به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، ایران در راستای تولید مواد غذایی با مشکلاتی فراتر از کمبود آب مواجه است. تامین برق برای گلخانهها امری ضروری است. همچنین خوراک مرغ و دام باید به کشور وارد شود و ذرت و سویا نیز باید از خارج تأمین گردد. نیروگاههای تولید برق برای کارکرد خود به آب نیاز دارند و کشاورزی نیز برای تداوم فعالیت و تولید به انرژی وابسته است. در این راستا، اکنون تنها مسئله این نیست که یک محصول خاص چه میزان آب مصرف میکند، بلکه مهمتر این است که هر مترمکعب آب در کدام بخش به کار رود و چه میزان غذا یا انرژی از آن به دست خواهد آمد.
این موضوع محوری بوده است در دومین نشست «آب و امنیت غذایی» که توسط اندیشکده آب مؤسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان برگزار شد؛ نشستی که ابوالقاسم حسنپور، پژوهشگر حوزه کشاورزی، در آن از پتانسیل گلخانهها برای کاهش مصرف آب سخن گفت. محمدعلی فرحناکیان، پژوهشگر ارشد در زمینه برق و انرژی، به بررسی مصرف آب نیروگاهها پرداخت و علیاکبر باغستانی، استادیار پژوهشی مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، بر وابستگی زیاد تولید محصولات پروتئینی به نهادههای وارداتی تأکید کرد.
۱۳۵ میلیون تن محصول با دو چالش عمده
ابوالقاسم حسنپور برای آغاز بحث به جغرافیای ایران اشاره کرد. به گفته او، موقعیت ایران در منطقه خشک و نیمهخشک تنها محدودیت ایجاد نکرده بلکه به کیفیت برخی محصولات کشاورزی نیز کمک کرده است. کشور با متوسط بارش حدود ۲۲۵ میلیمتر، رطوبت نسبی پایین در بخشهایی از آن، موجب کاهش شیوع برخی بیماریهای گیاهی و مصرف کمتر آفتکشها نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر شده است.
وی همچنین به تفاوت دمای شب و روز در ایران اشاره کرد و بر این باور است که در حدود ۱۰۰ روز از سال، اختلاف دما در برخی نواحی بسیار زیاد بوده و این امر باعث میشود مواد حاصل از فتوسنتز کمتر در تنفس شبانه گیاه مصرف شده و در محصولات باقی بماند؛ پدیدهای که در محصولاتی نظیر پسته، زعفران و انار به وضوح مشاهده میشود.
ایران بهطور میانگین بین ۱۶۰۰ تا ۳۴۰۰ ساعت در طول سال از تابش آفتاب برخوردار است. حسنپور این مقدار نور را برای تولید در فصلهای پاییز و زمستان حیاتی دانسته است؛ دورهای که بسیاری از کشورهای تولیدکننده برای تداوم تولید گلخانهای مجبور به استفاده از نور مصنوعی هستند. بعلاوه، تنوع ارتفاع در کشور، امکان پرورش محصولاتی از جمله سیب و گلابی تا موز و انبه را فراهم کرده است. با وجود این قابلیتها، سالانه تقریباً ۱۳۵ میلیون تن محصول کشاورزی در ایران تولید میشود، اما حسنپور به دو چالش اصلی، یعنی آب و انرژی، برای ادامه این تولید اشاره کرد.
گلخانهها کمتر آب مصرف میکنند اما نیازمند انرژی بیشتری هستند
یکی از راهکارهایی که در دو دهه اخیر برای کاهش فشار بر منابع آب توسعه گلخانهها بوده است. حسنپور اشاره کرد که سطح گلخانههای فعلی کشور به حدود ۲۵ هزار هکتار رسیده است. عمده این سطح به کشت محصولات سبزی و صیفی مانند گوجهفرنگی، خیار، فلفل و بادمجان اختصاص دارد و حدود ۲۰ درصد نیز برای گل و گیاه زینتی و نشا و نهال استفاده میشود.
اما همه گلخانهها یکسان نیستند. در یک سمت طیف، سازههای ساده با پوشش پلاستیکی و بخاریهای ابتدایی جای دارند و در سمت دیگر، گلخانههایی با ارتفاع هشت تا ۱۱ متر و مساحتهایی گاه تا ۵۰ هکتار وجود دارد که مجهز به آبیاری و تغذیه و تهویه هوشمند و حتی نور افزوده هستند.
