این دیگر سخنرانی معمولی نبود. این لحظهای بود که ملت ایران، بعد از ماهها جنگ تحمیلی، صدای خود را در قلب نظام سلطه بلند کرد. گفت: ما قربانی تروریسم هستیم، نه عامل آن. رهبر ما را بدون هیچ دلیل و برهان قانونی ترور کردند. مدرسه را زدند. سالن ورزشی کودکان لامرد را با بمب خوشهای هدف گرفتند. کودکان ما هیچ گناهی نداشتند. زدند، اما ما سر خم نکردیم.
این جملات، زبان دیپلماسی نبود؛ زبان مقاومت بود. زبان ملتی که ۲۰۰ سال است به کسی حمله نکرده، اما وقتی خانهاش را میزنند، پاسخ میدهد. ملتی که بارها پای میز مذاکره نشسته و طرف مقابل وسط مذاکره به او حمله کرده است. امروز رئیسجمهور ایران از همان تریبون اعلام کرد: آماده گفتوگو هستیم، اما زبان زور را نمیپذیریم. برای صلح از مذاکره نمیگریزیم، برای دفاع از کیان کشور تا پای جان میایستیم.
او تنگه هرمز را هم خط قرمز اعلام کرد: نمیتوان همه از آن بهره ببرند و ایران محروم باشد. راه را بر ایران میبندند و بعد از همان تنگه سلاح برای نابودی کشورها میفرستند. این را اجازه نخواهیم داد. ایران باید آنقدر قوی باشد که هیچ قدرتی فکر بمباران شهرهایش را به سر راه ندهد.
این بعثت بود. بعثت یعنی ایستادن در برابر قلدری در همان سالنی که شعار «اعتماد» میدهند و خودشان اعتماد را میشکنند. بعثت یعنی نشان دادن عکس کودکان شهید به نمایندگان ۱۹۳ کشور و گفتن اینکه مقاومت با بمب شکست نمیخورد. بعثت یعنی اعلام اینکه جنگ را بر ما تحمیل کردند، اما فهمیدند ایرانی از جنگ نمیترسد.
غرور ملی از همین لحظهها ساخته میشود. از لحظهای که صدای ایران در سازمان ملل، صدای التماس نبود؛ صدای عزت بود. صدای ملتی که زدندش، اما زانو نزد. صدایی که به جهان گفت: ما زندهایم، ایستادهایم و سر خم نمیکنیم.
امروز ایران در نیویورک بعثت کرد و جهان دوباره دید که این ملت را نمیتوان به زانو درآورد.
**نماینده ایذه و باغملک و عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی
نظرات کاربران