به نقل از ایسنا و مطبوعات عمومی سازمان حفاظت محیط زیست، افشین دانهکار در آستانه برگزاری نشست وزرای کشورهای حاضر در کنوانسیون تهران اظهار داشت: یکی از کلیدیترین مسائلی که میبایست در برنامههای همکاری آینده مورد توجه قرار گیرد، نوسانات تراز آب دریای کاسپین است؛ مسئلهای که از حاشیه خارج شده و اکنون باید در زمینه برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی کشورهای ساحلی به عنوان یک متغیر بنیادین مطرح شود.
وی اضافه کرد: مطالعات انجام شده در سالهای گذشته، پیشبینیهایی درباره ترازهای آب در حدود منفی ۲۵ متر داشتهاند، اما امروزه روند کاهش سطح آب به شدت شدت یافته و تراز به سمت منفی ۳۰ متر در حال حرکت است. عوامل مختلفی به این روند کمک میکنند که از جمله آنها میتوان به تغییرات اقلیمی و افزایش تبخیر از سطح دریا اشاره کرد.
این استاد دانشگاه اشاره کرد که حجم تبخیر سالانه از آبهای کاسپین بسیار قابل توجه است و تغییر در تراز آب میتواند معادلات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و در برخی نواحی کمعمق، باعث پسروی محسوس خط ساحلی گردد. در ایران نیز شکلگیری اراضی جدید ناشی از عقبنشینی آب و پیامدهای حقوقی، اقتصادی و زیستمحیطی آن باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.
دانهکار همچنین به دو چارچوب مهم منطقهای اشاره کرد و گفت: کنوانسیون تهران در سال ۲۰۰۳ به تصویب رسید و از سال ۲۰۰۶ اجرایی شد و کنوانسیون تعیین وضعیت حقوقی دریای خزر نیز در سال ۲۰۱۸ به تصویب رسید. برای اجرای موثر تعهدات زیستمحیطی در کاسپین، نیاز به توجه همزمان به ظرفیتها و الزامات این دو چارچوب وجود دارد.
وی ادامه داد: کنوانسیون تهران در ابتدا بیشتر بر مسائل آلودگی و آلودگیها متمرکز بود اما به مرور، بحث تنوع زیستی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفت، در حالی که امروزه نوسانات تراز آب به یکی از پدیدههای تعیینکننده تبدیل شده و میتواند بر تمامی این حوزهها تأثیر داشته باشد.
این عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیط زیست با تأکید بر ضرورت عملیاتی شدن بیانیه پایانی نشست گفت: بیانیه وزرای کشورهای ساحلی نباید به صرف یک مجموعه از مواضع کلی و تکراری تبدیل شود، بلکه باید شامل برنامه اقدام، مسئولیتهای مشخص، زمانبندی و سازوکار پیگیری باشد، چرا که در غیر این صورت، این بیانیه میتواند دلسردکننده باشد.
دانهکار افزود: ایران در راستای برنامه هفتم پیشرفت، تجربه تدوین «برنامه اقدام ملی سازگاری با پیامدهای نوسانات کاسپین» را دارد که در شهریورماه به مرحله اجرا درآمده است. این تجربه میتواند پایهگذار پیشنهادی برای تهیه «برنامه اقدام منطقهای کاسپین» باشد.
وی در ادامه اظهار داشت: ایران میتواند آمادگی خود را برای مشارکت در تهیه پیشنویس این برنامه اعلام کرده و به شکل همزمان، زمانبندی فعالیت گروههای تخصصی را ارائه دهد تا نشستهای منطقهای صرفاً به برگزاری اجلاس و صدور بیانیه محدود نشود.
این استاد دانشگاه به اهمیت ایجاد نظام پایش مشترک نیز اشاره کرد و گفت: پایش از طریق ماهواره، پهپاد و زمین میتواند یکی از محورهای همکاری بین پنج کشور باشد. ایران با توجه به قابلیتهای موجود، میتواند پیشنهاد ایجاد یک برنامه مشترک به منظور پایش وضعیت کاسپین را ارائه دهد.