مصرف آب در گلخانهها با توجه به نوع کشت و تجهیزات متفاوت است. حسنپور این مصرف را در حدود هفت تا ۱۵ هزار مترمکعب در هکتار در سال تخمین زده است. در کشتهای غیرخاکی معمولاً آب مصرفی در بازه هفت تا ۱۰ هزار مترمکعب قرار دارد و در گلخانههایی که کشت در خاک صورت میگیرد، این مصرف بیشتر خواهد بود.
تولید محصولات نیز میتواند بین ۱۲۰ تا ۳۵۰ تن در هر هکتار متغیر باشد. اما این صرفهجویی در مصرف آب هزینههایی نیز به همراه دارد. بهطوریکه مصرف برق برخی گلخانهها از حدود چهار هزار تا بیش از ۵۲ هزار کیلووات ساعت در سال را شامل میشود و بسته به نوع سیستم گرمایشی، مصرف گاز یا گازوئیل نیز قابل توجه است.
حسنپور در انتها بر این نکته تأکید کرد که کاهش مصرف آب فقط با انتقال کشت به گلخانهها محقق نخواهد شد. استفاده از نشا بهجای بذر مستقیم در برخی محصولات و بهکارگیری سیستمهای هوشمند در آبیاری و تغذیه نیز میتوانند بخش مهمی از مصرف آب را کاهش دهند.
نیروگاههای ایران سالانه ۱۲۵ میلیون مترمکعب آب مصرف میکنند
فرحناکیان از زاویهای دیگر وارد بحث شد. وی اعلام کرد که هر سال حدود ۱۲۵ میلیون مترمکعب آب برای تولید برق در ایران استفاده میشود. این مقدار نسبت به مصرف کل آب کشور که بیش از ۹۰ میلیارد مترمکعب است، سهم قابل توجهی نیست، اما موضوع اصلی محل مصرف همین آب است.
به گفته وی، تقریباً ۸۵ درصد آب مصرفی نیروگاهها به واحدهای قدیمی که دارای برج خنککن تر هستند، تخصیص مییابد؛ نیروگاههایی که بسیاری از آنها بیش از سه دهه فعالیت دارند. در این نیروگاهها برای تولید هر کیلووات ساعت برق به دو تا سه لیتر آب نیاز است. در حالی که این مقدار در نیروگاههای دارای برج خشک به حدود دو دهم لیتر کاهش مییابد و برخی نیروگاههای جدید با سیکل ترکیبی حتی کمتر از این مقدار مصرف میکنند.
برای کاهش مصرف آب در نیروگاههای قدیمی دو راهکار اصلی وجود دارد. یکی تغییر سیستم خنککن از برج تر به خشک و دیگری استفاده از پساب شهری به جای آب خام.
فرحناکیان برآورد میکند که اگر مصرف آب نیروگاههای دارای برج تر به حدود یک دهم وضعیت کنونی کاهش یابد، نیاز به سرمایهگذاری بیش از یک و نیم میلیارد دلار خواهد بود. استفاده از پساب شهرهای مجاور هزینه کمتری به همراه دارد و برای پیادهسازی آن در مقیاس نیروگاههای پرمصرف، رقمی در حدود نیم میلیارد دلار تخمین زده میشود.
آب یک کیلوگرم هندوانه برابر با برق یک خانوار به مدت یک ماه
فرحناکیان برای نشان دادن تفاوت در مصارف آب، به زایندهرود اشاره کرد. نیروگاه اصفهان سالها با کمبود آب مواجه بوده و در برخی مقاطع زمانی، بخش قابل توجهی از ظرفیت آن به دلیل کمبود آب خارج از مدار قرار میگرفت.
او اعلام کرد که اگر متوسط مصرف آب برای تولید یک کیلوگرم هندوانه را حدود ۵۰۰ لیتر در نظر بگیریم، همین مقدار آب در یک نیروگاه قدیمی که برای هر کیلووات ساعت حدود دو لیتر آب مصرف میکند، میتواند نزدیک به ۲۵۰ کیلووات ساعت برق تولید نماید؛ تقریباً برابر با مصرف ماهانه یک خانوار با الگوی مصرف متعارف. این مقایسه برای حذف یک محصول از الگوی کشت ارائه نشده است. فرحناکیان از این مثال نتیجهگیری کرد که در شرایط کمبود آب نمیتوان تخصیص آب را صرفاً بر اساس سابقه مصرف یا حجم یک بخش تعیین کرد. باید دید که هر مترمکعب آب در هر بخش به چه میزان محصول و چه ارزشی را به ارمغان میآورد.
او همین سؤال را در مورد سرمایهگذاری نیز مطرح کرد. اگر برای کاهش حدود ۸۵ میلیون مترمکعب مصرف آب در نیروگاهها نیاز به بیش از یک و نیم میلیارد دلار باشد، باید محاسبه کرد که همین سرمایهگذاری اگر در اصلاح سیستم آبیاری یا تغییر روش کشت صرف شود، چه میزان صرفهجویی خواهد داشت.
