به نقل از ایسنا، معضلات زیست‌محیطی امروزه دیگر محدود به یک ناحیه یا کشور خاص نیستند و تقریباً تمام بخش‌های طبیعت را متاثر کرده‌اند. آلودگی آب‌های زیرزمینی، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و حتی دریاها، تخریب اکوسیستم‌ها، کاهش تعداد گونه‌های حیوانی و گیاهی و نابودی تدریجی برخی منابع، تنها گوشه‌ای از این بحران وسیع به شمار می‌آید. در این میان، آلودگی هوا به دلیل ارتباط پیوسته و مستقیم انسان با آن، یکی از بارزترین و نگران‌کننده‌ترین مصادیق تخریب محیط زیست محسوب می‌شود. تمام این شرایط نشان‌دهنده‌ی فشارهای شدید به طبیعت است و ادامه این روند می‌تواند عواقب جدی‌تری برای حیات انسان و دیگر موجودات زنده به دنبال داشته باشد. لذا، تحقیقات کاربردی در راستای حفظ محیط زیست اکنون بیشتر از هر زمان دیگری دارای اهمیت شده‌اند.

با آنکه در سال‌های اخیر فیلم‌های متعددی پیرامون سیاست‌های زیست‌محیطی صورت گرفته، بسیاری از آنان به مراحل اجرایی این سیاست‌ها و عوامل مؤثر در موفقیت یا شکست آن‌ها توجه کافی نکرده‌اند. علاوه بر این، رویکرد مبتنی بر جامعه در برخی از این پژوهش‌ها غالباً به صورت ظاهری مشارکت شهروندان را مدنظر قرار داده و کمتر به عنوان یک روش واقعی در تحقق سیاست‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی‌که اجرای مؤثر هر سیاست عمومی، به ویژه در مورد محیط زیست، تنها با تصمیمات اداری و دولتی به نتیجه نمی‌رسد و به همکاری شهروندان، نهادهای غیردولتی و دیگر کنشگران اجتماعی نیاز دارد. از این منظر، توجه به نحوه‌ی اجرای اجتماع‌محور می‌تواند به کاهش تکرار کاری، بهره‌برداری بهینه از منابع محدود، افزایش همکاری بین اجزای سیاست و کاهش تضادها کمک نماید.

در این زمینه، داریوش کرمی، پژوهشگر گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان، به همراه چهار همکار خود پژوهشی را در مورد عوامل محرک در اجرای سیاست‌های اجتماع‌محور حفاظت از محیط زیست انجام داده‌اند. این تحقیق به زبان ساده در تلاش است تا روشن سازد چه عواملی می‌توانند بستر بهتری برای اجرای سیاست‌های محیط زیستی با تمرکز بر نقش جامعه، نهادهای مردمی و همکاری بین بخش‌های مختلف به‌وجود آورند.

جامعه مورد مطالعه شامل فعالان حوزه حفاظت از محیط زیست و عالمان و متخصصان دانشگاهی در عرصه خط‌مشی‌گذاری بوده و ۱۸ نفر از میان آن‌ها به شکل هدفمند انتخاب شده‌اند. برای گردآوری داده‌ها، در قسمت کیفی از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بهره گرفته شده که هم دارای چارچوب مشخص هستند و هم امکان بیان آزادانه نظرات را فراهم می‌آورند. در بخش کمی نیز پرسشنامه‌ای به کار رفته و داده‌ها پس از بررسی اعتبار و پایداری، مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.

یافته‌های این تحقیق نشان‌دهنده وجود ۱۲ عامل محرک در اجرای اجتماع‌محور سیاست‌های حفاظت از محیط زیست هستند. در میان این عوامل، حمایتگری عمومی در ردیف نخست قرار گرفته و پس از آن گفتمان‌سازی پایدار، تقویت قدرت بخش غیردولتی، تسهیلگران مؤثر، بخش خصوصی مسئول، مخاطرات محیط زیستی، بسترهای اقتصادی و اجتماعی، شکل‌گیری رویکرد بعد از توسعه، افزایش مهارت‌ها و آگاهی‌های زیست‌محیطی، شکل‌گیری رویکردهای پایدار برای محیط زیست، نگرش‌ها و ارزش‌ها و در نهایت، بسترهای قانونی و سیاسی مشخص شدند. این رده‌بندی نشان می‌دهد که موفقیت در اجرای سیاست‌های زیست‌محیطی تنها به قوانین و ساختارهای رسمی وابسته نیست، بلکه نیازمند همکاری واقعی جامعه و ایجاد درک مشترک از اهمیت حفاظت از محیط زیست می‌باشد.

