فرارو- ارائه هفت شرط ایران برای شروع هر گونه مذاکره با ایالات متحده، که توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی اعلام شده است، از منظر برخی کارشناسان سیاست خارجی به سادگی تکرار مواضع قبلی تهران نیست؛ بلکه میتواند علامتدهی به تبدیل شروط مطرحشده در ماههای اخیر به یک ساختار معین برای مذاکرات احتمالی باشد.
به نقل از فرارو، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در روز شنبه ۲۸ شهریور ذکر کرد که این شروط به دولت آمریکا منتقل شده و تهران آنها را به عنوان پیششرط آغاز تعاملات دیپلماتیک میداند.
در این راستا، سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و حضور او در مجمع عمومی سازمان ملل، اهمیت ویژهای مییابد. اگر مجراهای سیاسی برای کاهش تنشها میان تهران و واشنگتن دوباره فعال گردند، نیویورک میتواند یکی از معدود مکانهایی باشد که امکان برگزاری دیدارهای دیپلماتیک و انتقال پیامها به طور مستقیم وجود داشته باشد.
سوال اصلی این است: آیا واشنگتن آمادهاست وارد چارچوبی شود که تهران برای مذاکرات تعیین کرده یا اینکه وضعیت کنونی، یعنی شرایط «نه جنگ و نه صلح»، زمان بیشتری ادامه خواهد یافت؟
حسن هانیزاده، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی، در گفتگو با فرارو بر این باور است که هفت شرط مطرحشده از سوی محسن رضایی باید در زمینه همان چهارچوبی مورد تحلیل قرار گیرد که پیش از این در قالب یک تفاهم ۱۴ مادهای در اسلامآباد ارائه شده بود.
از تفاهم اسلامآباد تا شروط هفتگانه
حسن هانیزاده یادآور شد که شرایط هفتگانه ذکرشده از جانب محسن رضایی در واقع در بستر همان توافقنامه ۱۴ مادهای اسلامآباد قابل تجزیه و تحلیل است؛ اما بیان آنها از زبان دبیر شورای عالی امنیت ملی نشاندهنده این است که ایران بهطور جدی تمایل دارد تا این شروط را عملیاتی کند.
او اضافه کرد: «یکی از این شروط، بازگشت آمریکا از تنگه هرمز، تأمین آتشبس پایدار در تمامی جبههها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران است. این شروط پیش از این نیز مطرح شده بودند، اما ابراز آنها از زبان دبیر شورای عالی امنیت ملی، به نوعی بازتاب تابآوری ملت ایران را نشان میدهد و همچنین نشانهای از مشاهده پیامدهای شکست نیروهای مسلح آمریکا پس از نزدیک به هفت ماه جنگ به شمار میرود.»
هانیزاده خاطرنشان کرد: «بنابراین، صرفاً در نظر گرفتن خواستههای تهران موضوعیت ندارد؛ مسئله کلیدی این است که آیا واشنگتن آماده است که محتمل مذاکرات را بر اساس این چارچوب آغاز کند یا خیر.»
به گفته این تحلیلگر، واکنش ایالات متحده به این شروط تنها به محتوای آنها محدود نمیشود و بلکه تحت تأثیر مجموعهای از عوامل، از جمله وضعیت داخلی آمریکا، شرایط منطقه و موضوع محاصره دریایی ایران قرار دارد.
او بیان کرد: «پاسخ آمریکاییها به شرایط داخلی کشور، وضعیت منطقهای و پایان محاصره دریایی ایران متغیر است. در اولین مرحله، آنها باید به این نتیجه برسند که ادامه محاصره دریایی تنها بارهای سنگین انسانی و مالی برای ایالات متحده به همراه دارد و نتیجهای نخواهد داشت.»
