به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در حالی که مسعود پزشکیان، رئیس جمهور اسلامی ایران و سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای حضور در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شدهاند، محوریترین موضوع این نشست پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که وارد هفتمین ماه خود شدهاست.
در این میان سازمان ملل متحد و شورای امنیت سازمان ملل متحد، نه تنها از ایفای هر نقشی در تلاش برای پایان دادن به این تجاوز نظامی ناکام بودهاست، بلکه حتی از محکوم کردن قاطع این تجاوز نظامی نیز بازماندهاست. در عرف حقوق بینالملل تجاوز نظامی، یعنی استفاده غیرقانونی از زور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور، بزرگترین جرم بینالمللی شناخته میشود که بر اساس رأی نهایی دادگاه نظامی بینالمللی نورنبرگ «تمامی شرارتهای دیگر را در خود جای دادهاست.»
سازمان ملل متحد و بازوی اجرایی اصلی آن، شورای امنیت، بعد از گذشت ۷ ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از محکوم کردن و جلوگیری از استمرار این تجاوز نظامی بازماندهاند.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در بدو ورود به نیویورک در جمع خبرنگاران در این مورد گفت: «هیچ محکومیت جدی را از این کشورها در فلسطین، غزه، لبنان، ایران و جنایاتی که صورت گرفته است شاهد نبودیم؛ حال کافی است یک نفر در گوشهای از یک کشوری مثل ایران، مثلا مشکلی پیدا کند، اشک تمساح میریزند و آه و ناله شان بلند میشود ولی در مقابل جنایاتی که صورت گرفت، ۱۶۸ کودک بی گناه در یک لحظه عامدانه قتل عام شدند، حتی یک محکومیت ساده هم این کشورها نمیکنند.»
وی تاکید کرد: «بنابراین طبیعی است هیچ اعتمادی به سازمانی که تحت تاثیر این کشورها قرار دارد، نمیماند، لذا بحث احیای اعتماد، بحث مهمی است و فرصتی را فراهم میکند که در این خصوص با دنیا صحبت شود که چگونه اعتماد به سازمان ملل از بین رفته و چگونه میتوان آن را احیا کرد.»
عراقچی تصریح کرد: «شعار امسال مجمع عمومی، احیای اعتماد به سازمان ملل برگزیده شده است. این نشان میدهد که همه کشورها اذعان دارند که هیچ اعتمادی دیگر وجود ندارد و اعتماد نسبت به این سازمان از بین رفته است و این متاسفانه به دلیل عدم کارآمدیاش در برقراری صلح و امنیت بین المللی است.»
بنبست در حفظ صلح و امنیت
ناتوانی ساختاری در سازمان ملل متحد باعث بیاعتمادی گسترده به عملکرد این نهاد بینالمللی شدهاست. نهادی که موظف به حفظ صلح و امنیت بینالمللی است، در شرایطی که در سالهای اخیر جنگ و خونریزی جهان را در برگرفتهاست، از ایفای نقش ناتوان ماندهاست. بر اساس ارزیابی برنامه دادههای منازعه اوپسلا (UCDP) سال ۲۰۲۵ تعداد منازعههای دولتی در سراسر جهان به بالاترین میزان از سال ۱۹۴۶ که ثبت این آمار آغاز شدهاست، رسید. در این سال ۶۵ منازعه دولتی در ۳۵ کشور ثبت شدهاست. ۸ منازعه بین دولتی رخ دادهاست که دو برابر سال قبل از آن و بالاترین میزان از زمان جنگ جهانی دوم است. در این میان ۱۳ منازعه به سطح جنگ (بیش از ۱۰۰۰ کشته) رسیدهاند.
از سال ۲۰۲۳ تاکنون، جنگهای مستمر اسرائیل در منطقه خاورمیانه، از جمله نسلکشی در غزه، اشغال جنوب لبنان و غرب سوریه، تجاوزهای نظامی آن به ایران، عراق، یمن و قطر بدون کوچکترین اقدامی از سوی سازمان ملل متحد و شورای امنیت ادامه پیدا کردند. شورای امنیت سازمان ملل متحد هیچ واکنشی به تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و جنایات جنگی گسترده علیه شهروندان ایرانی نشان نداد. آن هم در شرایطی که پیامدهای این تجاوز نظامی و ناامنی ناشی از آن در آبهای جنوبی ایران، تمام جهان را تحت تأثیر قرار دادهاست.