۸۰ درصد آب مورد نیاز محصولات دامی در خوراک مصرف میشود
علیاکبر باغستانی بحث امنیت غذایی را از نگاه به جنبهای آغاز کرد که در آمار مصرف مستقیم آب بهندرت دیده میشود؛ خوراک دام و طیور.
بر اساس مطالعهای که او به آن استناد کرد، حدود ۷۲ تا ۸۳ درصد آب مصرفی در زنجیره تولید محصولات دامی و طیوری به تولید خوراک مربوط میشود. سهم آب مصرفی برای آبخوری و شستوشو و دیگر مصارف مستقیم بسیار کمتر است. همین مسئله موجب میشود که بحثهای مرتبط با گوشت، مرغ و تخممرغ بدون ملاحظه ذرت، جو و سویا ناقص باشد. باغستانی تأکید دارد که قادر به جایگزینی این نهادهها بهطور نامحدود نخواهیم بود. جیره غذایی یک مبحث فنی است و نمیتوان بهصرف آببر بودن یا گرانی یک نهاده، آن را از ترکیب خوراک حذف کرد. ذرت و کنجاله سویا بخش مهمی از جیره غذایی طیور و جو و انواع علوفه نیز در جیره دام دارای اهمیت هستند.
تولید مرغ افزایش یافت اما تولید ذرت کاهش پیدا کرد
ایران در ۱۴ سال گذشته به شکل قابل توجهی تولید محصولات پروتئینی را افزایش داده است. تولید گوشت قرمز از حدود ۷۵۰ هزار تن در سال ۱۳۹۰ به حدود ۹۳۵ هزار تن افزایش یافته است. تولید گوشت مرغ که در ابتدای دهه ۱۳۹۰ بین ۱.۷ تا ۱.۸ میلیون تن بود، اکنون به حدود سه میلیون تن رسیده است.
علاوه بر این، تولید تخممرغ نیز در همین بازه زمانی تقریباً دو برابر شده و از حدود ۷۰۰ هزار تن به حدود ۱.۴ میلیون تن رسیده است. همچنین تولید شیر از حدود ۷.۳ میلیون تن به حدود ۱۳ میلیون تن افزایش یافته است.
با این حال، در این زمان تحولی دیگر در زمینه نهادهها رخ داده است. تولید ذرت دانهای از حدود ۱.۹ میلیون تن به حدود ۳۱۷ هزار تن سقوط کرده است.
باغستانی دلیل این کاهش را محدودیتهای اقلیمی و مصرف بالای آب ذرت میداند. او اشاره میکند که ظرفیت زیستی کشور اجازه نمیدهد تولید ذرت دانهای در سطحی انجام شود که بتواند نیاز کنونی را پاسخگو باشد.
نیاز کشور به ذرت حدود ۱۲ تا ۱۲.۵ میلیون تن برآورد میشود و تولید داخلی فقط بخشی از این نیاز را تأمین میکند.
وضعیت جو اندکی متفاوت است. تولید داخلی در سالهای گذشته تقریباً بر روی میزان ۲.۴ تا ۲.۵ میلیون تن ثابت مانده است اما در کنار آن، سالانه حدود سه و نیم تا ۳.۷ میلیون تن جو نیز وارد میشود.
در مورد کنجاله سویا، نیاز در مقایسه با تولید داخلی بیشتر است. تولید داخلی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تن برآورد میشود در حالی که نیاز کشور به این نهاده تقریباً شش میلیون تن است.
اعداد نشاندهنده وابستگی به واردات، تصویری شفاف از وضعیت نهادهها ارائه میدهد. به گفته باغستانی، حدود ۹۳ درصد نیاز کشور به ذرت از واردات تأمین میشود. وابستگی به واردات کنجاله سویا حدود ۹۲ درصد و در مورد جو نزدیک به ۴۶ درصد است.
سهم تولید داخلی از کل عرضه سه نهاده اصلی که درگذشته حدود ۳۸ درصد بود، اکنون به حدود ۱۹ درصد کاهش یافته است. جالب آنکه این تغییر در شرایطی اتفاق افتاده که تولید محصولات پروتئینی در حال افزایش بوده است. به عبارتی دیگر، صنعت دام و طیور ایران همزمان تولید بیشتری ارائه میدهد اما برای تأمین خوراک خود بهطور فزایندهای به خارج از کشور وابسته شده است.
