فوتبال 360 نوشت: امیر قلعهنویی که پس از پایان فعالیت تیم ملی در جام جهانی 2022، بهعنوان جایگزین کارلوس کیروش منصوب شد و برای دومین بار در زندگی حرفهایاش هدایت تیم ملی را بهعهده گرفت، در این مدت در چندین رویداد از جمله جام ملتهای آسیا 2023 و جام جهانی 2026 بر روی نیمکت تیم ایران نشسته است. در جام ملتها، تیم تحت سرپرستی او در مسیر رسیدن به فینال ناکام ماند و در مرحله نیمهنهایی از ادامه رقابتها حذف شد. همچنین در جام جهانی، یک واقعه غیرمنتظره پیش آمد که با در نظر گرفتن قرعه مساعد برای تیم ملی، ایران در همان مرحله گروهی از رقابتها کنار رفت.
قلعهنویی پیش از این قول داده بود که تیمش در جام جهانی 2026 تا دو مرحله بالاتر از سطح کنونی صعود خواهد کرد، اما در حالی که پس از ورود 48 تیم به جام جهانی انتظار میرفت ایران حداقل یک مرحله صعود داشته باشد، این امر محقق نشد. با این حال، مسئولان فدراسیون فوتبال با تاخیر زیادی، سرانجام تصمیم گرفتند تا امیر قلعهنویی در جام ملتهای آسیا 2027 نیز مدیر فنی تیم ایران باشد، تا با توجه به تجربه او در این مسابقات در سال 2007، بتواند برای سومین بار در این رویداد به عنوان سرمربی تیم ملی عمل کند.
سرمربی تیم ملی از زمان پذیرش این مسئولیت، تغییرات مکرری در کادر دستیاران خود اعمال کرده، اما چهرهای که به او اطمینان دارد، سعید الهویی است. این فرد که در تیمهای قبلی مانند گلگهر نیز در کنار امیر قلعهنویی فعالیت میکرد، به عنوان مغز متفکر تیم شناخته میشود، زیرا امیر قلعهنویی بر این باور است که تفکر دانشگاهی را به تیم ملی معرفی کرده است. نکته حائز اهمیت این است که قلعهنویی و الهویی برای توجیه کارهای خود، همواره تلاش میکنند از اصطلاحات علمی استفاده کنند و به این ترتیب، به اقدامات خود مشروعیت ببخشند.
امیر قلعهنویی و سعید الهویی در طول حضورشان در تیم ملی در پی اثبات این نکته بودهاند که کارهای خود را بر اساس اصول علمی و ریاضی انجام میدهند و اصطلاح «ماتریس» به طور مکرر در گفتارهای آنها به گوش میرسد. با این حال، بررسی کردن فهرست اخیر تیم ملی بهطوری واضح نشان میدهد که قلعهنویی و دستیار محبوبش، که در تنها تجربه مربیگریاش در گلگهر روزهای دشواری را برای این تیم رقم زد، تنها برای زیباسازی کلام از واژگان علمی استفاده میکنند و در واقع، اعتقادی به ریاضیات و ماتریس ندارند.
در فیفادی اخیر، قلعهنویی برخی چهرههای بارز و شناختهشده را به تیم ملی دعوت نکرد که یکی از آنها اللهیار صیادمنش است؛ بازیکنی که به طور قطع در حال حاضر آمادهترین لژیونر فوتبال ایران محسوب میگردد و در سطح دوم مسابقات اروپایی در لهستان میدرخشد. بیاندازه دور از ذهن نیست اگر گفته شود که در حال حاضر، اللهیار نماینده فوتبال ایران در اروپا بوده و تنها چهره ایرانی مشغول به کار در لیگ اروپا در این فصل است، اما قلعهنویی بیش از آنکه به اصول ریاضی و ماتریس اعتقاد داشته باشد، با احساسات و رفتارهای شخصی اقدام به تنظیم لیست خود میکند.
میلاد سورگی یکی از چهرههای قابل احترام است، به همین ترتیب امیرحسین محمودی و البته مهدی لیموچی نیز از بازیکنان قابلتوجه هستند؛ اما شاید حتی هوادارانی که حداقل بینش فوتبال دارند هم نپذیرند که این افراد بر مهدی قایدی ترجیح داده شدهاند که در موقعیتهای مختلف خود را به اثبات رسانده است. مسالهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که امیر قلعهنویی با چه دلیل علمی، امیرحسین محمودی را که در اغلب دقایق فصل جاری زیر سایه نیمکت نشینی قرار داشته، به عنوان بازیکنی در تراز تیم ملی میداند و در عوض، مهدی قایدی که بارها توانایی خود را نشان داده، به دلیل اختلافات شخصی کنار گذاشته است؟
امیر قلعهنویی و دستیار مورد علاقهاش، سعید الهویی که به قول امیر، «نگاه دانشگاهی» دارند، بهتر است که این نگاه را به موضوعات علمی گره نزنند. شاید اگر قلعهنویی بگوید که از مدل مو و شادیهای اللهیار یا از رفتارهای اجتماعی صیادمنش خوشش نمیآید، یا اینکه از قایدی ناراحت است به دلیل اینکه در یک برنامه اینترنتی به امیر در جریان جام جهانی خندیده و از او دفاع نکرده، برای جامعه فوتبال به مراتب بیشتر قابل فهم باشد تا اینکه بخواهد با استفاده از اصطلاحاتی مانند ماتریس و درگیرکردن علم ریاضی در فوتبال، پشت اقدامات خود را علمی جلوه دهد.
سرمربی تیم ملی به وضوح تمایلات شخصی خود را وارد امور فنی میکند، اما در عین حال تلاش میکند تا برای هر یک از تصمیماتش دلیل علمی ارائه دهد. به طور خلاصه، باید گفت که هیچ ارتباطی بین تیم ملی و کادر فنی آن با علم ریاضی و آمار وجود ندارد و تنها با اصطلاحاتی نظیر «ایکسجی»، «امید گل» و «ماتریس» تلاش میکند برای خود اعتبار کسب کند و پروژهاش در تیم ملی را علمی جلوه دهد؛ هرچند که بر خلاف تصور امیر، هوادار فوتبال دیگر در دهه 1380 زندگی نمیکند و هر عمل و واكنش سرمربی تیم ملی و اعضای کادر او به سرعت زیر نظر و تحلیل قرار میگیرد و به وضوح حتی نوپاترین هوادار فوتبال در حال حاضر نیز به خوبی میداند که ارتباط بین ماتریس و علم ریاضی با تیم ملی ایران، صرفاً یک شوخی ناپسند است؛ یک شوخی ناپسند!
نظرات کاربران