با این حال، هانیزاده افزود: «هنوز چنین درکی به وجود نیامده است. وضعیت داخلی آمریکا و موضعگیری تهاجمی دونالد ترامپ نشاندهنده این است که واشنگتن در حال حاضر تمایل به پذیرش خواستههای ایران ندارد. به نظر نمیرسد که شروط اعلامشده تهران در زمان حاضر مورد پذیرش ایالات متحده قرار گیرد.»
او ادامه داد: «در نتیجه، یکی از بزرگترین چالشهایی که هر مذاکره احتمالی با آن روبرو خواهد بود، فاصله میان نقطه نظر تهران و واشنگتن است. تهران درباره شروط صحبت میکند و واشنگتن باید تصمیم بگیرد که آیا این شروط را مبنای مذاکرات قرار خواهد داد یا هنوز بر فشارهای اقتصادی و دریایی به عنوان ابزار چانهزنی متکی خواهد ماند.»
پزشکیان در نیویورک؛ آیا دیپلماسی قفل جنگ را باز خواهد کرد؟
هانیزاده درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک نیز اظهار داشت: «در شرایط کنونی، سفر رئیسجمهور به نیویورک فقط یک حضور معمولی در مجمع عمومی سازمان ملل نیست. در صورتی که دیدارهایی میان مقامات ایرانی و طرفهای خارجی برگزار شود، این سفر میتواند بستری برای ارزیابی واکنش طرف مقابل به چهارچوب جدید تهران باشد.»
او افزود: «شرکت رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل اهمیت بسزایی دارد. این احتمال وجود دارد که دیدارهایی میان طرف ایرانی و همتایان خارجی صورت گیرد. اگر چنین رویدادی رخ دهد، بیشک میتوان امید داشت که نوعی آتشبس پایدار میان ایران و آمریکا شکل بگیرد.»
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی ادامه داد: «در غیر این صورت، شاهد تداوم وضعیت ناپایدار «نه جنگ و نه صلح» خواهیم بود؛ وضعیتی که ممکن است برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. دونالد ترامپ در حال حاضر مایل نیست شرایط ایران را بپذیرد و به پایاندادن به محاصره، تحریمهای ایران را نیز رفع کند.»
از این رو، اهمیت نیویورک بیشتر به امکان ایجاد یک مسیر سیاسی برای خروج از وضعیت کنونی بستگی دارد؛ مسیری که در آن باید بررسی شود که آیا هفت شرط اعلامشده از سوی تهران، قابلیت تبدیلشدن به مبنای یک توافق را دارد یا خیر.
هانیزاده خاطرنشان کرد: «واقعیت این است که نمیتوان امید زیادی به پذیرش شروط ایران داشت و باید خود را برای مواجهه با شرایط دشوار آینده آماده کنیم. ایالات متحده و بهطور خاص دونالد ترامپ نشان دادهاند که همچنان به دنبال بهرهگیری از هژمونی نظامی برای تغییر شرایط داخلی ایران هستند؛ اما تابآوری ملت ایران بیشتر از اینهاست.»
او افزود: «تابآوری در برابر فشارهای اقتصادی، ضروری است که مردم ایران باید با آن سازگار شوند. در غیر این صورت، ایالات متحده همچنان به دنبال پیادهسازی فشار اقتصادی خواهد بود. تشدید محاصره اقتصادی به وضوح در دستور کار آمریکا قرار دارد و مقامات باید در این عرصه هوشیار باشند.»
هانیزاده در نهایت تأکید کرد: «هفت شرط ایران هماکنون به یک آزمون سیاسی برای هر دو طرف مبدل شده است. تهران با اعلام این شروط کوشیده چارچوبی را برای ورود به مذاکرات مشخص کند و ایالات متحده باید بین ادامه فشار و ورود به یک مسیر دیپلماتیک تصمیم بگیرد. نیویورک میتواند اولین صحنه برای سنجش این فاصله باشد؛ جایی که مشخص خواهد شد که آیا شروط هفتگانه صرفاً یک پیام سیاسی است یا واقعاً به مبنای مذاکرات آینده تبدیل خواهد شد.»
نظرات کاربران