در ۳ سال گذشته بنبست در شورای امنیت سازمان ملل متحد همزمان با تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نسل کشی در غزه و استمرار جنگ اوکراین، به اوج خود رسیدهاست. سال ۲۰۲۴ تعداد قطعنامههای وتو شده در شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط پنج قدرت بزرگ دارای حق وتو رکورد ۴۰ ساله را شکسته و به ۸ قطعنامه رسید که بالاترین تعداد استفاده از حق وتو از ۱۹۸۶ تا کنون است. در عین حال سال ۲۰۲۵ شورای امنیت تنها توانست ۴۴ قطعنامه را به تصویب برساند که کمترین تعداد قطعنامههای تصویب شده توسط این شورا از سال ۱۹۹۱ تاکنون تلقی میشود.
یکی از اصلیترین دلایل بنبست این است که دو قدرت دارای حق وتو در شورای امنیت، خودشان یکی از طرفهای منازعههای جاری در جهان هستند. روسیه در جنگ اوکراین و آمریکا در تجاوز نظامی علیه ایران یک طرف جنگ هستند و عامدانه مانع از هرگونه اقدام برای توقف این منازعهها میشوند. آمریکا در عین حال به عنوان اصلیترین حامی رژیم اسرائیل، مانع هر اقدامی برای جلوگیری از جنگها و جنایتهای اسرائیل در منطقه خاورمیانه شدهاست.
عراقچی در این خصوص گفت: «تعدادی از کشورها برای خودشان این حق را قائل هستند که هر کاری را بخواهند انجام دهند و به هیچ نهاد بین المللی و به هیچ قانون بین المللی و حتی به هیچ وجدان جمعی بشریت اهمیتی ندهند و برای خودشان و اقمار خودشان مصونیت قائل هستند؛ لذا شاهد هستیم که دست رژیم جنایتکاری مثل رژیم صهیونیستی کاملا باز است برای اینکه هر کاری که بخواهد انجام دهد و متاسفانه کشورهای غربی و اروپایی که خودشان را پرچمدار حقوق بشر و حقوق بشردوستانه قلمداد میکنند، در مقابل اینها ساکت هستند.»
افزایش استفاده از وتو و کاهش توان شورا برای تصویب قطعنامهها، نشان میدهد مسئله صرفاً افزایش تعداد جنگها نیست؛ بلکه سازوکاری که قرار است درباره این بحرانها تصمیم جمعی بگیرد نیز بیش از گذشته گرفتار ناکارآمدی شده است.
شعار احیای اعتماد
خلیل الرحمن، دیپلمات کهنهکار و وزیر خارجه پیشین بنگلادش، که ریاست دوره هشتاد و یکم مجمع عمومی را بر عهده دارد در نخستین سخنرانی خود در افتتاحیه این نشست با اشاره به شعار محوری این نشست یعنی «بازگرداندن اعتماد، مدیریت تحول: سازمان ملل متحدی که برای همه نتیجه میدهد» تأکید کرد: «تعهد اصلی من در این دوره هشتاد و یکم این است که بیوقفه برای احیای اعتماد به این نهاد تلاش کنم؛ چراکه موفقیت اقدام جمعی ما در نهایت به آن وابسته است. ما باید سازمان ملل متحد را برای آینده آماده کنیم. این باید جایی باشد که کشورها دوباره بتوانند با اطمینان و اشتیاق به سازمان ملل “بله” بگویند و رأی دهند.»
آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز هفته گذشته در نشست خبری خود در آستانه نشست مجمع عمومی تأکید کرد: «شورای امنیت عملاً فلج شده… احساس مصونیت اکنون حاکم است. اهرمهای ما بهطور دراماتیکی کاهش یافته چون شورایی وجود ندارد که به کشورها بگوید باید رفتارشان را تغییر دهند وگرنه مجازات میشوند.»
نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، چند روز بعد از پایان نشست گروه بریکس در دهلی نو برگزار میشود، جایی که رهبران قدرتهای نوظهور در بیانیه پایانی اجلاس تأکید کردند: «ما … حمایت خود از یک اصلاح جامع سازمان ملل متحد، از جمله شورای امنیت آن، را تکرار میکنیم؛ با هدف آنکه دموکراتیکتر، نمایندهتر، مؤثرتر و کارآمدتر شود و نمایندگی کشورهای در حال توسعه در عضویت شورا افزایش یابد تا بتواند به چالشهای اصلی جهانی بهطور مناسب پاسخ دهد و آرزوهای مشروع کشورهای نوظهور و در حال توسعه از آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، از جمله کشورهای بریکس، را برای ایفای نقش بزرگتر در امور بینالملل، بهویژه در سازمان ملل متحد و از جمله شورای امنیت آن، پشتیبانی کند.»
حرکت تدریجی به سوی تباهی
گروه بینالمللی بحران در بخشی از ارزیابی سالانه خود از چشمانداز دیپلماسی بینالمللی، تصویری هشداردهنده از فرسایش کارکرد سازمان ملل متحد ترسیم میکند: «رهبرانی که در مجمع عمومی گردهم میآیند، با سازمانی مواجه خواهند شد که به احیا نیاز دارد. دیپلماسی سازمان ملل با هدف متوقف کردن جنگها و کاهش رنج غیرنظامیان همچنان فلج مانده و کاهش بودجه توان عملیاتی آن را تضعیف کرده است.» این گزارش تأکید میکند که حتی پس از دور جدیدی از اصلاحات و کاهش هزینهها، «سازمان ملل همچنان در بحرانی بیپایان گرفتار است» و اگر حالوهوای کلی در راهروهای نیویورک شبیه «حرکت تدریجی بهسوی تباهی» به نظر میرسد، ناشی از رخوت حاکم و انتظار برای تغییر در راس هرم مدیریتی آن است.
در تحلیل ریشههای این وضعیت، گزارش به دگرگونی رفتار واشنگتن پرداخته و مینویسد: «زیر سایه دولت ترامپ، ایالات متحده از یک حامی ناقص نظم حقوقی بینالملل به یک قانونشکن علنی تبدیل شده است. اگرچه واشنگتن نظام چندجانبه به محوریت سازمان ملل را بهکلی نفی نکرده، اما با اصرار بر کوچکسازی عملیاتهای حفظ صلح، به تعویق انداختن پرداخت سهمیههای مالی و تلاش برای تحمیل دستور کار ایدئولوژیک خود، خسارات هنگفتی به سازمان وارد آورده است.» این رفتار معاملهگرایانه تا جایی پیش رفته که مقامات آمریکایی «آشکارا از نیت خود برای قرار دادن سازمان ملل در یک رژیم گرسنگی اجباری» سخن گفتهاند و در مواردی همچون تصویب نیروی امنیتی هائیتی یا سازوکار آتشبس غزه، ساختارهایی را بر شورا تحمیل کردهاند که «اختیار تصمیمگیری را در واشنگتن متمرکز و نقش سیاسی و عملیاتی سازمان ملل را به حداقل میرساند.»
در حوزه کارآمدی ارکان اصلی، این تحلیل بر ناکارآمدی ساختاری شورای امنیت دست میگذارد: «شورای امنیت همچنان تالاری برای حلوفصل اختلافات میان قدرتهای بزرگ است؛ جایی که آمریکا، روسیه و چین بر سر پروندههای درجهدو به تفاهم میرسند، اما در خصوص برجستهترین چالشهای صلح و امنیت معاصر — یعنی تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، و همچنین اوکراین و سودان — سازمان ملل اساساً با ویژگی در بنبست بودن شناخته میشود.»