دانهکار در ادامه افزود: مدیریت کاسپین نمیبایست به مرز آب محدود شود؛ در بحث کاسپین، بایستی حوزه آبخیز آن را نیز مدنظر قرار دهیم. فرسایش خاک، تحولات جنگل و تغییر در اراضی در حوزه آبخیز در نهایت بر وضعیت دریا تأثیر میگذارد و این موضوع به شکل مستقیم با اقتصاد، معیشت، امنیت غذایی و پایداری محیطزیستی کشورهای ساحلی ارتباط دارد.
وی پیشنهاد کرد: یکی از رویکردهایی که میتواند در برنامه اقدام مشترک منطقهای مورد تأکید قرار گیرد، «راهحلهای مبتنی بر طبیعت» (Nature-based Solutions) است. کشورهای ساحلی باید از مرحله گفتوگو درباره مشکلات عبور کرده و به سمت اقدامات مشترک و قابل سنجش حرکت نمایند.
دانهکار در پایان تأکید کرد: هدف نهایی باید حرکت از مدیریتهای مجزای ملی به سمت حکمرانی مشترک محیطزیستی کاسپین باشد؛ حکمرانیای که در آن توسعه اقتصادی، حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت آلایندهها، سازگاری با تغییر اقلیم و بهرهبرداری صحیح از منابع در یک چارچوب همگانی در نظر گرفته شود. همچنین تقویت دبیرخانه کنوانسیون و بررسی امکان استقرار آن در یکی از کشورهای منطقه میتواند به تداوم و عملیاتی شدن این همکاریها کمک شایانی کند.
هشدار درباره از دست رفتن زیستگاههای آبزیان به دلیل افت تراز آب خزر
عبدالعظیم فاضل - استادیار بومشناسی آبزیان در مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور و مرکز تحقیقات ذخایر آبزیان آبهای داخلی نیز درباره پیامدهای کاهش تراز آب دریای خزر بر منابع آبزی بیان کرد: کاهش تراز آب خزر یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر وضعیت زیستگاهها و ذخایر آبزیان بهویژه در سواحل جنوبی و شرقی این دریاست. صید ماهی در دریای خزر در سالهای اخیر با روند کاهشی روبرو بوده است. این کاهش هم در میان ماهیان استخوانی و هم در میان ماهیان خاویاری قابل مشاهده است. اگرچه در برخی سالها افزایشهایی در میزان صید ماهیان استخوانی وجود داشته، روند کلی همچنان کاهشی است. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، شرایط نامناسب رودخانههای منتهی به دریای خزر است، چرا که بخش عمدهای از ماهیان دریای خزر برای تخمریزی به رودخانهها وارد میشوند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل اولیه رشد، دوباره به دریا بازمیگردند.
وی اضافه کرد: افزایش تغییر کاربری اراضی در حوضههای آبریز، ورود حجم زیادی از رسوبات و تغییر کیفیت آب رودخانهها، شرایط زیستگاهی مناسب برای تخمریزی و رشد اولیه ماهیان را تحت تأثیر قرار داده است. به عنوان نمونه، بر اساس مطالعات انجامشده در استان گلستان، رودخانه گرگانرود سالانه حدود ۱.۷ میلیون تن رسوب را به دریای خزر انتقال میدهد که نشاندهنده حجم بالای رسوب ورودی به این دریاچه است.
