فرارو- استفان والت در تحلیلی با بازخوانی آموزه‌های نیکولو ماکیاولی، عملکرد دونالد ترامپ را از منظر اصول مطرح‌شده در کتاب «شهریار» بررسی می‌کند. نقطه آغاز این تحلیل، ایده مشهور ماکیاولی است که اگر یک حاکم نتواند هم‌زمان محبوب و ترسناک باشد، بهتر است ترس را انتخاب کند؛ اما این ترس باید بر پایه توانایی واقعی برای مجازات و حفظ اعتبار تهدیدها شکل گرفته باشد.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، در این چارچوب، مشکل اصلی دونالد ترامپ آن است که رفتارهای متناقض و تصمیم‌های غیرقابل پیش‌بینی، قدرت تهدید او را کاهش داده است. هنگامی که دولت‌ها احتمال می‌دهند توافقی با واشنگتن ممکن است چند ماه بعد توسط رئیس‌جمهور آمریکا کنار گذاشته شود، انگیزه آنها برای اعتماد به تعهدات آمریکا کاهش پیدا می‌کند.

از ترس تا نفرت و بی‌اعتباری

ماکیاولی در کنار هشدار درباره از دست دادن اقتدار، خطر دیگری را نیز مطرح می‌کند: حاکم نباید به شخصیتی منفور یا تحقیرشدنی تبدیل شود. از نگاه او، حاکمی که بی‌ثبات، سبک‌سر، ترسو یا مردد به نظر برسد، بخشی از اقتدار خود را از دست می‌دهد.

استفان والت استدلال می‌کند که نوسان‌های مکرر دونالد ترامپ در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و خارجی، به‌تدریج چنین تصویری ایجاد کرده است. در این برداشت، رهبرانی مانند شی جین‌پینگ توانسته‌اند از این وضعیت استفاده کنند و دریابند که تهدیدهای واشنگتن همیشه به اقدام پایدار منجر نمی‌شود. به همین دلیل، کشورها و بازیگران مختلف ممکن است بیش از گذشته در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کنند؛ زیرا هزینه نادیده گرفتن تهدیدهای واشنگتن را کمتر از گذشته ارزیابی می‌کنند.

ماکیاولی و مسئله ثروت و هزینه‌های دولت

بخش دیگری از تحلیل به توصیه ماکیاولی درباره مدیریت منابع مالی اختصاص دارد. ماکیاولی معتقد بود حاکم نباید برای خرید وفاداری مردم، منابع عمومی را بی‌محابا خرج کند؛ زیرا در نهایت برای جبران هزینه‌ها مجبور به افزایش مالیات و فشار اقتصادی خواهد شد و همین مسئله می‌تواند نارضایتی عمومی ایجاد کند.

استفان والت، سیاست مالی دولت ترامپ را در تضاد با این توصیه قرار می‌دهد و به افزایش هزینه‌های دولت، کاهش مالیات‌ها و افزایش بدهی اشاره می‌کند. او همچنین وعده ترامپ برای پرداخت پنج هزار دلار به هر آمریکایی در صورت پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای را نمونه‌ای از رویکردی می‌داند که می‌تواند فشار بیشتری بر بودجه وارد کند.

جنگ ایران و اهمیت مهارت نظامی

استفان والت سپس به یکی از مهم‌ترین توصیه‌های «شهریار» درباره جنگ و قدرت نظامی می‌پردازد. از نظر ماکیاولی، حاکم باید درک مناسبی از هنر جنگ، ظرفیت‌های نظامی و محدودیت‌های استفاده از زور داشته باشد. در تحلیل استفان والت، جنگ ایران به آزمونی برای این اصل تبدیل شده است. او معتقد است تصمیم‌های نظامی و دیپلماتیک دولت ترامپ نشان‌دهنده ارزیابی نادرست از هزینه‌ها و پیامدهای جنگ بوده است. نویسنده همچنین انتصاب افراد نزدیک به رئیس‌جمهور در برخی سمت‌های مهم و نقش آنها در سیاست خارجی و امنیتی را بخشی از این مشکل می‌داند.

