به گزارش ایسنا، اختلال یادگیری ریاضی یک وضعیت شناختی است که موجب میشود شماری از کودکان بهطور مداوم و پیوسته در فهم مفاهیم عددی و حل مسائل ریاضی با دشواریهای جدی روبهرو شوند. اگرچه بسیاری از دانشآموزان ممکن است در برهههایی از زمان با درس ریاضی چالش داشته باشند، اما برای این گروه از کودکان، مسئله بسیار فراتر از یک افت مقطعی است و فراگیری محاسبات ابتدایی به تجربهای روزمره، دشوار و فرساینده بدل میشود. آگاهی دقیق از این اختلال اهمیت زیادی دارد، چراکه هنوز ابعاد رفتاری و سازوکارهای درونی آن بهطور کامل روشن نشده و بخش قابل توجهی از جنبههای آن نیازمند بررسی و واکاوی بیشتر است.
اهمیت پژوهش درباره این موضوع از آنجا ناشی میشود که نداشتن شناخت کافی از علتهای بروز این اختلال میتواند بر آینده آموزشی، اعتمادبهنفس و حتی کیفیت زندگی روزمره کودکان اثر منفی بگذارد. اگر ریشههای رفتاری و الگوهای مغزی این ناتوانی در سنین پایین شناسایی نشوند، طراحی و ارائه راهکارهای کمکی مؤثر و هدفمند نیز عملاً دشوار خواهد شد. از این رو، بررسی دقیق رفتارهای مرتبط با حل مسئله و همچنین دنبالکردن تغییرات مغزی میتواند به روشنتر شدن چرایی تداوم این اختلال در برخی کودکان و برطرف شدن آن در گروهی دیگر کمک قابل توجهی کند و مسیر آموزش کارآمدتر را هموار سازد.
در همین چارچوب، پژوهشگران دانشگاه استنفورد آمریکا مطالعهای را به انجام رساندهاند که هدف آن افزایش فهم علمی درباره رفتارها و فعالیتهای مغزی کودکان مبتلا به این اختلال یادگیری است. این محققان با تمرکز بر شیوه بهرهگیری کودکان از روشهای متفاوت حل مسئله و با رصد مستقیم الگوهای مغزی، کوشیدند سازوکار این ناتوانی شناختی را به زبانی روشنتر رمزگشایی کنند و ارتباط میان ذهن و رفتار را در این گروه سنی بهتر توضیح دهند.
شیوه انجام این تحقیق به این صورت بود که پژوهشگران گروهی شامل ۶۸ کودک در بازه سنی ۸ تا ۱۰ سال را گرد هم آوردند و عملکرد آنها را مورد ارزیابی قرار دادند. در طول آزمایشها، محققان نحوه استفاده این کودکان از راهبردهای گوناگون حل مسائل ریاضی و میزان انعطافپذیری آنها را با دقت بررسی کردند و همزمان فعالیتهای سامانه مغزی آنان را هنگام انجام تکالیف ثبت و تحلیل نمودند تا تفاوتهای عملکردی با دقت بیشتری مقایسه شود.
نتایج این بررسی نشان داد کودکانی که با اختلال یادگیری ریاضی مواجهاند، در مقایسه با همسالان خود، توانایی بسیار کمتری در بهکارگیری شیوههای متنوع حل مسئله دارند. این کودکان برای تغییر دادن روش حل و رفتن از یک راهبرد به راهبردی دیگر، به زمان بسیار بیشتری نیاز پیدا میکنند، واکنش کمتری نسبت به تغییر سطح دشواری یا آسانی مسائل نشان میدهند و برخلاف دیگر کودکان، با گذشت زمان نیز پیشرفتی در انتخاب مناسبترین راهکار حل مسئله به دست نمیآورند.
افزون بر جنبههای رفتاری، یافتههای حاصل از تصویربرداری و بررسیهای عصبشناختی نشان داد که فعالیت در یک سامانه مغزی مشخص میان کودکان دارای اختلال یادگیری ریاضی و کودکانی که در حل مسائل از مهارت بالایی برخوردارند، بهوضوح قابل تفکیک است. نکته جالبتر آنکه الگوی فعالیت این بخش از مغز حتی میتوانست پیشبینی کند کودکان تا چه اندازه در شمارش اعداد موفق خواهند بود و با چه کیفیتی قادرند میان راهبردهای مختلف حل مسئله ریاضی جابهجا شوند و تعادل برقرار کنند.
به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه نشان میدهد که دشواریهای مداوم و پایدار کودکان در استفاده از شیوههای حل مسئله و نیز ناتوانی در مدیریت توجه، کنترل افکار و حافظه میتواند زمینهساز شکلگیری و تداوم اختلال یادگیری ریاضی باشد. این مشاهدات بهطور مستقیم از فعالیتهای دگرگونشده مغزی حکایت دارند؛ فعالیتهایی که احتمالاً محرک اصلی بروز این الگوهای رفتاری خاص هستند. همچنین بنا بر تأکید مجریان تحقیق، این پژوهش تفاوتهای فردی قابل توجه میان مبتلایان به اختلال یادگیری ریاضی را برجسته میکند و نشان میدهد این اختلال حاصل نارساییهای شناختی و عصبی در چندین فرایند مختلف ذهنی است، نه صرفاً یک نقص تکبعدی و محدود.
شایان ذکر است که این گزارش علمی و دستاوردهای پژوهشی آن توسط انجمن علوم اعصاب آمریکا (Society for Neuroscience) منتشر و ارائه شده است.
انتهای پیام
نظرات کاربران