به گزارش خبرآنلاین، به نقل از زومیت، پژوهشگران حوزه سلامت ۷۳۰ نفر از اعضای این دو جامعه را که در ابتدای تحقیق هیچ نشانه‌ای از زوال عقل نداشتند، به مدت پنج سال زیر نظر گرفتند. در پایان این بازه زمانی، تنها ۲۲ نفر دچار زوال عقل شده بودند و کمتر از دو درصد از شرکت‌کنندگان با این بیماری زندگی می‌کردند. این رقم در مقایسه با آمار بسیاری از پژوهش‌های انجام‌شده در آمریکا و اروپا بسیار پایین‌تر است. به گفته پژوهشگران، میزان شیوع زوال عقل در این مناطق معمولاً حدود سه تا چهار برابر بیشتر گزارش می‌شود.

تسیمانه‌ها جمعیتی حدود ۱۷ هزار نفر دارند و معیشتشان عمدتاً بر پایه شکار، ماهی‌گیری و کشاورزی است. زندگی روزمره آن‌ها با تحرک فراوان همراه است و برای تأمین خوراک خود ناچارند انرژی زیادی صرف کنند. در سوی دیگر، این جامعه دسترسی محدودی به برق، آب آشامیدنی سالم، شبکه فاضلاب و دارو دارد. موسِتِن‌ها نیز حدود سه هزار نفر جمعیت دارند، بیشتر در روستاها سکونت می‌کنند و اقتصادشان به کشاورزی وابسته است. سبک زندگی آن‌ها در بسیاری از جنبه‌ها به تسیمانه‌ها شباهت دارد، اما از دسترسی بیشتری به آب سالم، مواد غذایی فروشگاهی و خدمات درمانی برخوردارند.

پژوهشگران بر این باورند که شیوه زندگی این دو گروه ممکن است در پایین‌بودن نرخ زوال عقل اثرگذار باشد. چاقی، فشار خون بالا، دیابت و کم‌تحرکی که از عوامل شناخته‌شده افزایش خطر زوال عقل محسوب می‌شوند، در این جمعیت‌ها کمتر مشاهده می‌شوند.

با این همه، هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که همین عوامل دلیل اصلی این وضعیت هستند. بررسی‌های پیشین در این دو جامعه نیز نشان نداده‌اند که افراد از نظر متابولیکی سالم‌تر، الزاماً کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل باشند.

در پژوهش تازه، بالا رفتن سن و داشتن واریانت ژنتیکی APOE ε4 مهم‌ترین عوامل خطر برای زوال عقل شناخته شدند. این دو عامل در کشورهای غربی نیز با افزایش احتمال ابتلا ارتباط دارند.

نکته قابل‌توجه دیگر این است که مبتلایان به زوال عقل در این جوامع معمولاً عمر طولانی ندارند. خطر مرگ در آن‌ها بیش از ۶ برابر افرادی بود که عملکرد شناختی طبیعی داشتند. همچنین پس از تشخیص زوال عقل، میانگین طول عمرشان دو تا سه برابر کمتر از بیماران مشابه در آمریکا گزارش شد.

پژوهشگران می‌گویند این مسئله تا حدی قابل توضیح است. در جوامعی که مردم برای تهیه غذا ناچار به کشاورزی، شکار یا گردآوری خوراک هستند، از دست رفتن توانایی‌های شناختی می‌تواند خیلی سریع استقلال فرد را از بین ببرد و زندگی روزانه را با دشواری جدی روبه‌رو کند. با این حال، مرگ زودهنگام بیماران به‌تنهایی نمی‌تواند علت پایین‌بودن نرخ زوال عقل را توضیح دهد؛ چراکه شمار موارد جدید ابتلا در این پنج سال نیز از بسیاری از مطالعات غربی کمتر بوده است.

به نظر می‌رسد سبک زندگی فعال و کاهش میزان برخی عوامل خطر عروقی، در پایین‌ماندن آمار ابتلا به زوال عقل در جوامع آمازون نقش داشته باشد

نکته جالب دیگر این است که بیشتر موارد زوال عقل در این دو جامعه، شباهت زیادی به آلزایمر کلاسیک ندارند. در بسیاری از بیماران، نشانه‌هایی مشابه پارکینسون یا علائمی مرتبط با بیماری‌های عروقی و خطر سکته دیده شده است.

بررسی مغز این افراد نیز نشان داد الگوی تخریب بافت مغزی در بسیاری از آن‌ها با الگوی رایج آلزایمر تفاوت دارد و بیش‌تر به آسیب‌های ناشی از مشکلات عروقی شباهت دارد. آزمایش خون هم در برخی بیماران نشانه‌هایی از تخریب عصبی و التهاب عصبی را آشکار کرد، هرچند این یافته‌ها هنوز قطعی و نهایی نیستند.

مردم تسیمانه همچنان تقریباً همان‌گونه زندگی می‌کنند که نسل‌های پیش از آن‌ها زندگی می‌کردند. همین ویژگی به پژوهشگران کمک می‌کند تا مزیت‌های احتمالی سبک زندگی مبتنی بر شکار، گردآوری خوراک و کشاورزی را برای سلامت انسان بررسی کنند.گروه پروژه سلامت و تاریخ زندگی تسیمانه

الگوی تغذیه در این دو جامعه معمولاً سرشار از فیبر، کم‌قند و کم‌چربی اشباع است و سطح فعالیت بدنی آن‌ها نیز بالاست. در مقابل، تماسشان با عوامل بیماری‌زا زیاد است و دسترسی محدودی به آنتی‌بیوتیک و واکسن دارند. به همین دلیل هنوز روشن نیست دقیقاً چه عاملی از مغز آن‌ها محافظت می‌کند. پژوهشگران قصد دارند در ادامه، نقش ژنتیک، تغذیه، فعالیت بدنی، روابط اجتماعی و مواجهه با عفونت‌ها را به‌طور جداگانه بررسی کنند.

اگر مشخص شود کدام عوامل واقعاً در پایین‌ماندن خطر زوال عقل در این جوامع مؤثر بوده‌اند، شاید بتوان از این داده‌ها برای یافتن راهکارهای دقیق‌تر و مؤثرتر در پیشگیری از زوال عقل در سایر نقاط جهان بهره گرفت.

۵۸۵۸