باغستانی به این نکته اشاره کرد که مجموع تولید داخلی نهادههای اصلی در سالهای اخیر حدود ۱۰ درصد کاهش یافته، اما عرضه آنها از طریق واردات حدود ۷۶ درصد افزایش داشته است.
غذای بیشتر با ردپای آب کمتر؟
تغییر در ترکیب تولید محصولات پروتئینی نتیجه دیگری نیز به همراه داشته است. مجموع عرضه محصولات شامل گوشت قرمز، مرغ، تخممرغ و شیر از حدود ۱۱.۲ میلیون تن به حدود ۱۵.۵ میلیون تن افزایش یافته است. در همین زمان، ردپای آب این محصولات از حدود ۲۹.۷ میلیارد مترمکعب به تقریباً ۴۳ میلیارد مترمکعب افزایش یافته است.
با این حال، رشد تولید به نسبت افزایش ردپای آب سریعتر بوده است. باغستانی اعلام کرد که متوسط ردپای آب برای تولید هر کیلوگرم از این محصولات از حدود ۲.۶ مترمکعب به ۲.۴ مترمکعب کاهش یافته است؛ یعنی یک کاهش هشت درصدی در مصرف آب برای هر واحد محصول.
یکی از دلایل این روند افزایش سهم گوشت مرغ در سبد تولید است که دوره تولید آن کوتاهتر بوده و ردپای آب و تولید گازهای گلخانهای آن نسبت به برخی دیگر از محصولات دامی کمتر است. اما همین محصول نیز وابستگی بیشتری به ذرت و کنجاله سویا وارداتی دارد.
این تناقض در سیاست غذایی ایران قابل مشاهده است: تولید محصولی که از نظر کارایی آب بهینهتر است، میتواند وابستگی کشور به بازار جهانی نهاده را افزایش دهد.
باغستانی در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به سادگیانگاری در حل بحران مصرف آب کشاورزی هشدار داد. او تصریح کرد که صرفهجویی در آب نباید به این معنا باشد که سهم آب کشاورزان کاهش یابد و از آنان خواسته شود که با میزان کمتری آب همان محصول را به تولید برسانند. به تعبیر او، کاهش مصرف آب باید نتیجهای از افزایش بهرهوری باشد و نه نقطه آغاز سیاستگذاری.
حدود چهار و نیم میلیون بهرهبردار در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند و معیشت میلیونها نفر به این بخش وابسته است. از سوی دیگر، امنیت غذایی یک کشور با جمعیت بیش از ۹۰ میلیون نفر و در شرایط تنشهای منطقهای نمیتواند تنها به واردات واگذار شود.
باغستانی بهعنوان نمونه به گوشت قرمز اشاره کرد و بیان کرد که اگر حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تن گوشت بیشتری وارد کشور شود، بخشی از فاصله عرضه و مقدار مطلوب مصرف باز میگردد، اما بازار جهانی همواره چنین حجمی را در اختیار ایران قرار نمیدهد و کشور باید برای تأمین واردات از بازارهای گوناگون استفاده کند.
از جلبک تا کشت فراسرزمینی
راهحل از نظر باغستانی حذف یک محصول یا یک نهاده نیست. او تعدادی از روشها را بهعنوان پیشنهاد مطرح کرد؛ از اصلاح نژاد و بهبود ضریب تبدیل خوراک تا استفاده از علوفههای کمآببر و توسعه جیرهنویسی تخصصی.
استفاده از ارزن، سورگوم و تریتیکاله در نواحی که امکان آن وجود دارد یکی از این گزینههاست. منابع پروتئینی جدید مانند جلبک و حشرات نیز میتوانند بخشی از خوراک دام و طیور را تشکیل دهند.
همچنین، ضایعات و بقایای کشاورزی پتانسیل دیگری است که هنوز بهطور کامل در چرخه تأمین خوراک مورد استفاده قرار نگرفتهاند. بهعنوان مثال، بخشی از خرمای درجه پایین یا ضایعات محصولات میتواند پس از فرآوری و با جیرهنویسی مناسب، جایگزین برخی از نهادههای وارداتی شود.
کشت فراسرزمینی نیز از گزینههایی است که بهمنظور تولید محصولاتی که ظرفیت زیستی کافی برای آنها در داخل کشور وجود ندارد، مطرح شده است.
ایران سالانه حدود ۱۷ میلیارد دلار صرف واردات محصولات و نهادههای کشاورزی میکند. بنابراین، هرگونه تغییر در جیره دام و الگوی کشت تنها به مسئله آب محدود نمیشود، بلکه پای ارز، تجارت خارجی، سلامت و امنیت غذایی نیز در میان است.
۲۲۳۲۲۴
نظرات کاربران