این پژوهشگر در ادامه به اقدامات انجامشده برای جبران کاهش ذخایر آبزیان اشاره کرد و گفت: سازمان شیلات در سالهای اخیر با اجرایی کردن پروژههای ترویجی شامل تکثیر و رهاسازی گونههایی چون کپور، کلمه، ماهی سفید و انواع مختلف ماهیهای خاویاری تلاش کرده تا بخشی از ذخایر و سبد صید صیادان را تامین کند. با این حال، کاهش تراز آب دریای خزر، زیستگاههای طبیعی و مناطق مهم تخمریزی و پرورش ماهیان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
فاضل با تمرکز بر شرایط استان گلستان بیان کرد: کاهش تراز آب در بخش شرقی دریای خزر قابل ملاحظهتر است و حتی کاهش بین نیم تا یک متر در تراز آب میتواند موجب پسروی خط ساحلی و خشک شدن برخی نواحی از زیستگاههای ساحلی شود. یکی از پیامدهای مهم این روند، از دست رفتن تالاب گمیشان است؛ تالابی که پیشتر یکی از مناطق کلیدی برای تخمریزی و پرورش مراحل نوزادی ماهیان محسوب میشد. خشک شدن این زیستگاه علاوه بر تأثیر منفی بر آبزیان، مشکلاتی چون افزایش گرد و غبار را نیز به همراه دارد.
وی همچنین به وضعیت خلیج گرگان و تالاب میانکاله اشاره کرد و گفت: کاهش تراز دریای خزر منجر به کاهش سطح آب خلیج گرگان شده و شوری آب در این اکوسیستم به طرز قابلتوجهی افزایش یافته است. شوری آب چند برابر شده و به تبع آن یکی دیگر از زیستگاههای مهم برای مراحل نوزادی و رشد ماهیان از دست رفته است.
فاضل تأکید کرد که از بین رفتن تالاب گمیشان و تغییر شرایط خلیج گرگان، به همراه افزایش بار رسوبی رودخانهها، موجب کاهش زیستگاههای مناسب برای تکثیر و رشد ماهیان گشته است. این تغییرات در الگوی صید نیز مشخص شده و به گونهای که در بخش شرقی استان گلستان، صید پره به میزان زیادی کاهش یافته و ترکیب گونههای موجود در سبد صید تغییر کرده است. در گذشته، گونههایی مانند کپور و کلمه سهم بسیاری در صید استان داشتند اما اکنون سهم گونههای مقاومتر به شوری افزایش یافته و گونههای حساستر که برای تکمیل چرخه زندگی خود به زیستگاههای آب شیرین و تالابی وابستهاند، کاهش یافتهاند.
این متخصص بومشناسی آبزیان درباره اقداماتی که میتواند در سطح منطقهای و ملی برای کاهش پیامدهای این روند مدنظر قرار گیرد، گفت: بخش عمدهای از آب دریای خزر از طریق رودخانهها تأمین میشود و کاهش ورودی رودخانهها، به همراه افزایش تبخیر، از عوامل تأثیرگذار بر افت تراز آب است بنابراین نیز ضرورت دارد که به احیای رودخانههای منتهی به دریای خزر و تقویت جریان آب ورودی به این دریا توجه خاصی صورت گیرد.
وی احیای رودخانهها و تالابهای ساحلی در جنوب دریای خزر از جمله تالاب انزلی، خلیج گرگان و تالاب گمیشان را از اقدامات مهم دانست و افزود: این زیستگاهها باید به شرایطی بازگردند که بتوانند دوباره نقش خود را به عنوان مناطق کلیدی تخمریزی، رشد و پرورش مرحله نوزادی ماهیان ایفا کنند.
به گفته این متخصص بومشناسی آبزیان، احیای این زیستگاهها نه تنها به بهبود شرایط منابع آبزی کمک خواهد کرد، بلکه به برقراری ارتباط اکولوژیک میان دریای خزر و زیستگاههای ساحلی وابسته به آن نیز یاری خواهد رساند.
فاضل در نهایت تأکید کرد: مدیریت منابع آب، احیای رودخانهها و تالابهای ساحلی و حفظ زیستگاههای حیاتی آبزیان باید کنار هم با اعمال اقدامات مربوط به مدیریت ذخایر و تکثیر و رهاسازی ماهیان به طور جدی پیگیری شود، زیرا بدون حفظ زیستگاههای طبیعی، استمرار و اثرگذاری اقدامات بازسازی ذخایر آبزیان به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
انتهای پیام
نظرات کاربران