اعتماد به موجودیت سازمان ملل متحد و بیاعتمادی به عملکرد آن
دو نظرسنجی جدید بنیاد راکفلر/فوکالدیتا و بنیاد ملل متحد، نشان میدهد که در اغلب کشورهای جهان، اکثریت پاسخدهندگان به موجودیت سازمان ملل متحد اعتماد دارند. بیش از ۶۰ درصد از پاسخ دهندگان به نظرسنجی راکفلر در ۳۴ کشور جهان گفتهاند که به سازمان ملل متحد اعتماد دارند و بیش از ۸۰ درصد از پاسخدهندگان به نظرسنجی بنیاد ملل متحد گفتهاند که وجود آن را ضروری میدانند.
اما نتایج این نظرسنجیها نشان میدهد که اغلب پاسخدهندگان خواهان مداخله و کارآمدی بیشتر سازمان ملل هستند، نه کمرنگ شدن آن. بر اساس تحلیل مؤسسه گلوبال نیشن، نزدیک به دوسوم پاسخدهندگان (۶۴ درصد) معتقدند «نهادهای بینالمللی باید حق داشته باشند راهحلها را برای برخی مشکلات تحمیل و اجرا کنند». در نظرسنجی بنیاد ملل متحد نیز تنها ۲۲ درصد اعلام کردهاند که بیاعتمادیشان ناشی از دخالت بیش از حد سازمان ملل در امور داخلی کشورهاست، در حالی که ۵۶ درصد از اینکه «سازمان ملل توان اجرای حقوق بینالملل یا حفاظت از حقوق بشر را ندارد» ابراز نارضایتی کردهاند.
در پیمایش راکفلر/فوکالدیتا، «جلوگیری از جنگها و درگیریها» با ۴۴ درصد آرا، اولویت نخست همکاریهای بینالمللی شناخته شده است؛ با این حال، سازمان ملل در عمل کارنامه ضعیفی بر جا گذاشته و سال ۲۰۲۵ با ثبت ۶۵ مناقشه فعال در ۳۵ کشور، پرتلفاتترین و پرمناقشهترین دوره از سال ۱۹۴۶ به بعد بوده است. غیبت ملموس سازمان ملل در پروندههایی مانند تجاوز نظامی به ایران، اوکراین، غزه و سودان در سالهای اخیر به وضوح مشهود است. ربکا گرینسپن، معاون پیشین رئیس جمهور کاستاریکا و دبیر کل پیشین آنکتاد، که اکنون یکی از نامزدهای دبیرکلی سازمان ملل متحد است در صحن مجمع عمومی تأکید کرد: «در هر منطقهای این سؤال تکرار میشود که: سازمان ملل کجاست؟»
نظرسنجیها نشان میدهد که جهانیان هنوز تمایل ندارند سازمان ملل را کنار بگذارد؛ مسئله این است که آیا میتواند نهادی را که برای حفظ صلح ساخته شده، دوباره به نهادی مؤثر برای حفظ صلح تبدیل کند؟
وعدههای روی کاغذ برای احیای اعتماد
نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در حالی آغاز به کار کردهاست که تا سه ماه دیگر دبیر کل فعلی سازمان جای خود را به دبیر کل جدید خواهد داد. آنتونیو گوترش در طول دوران ۱۰ سال دبیر کلی خود در سازمان ملل متحد، به دلیل ناتوانی در اجرای وظایف سازمان به ویژه در حوزه صلح و امنیت بینالمللی، مورد انتقادهای زیادی قرار گرفتهاست. بسیاری معتقدند که گوترش به اندازه کافی و با صراحت در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی نکردهاست و به واسطه مماشات با ابرقدرت، باعث شدهاست که قدرتهای جهانی احساس کنند با مصونیت میتوانند بدون واکنش سازمان ملل متحد دست به هر اقدامی بزنند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به اظهارنظرهای گوترش در گفتوگو با فایننشیال تایمز که گفتهبود بزرگترین خدمت سازمان ملل «پیشگیری از جنگ بین ابرقدرتها» است، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «امروز دبیرکل بهظاهر هدف سازمان را به “پرهیز از جنگ بین ابرقدرتها” تقلیل میدهد… این خوانش حداقلی هم گمراهکننده است و هم خطرناک؛ زیرا اصول منشور را پوک میکند و جنایات ابرقدرتها را سفیدشویی میکند.»