در وضعیت کنونی، جنگ ایران به یکی از مسائل مهم سیاسی داخلی آمریکا نیز تبدیل شده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد این جنگ بر نگرش عمومی نسبت به عملکرد ترامپ، هزینه‌های زندگی و سیاست خارجی دولت او اثر گذاشته است.

عدالت، مجازات و خطر شخصی‌سازی قدرت

یکی دیگر از اصول مورد اشاره ماکیاولی، استفاده از مجازات تنها در شرایطی است که دلیل و توجیه روشن و مشروع وجود داشته باشد. از نگاه او، حاکم ممکن است گاهی مجبور به اعمال مجازات‌های سخت شود، اما اگر این اقدامات ناشی از انگیزه‌های شخصی، خودخواهانه یا انتقام‌جویانه باشد، می‌تواند نفرت عمومی ایجاد کند. استفان والت در این بخش، استفاده سیاسی از وزارت دادگستری و پیگیری پرونده افرادی را که ترامپ آنها را دشمن شخصی خود می‌داند، در تضاد با این اصل قرار می‌دهد. در این برداشت، مشکل صرفاً شدت مجازات نیست، بلکه تبدیل نهادهای دولتی به ابزار منازعات شخصی و سیاسی است.

فریب در سیاست؛ تفاوت ترامپ با ماکیاولی

ماکیاولی برخلاف برداشت رایج، فریب را به‌طور مطلق رد نمی‌کرد. او معتقد بود حاکم در شرایطی می‌تواند از فریب یا حتی نقض وعده استفاده کند، اما باید تصویری از خود به‌عنوان فردی قابل اعتماد، بافضیلت، انسانی و پایبند به اصول ایجاد کند.

به همین دلیل، حاکم موفق از نظر ماکیاولی باید بتواند بخش‌های تاریک سیاست را پنهان کند. مسئله از دید والت این است که ترامپ در سال‌های اخیر در حفظ این فاصله میان «تصویر عمومی» و «رفتار واقعی» با مشکل بیشتری مواجه شده است. از نگاه این تحلیل، مجموعه‌ای از اظهارات و تصمیم‌های جنجالی باعث شده شکاف میان تصویری که ترامپ از خود ارائه می‌کند و برداشت بخشی از جامعه از عملکرد او آشکارتر شود.

مسئله اصلی؛ قدرت برای چه هدفی؟

در نهایت، تحلیل استفان والت به یک تفاوت بنیادی میان برداشت عمومی از ماکیاولی و فلسفه سیاسی او اشاره می‌کند. ماکیاولی صرفاً مدافع استفاده بی‌حدومرز از قدرت یا فریب نبود. هدف اصلی او از حفظ قدرت حاکم، ایجاد نظم، ثبات و حفاظت از حکومت در برابر شورش داخلی و مداخله خارجی بود.

بنابراین، حتی اگر «هدف وسیله را توجیه می‌کند» را به‌عنوان یکی از ایده‌های مشهور ماکیاولی بپذیریم، هر هدفی نمی‌تواند استفاده از هر وسیله‌ای را توجیه کند. اقدامات سخت باید در خدمت یک ضرورت سیاسی و حفظ دولت باشد، نه منافع شخصی حاکم.

در این چارچوب، مسئله فقط این نیست که آیا دونالد ترامپ از آموزه‌های ماکیاولی پیروی می‌کند یا نه؛ بلکه این پرسش مطرح می‌شود که آیا سیاستی که بر فشار، تهدید، تغییر مواضع و شخصی‌سازی قدرت متکی است، در بلندمدت می‌تواند همان اقتداری را ایجاد کند که ماکیاولی برای یک حاکم موفق ضروری می‌دانست. از منظر این تحلیل، پاسخ در تجربه سال‌های اخیر آمریکا جست‌وجو می‌شود: هرچه قابلیت پیش‌بینی‌پذیری و اعتبار تعهدات یک قدرت کاهش یابد، سایر بازیگران نیز انگیزه بیشتری برای فاصله گرفتن، مقاومت و ایجاد ترتیبات مستقل پیدا می‌کنند. این روند می‌تواند به جای تقویت قدرت، به فرسایش تدریجی نفوذ آن منجر شود.

نویسنده : استفان والت