براساس نتایج این مطالعه که در فصلنامه «جامعه و محیط زیست» وابسته به دانشگاه مازندران منتشر شده، پژوهشگران پیشنهاد داده‌اند که پس از کسب حمایت حساب شده و عاطفی از جامعه، لازم است که بازخورد مثبت و روشنی به مردم ارائه شود تا انگیزه مشارکت حفظ گردد. همچنین، تقویت تبادل اطلاعات میان سازمان‌های مردم‌نهاد، تدوین سندی شفاف برای اجرای اجتماع‌محور سیاست‌های حفاظت از محیط زیست از سوی دولت، طراحی نقشه اقدام برای مشارکت بخش خصوصی در تدوین و اجرای این سیاست‌ها و نیز تهیه معیارهایی به منظور ارزیابی اثربخشی قوانین زیست‌محیطی، تعدادی از پیشنهادهای مطرح‌شده در این تحقیق هستند. این پیشنهادات نشان می‌دهند که برای رسیدن به موفقیت، باید از مرحله شعار فراتر رفته و به طراحی ابزارهای اجرایی روشن دست یافت.

اطلاعات تکمیلی این تحقیق نیز بر یک نکته کلیدی تأکید دارند: در ایران سیاست‌گذاری‌های گوناگونی در زمینه حفاظت از محیط زیست انجام گرفته است، اما اگر دولت در اجرای این سیاست‌ها خود را بی‌نیاز از مشارکت اجتماعی بداند، قطعاً این سیاست‌ها به نتایج دلخواه نخواهند رسید. به عبارت دیگر، حفاظت از محیط زیست صرفاً یک مسئولیت دولتی نیست، بلکه موضوعی اجتماعی است که بدون همکاری مردم، نهادهای مدنی و حتی بخش خصوصی به اهداف مطلوب نخواهد رسید. در این مطالعه، گفتمان‌سازی پایدار به عنوان یکی از اساسی‌ترین محرک‌ها معرفی شده است؛ یعنی جامعه باید به گونه‌ای مداوم و منطبق با شرایط خود، با اهمیت پایداری و حفاظت از طبیعت آشنا گردد تا حمایت گسترده‌تری از طرف عموم حاصل شود.

بخش دیگری از داده‌های تکمیلی نشان دهنده این است که شرایط اقتصادی و اجتماعی نیز تأثیر مستقیمی بر امکان مشارکت دارند. به عبارت ساده‌تر، در جامعه‌ای که فشارهای اقتصادی زیاد است و همدلی اجتماعی کاهش یافته، انتظار مشارکت قوی در اجرای سیاست‌های محیط زیستی بسیار دشوارتر خواهد بود. از طرف دیگر، تقویت قدرت بخش غیردولتی، شامل سازمان‌های مردم‌نهاد، نیز دارای اهمیت اساسی است؛ زیرا اگر سازوکار حضور و تأثیرگذاری این نهادها مشخص نباشد، مشارکت آنان با مقاومت یا تضاد مواجه خواهد شد.

بعلاوه، تحقیق بر افزایش آگاهی عمومی درباره چالش‌هایی نظیر کمبود آب، آلودگی هوا و نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری تأکید می‌کند. در کنار این موارد، مسئولیت‌پذیری بخش خصوصی نیز به عنوان یک نکته با اهمیت تلقی شده است؛ به این معنا که فعالیت‌های اقتصادی نباید به بهای نادیده گرفتن اصول اخلاقی و آسیب به محیط زیست صورت گیرد.

انتهای پیام