در هفتههای پیش رو رقابت میان نامزدهای دبیرکلی که نهایتا باید به تأیید اعضای شورای امنیت برسند، گرمتر خواهد شد تا در اوج بحرانهای بینالمللی دبیر کل جدید سازمان برای آغاز به کار در دیماه امسال انتخاب شود.
آندرس مونتالوو سوسا، سفیر اکوادور در سازمان ملل متحد در گفتوگو با نشریه د ورلد تودی وابسته به اندیشکده چتمهاوس میگوید: «دبیرکل آینده باید اعتماد را به سازمان ملل بهعنوان کانونی کارآمد برای دیپلماسی، پیشگیری و حلوفصل مسالمتآمیز بازگرداند؛ در غیر این صورت، این نهاد به جای یکی از ابزارهای اصلی چندجانبهگرایی، به یک بار اضافه و ناکارآمد بدل خواهد شد.»
رابرت وود، دیپلمات پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد در گفتوگو با نشریه د ورلد تودی نسبت به پیامدهای این حاشیهنشینی هشدار داده و میگوید: «دبیرکل بعدی چارهای ندارد جز اینکه سازمان ملل را فوراً به عرصه صلح بازگرداند؛ در غیر این صورت، اعتبار و کارآمدی سازمان بیش از پیش سقوط خواهد کرد و راه برای سازوکارهای دیپلماتیک موازی، نظیر هیئت صلح تحت رهبری آمریکا، باز میشود تا کشورها برای حل بحرانها به آنها متوسل شوند.»
آلبرت تریتهارت، پژوهشگر اندیشکده بینالمللی صلح در مقالهای برای نشریه گلوبال آبزروتوری نوشت که نامزدهای دبیرکلی در طول سخنرانیهای خود نزدیک به ۴۰۰ باره واژگانی نظیر «اعتماد»، «اعتبار» و «مشروعیت» استفادهکردهاند. موضوعی که نشاندهنده میزان بحران در این شاخصها در هشتاد و یکمین سال تشکیل سازمان ملل متحد برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی است.
در میان نامزدهای سازمان ملل متحد رافائل گروسی، مدیرکل آرژانتینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، قرار دارد که سازمان تحت مدیریتش به عنوان یک نهاد مستقل وابسته به سازمان ملل متحد در طول دو جنگی که در یک سال و نیم گذشته علیه ایران تحمیل شدهاست حتی یک بار هم نتوانستهاست اقدام نظامی علیه تأسیسات صلح آمیز هستهای ایران را محکوم کند. با این حال این نامزد دبیر کلی سازمان ملل متحد از «حاضر نشدن و غیبت» سازمان ملل در کانون مناقشات اخیر انتقاد کردهاست و وعده داد که در صورت انتخابش حضور میدانی و فیزیکی سازمان را در پیچیدهترین بحرانهای جهان افزایش دهد.
سازمان ملل متحد در هشتاد و یکمین سال تاسیس فعالیت، با بزرگترین بحران دوران فعالیتش مواجه شدهاست. تعداد منازعهها و جنگها در سراسر جهان افزایش یافتهاند و سازمان ملل متحد در اوج بیعملی و بنبست ساختاری برای اجرای وظایف اصلیاش در حفظ صلح و امنیت بینالمللی قرار گرفتهاست. نیاز به اصلاح ساختار و بهبود عملکرد سازمان ملل متحد، بیش از هر زمان دیگری در شرایط فعلی احساس میشود. پس از نسلکشی غزه، آزمون تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران، در هفت ماه گذشته بزرگترین آزمونی بود که سازمان ملل متحد در جلوگیری از تداوم آن شکست خورد. احیای اعتماد به سازمان ملل متحد صرفا با اقدام فوری این سازمان برای جلوگیری از تداوم جنگها و زورگویی قدرتهای بزرگ جهانی ممکن است.
نظرات کاربران