اگر بخواهد جنگ به پایان برسد، این پایان باید به همراه تغییرات شرایط و تضمین‌های مشخص باشد.

بنابراین، اظهارات محسن رضایی را باید بیش از یک هشدار نظامی، تبیین یک معادله جدید تلقی نمود؛ معادله‌ای که در آن میدان نبرد، میز گفتگو، اقتصاد و روابط منطقه‌ای دیگر جدا از یکدیگر نیستند.