مهرناز کردفلاحت در مصاحبه با ایسنا، در این خصوص توضیح داد: به‌طور کلی، اضطراب جدایی در کودکان به‌خصوص در آغاز دوران مدرسه، یک واکنش طبیعی و معمول محسوب می‌شود. برای مثال ممکن است یک کودک در سال اول ابتدایی در روزهای ابتدایی ورود به مدرسه، هنگام جدا شدن از والدین خود دچار گریه یا نگرانی شده و تقاضا کند که پدر یا مادرش در کنار او بمانند. در بیشتر حالات، با گذر زمان و آشنایی بیشتر با محیط مدرسه و احساس امنیتی که ایجاد می‌شود، این اضطراب به تدریج کاهش می‌یابد. اما در مواقعی که ترس و نگرانی کودک از جدایی به شدت غیرمتناسب و پایدار تبدیل شود و بر روند روزمره‌اش تأثیر منفی بگذارد، می‌توان به اختلال اضطراب جدایی مشکوک شد.

این روانشناس به نشانه‌های نگران‌کننده اشاره کرده و گفت: اگر کودک به طور مداوم از رفتن به مدرسه اجتناب کند یا نتواند بدون حضور والدین در مدرسه بماند و به شدت نگران جدا شدن از والدین باشد یا با علائم جسمانی مانند دل‌درد و سردرد همراه شود، بهتر است این وضعیت به دقت بررسی گردد.

وی ادامه داد: برای تشخیص تفاوت‌های اصلی بین اضطراب طبیعی و اختلال اضطراب جدایی می‌توان به سه مولفه یعنی شدت، تداوم و تاثیر آن بر عملکرد کودک توجه کرد. به زبان ساده، اضطراب جدایی به خودی خود یک بیماری به حساب نمی‌آید؛ بلکه زمانی که این اضطراب فراتر از مرزهای طبیعی سن کودک برود و به روند زندگی، تحصیل یا روابط اجتماعی او آسیب بزند، در حیطه اختلال اضطراب جدایی قرار می‌گیرد.

علائم جسمانی صبحگاهی؛ نشانه‌ای از اضطراب پنهان مدرسه

کردفلاحت بیان کرد: علائم جسمی نظیر دل‌درد، تهوع، سردرد یا احساس ضعف در کودکان گاهی می‌تواند با اضطراب مرتبط باشد. به ویژه هنگامی که این علائم بیشتر در صبح و پیش از رفتن به مدرسه بروز یابند و در روزهای تعطیل یا زمانی که کودک قرار نیست به مدرسه برود کاهش یابند، احتمال دارد که اضطراب در بروز این علائم دخیل باشد.

این روانشناس ادامه داد: با این حال، صرفاً مشاهده این علائم به منزله وجود اضطراب نیست و باید به الگوی تکرار علائم و شرایطی که آنها رخ می‌دهند توجه مستقیم داشت.

به گفته وی، ضروری است که علل جسمانی نیز مدنظر قرار گیرند. اگر علائم شدت زیادی داشته باشند یا مکرراً تکرار شوند یا با دیگر نشانه‌های جسمانی همراه باشند، بهتر است ابتدا از بعد پزشکی بررسی شوند. نکته مهم این است که بدون نسبت دادن فوری علائم جسمانی به اضطراب، شرایط روانی و محیطی کودک نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

واکنش والدین در لحظه جدایی

کردفلاحت درباره چگونگی مواجهه والدین با گریه و امتناع شدید کودک هنگام ورود به مدرسه توضیح داد: در اینگونه مواقع، مهم‌ترین نکته این است که والدین به‌خوبی و با همدلی با کودک برخورد کنند و از تقویت ترس و اجتناب او پرهیز نمایند. برای شروع، باید احساس کودک را بپذیرند و به او اطمینان دهند که می‌دانند جدایی از والد برای او دشوار است. به عنوان مثال والد می‌تواند بگوید: «می‌دانم که اکنون ناراحتی و جدایی برایت سخت است، اما مطمئنم که تو از پس آن برمی‌آیی و پس از مدرسه دنبالت می‌آیم.»

این روانشناس در پاسخ به این سوال که اگر اضطراب کودک شدید باشد، والدین باید چه واکنشی داشته باشند، گفت: نمی‌توان از کودک انتظار داشت که به یکباره و بدون احساس استرس وارد مدرسه شود. در چنین وضعیتی، بهتر است که شرایط به‌تدریج برای او آسان‌تر شود. به مثال، کودک می‌تواند در ابتدا مدت کوتاهی در محیط مدرسه بماند و به آرامی و با گذر زمان، مدت حضور او افزایش یابد. این روند می‌تواند به کودک کمک کند تا به تدریج با محیط آشنا شده و احساس امنیت بیشتری پیدا کند.

وی افزود: والدین باید از ایجاد بحث‌های طولانی با کودک پرهیز کنند و به خاطر گریه او به این نتیجه نرسند که باید او را به خانه بازگردانند. خداحافظی باید کوتاه، واضح و با آرامش انجام شود تا والد بتواند کودک را به معلم یا مسئول مدرسه بسپارد. هدف نهایی این است که کودک احساس کند ترس او مورد توجه قرار گرفته، اما در عین حال یاد بگیرد که چگونه می‌تواند این موقعیت را تحمل کند. والد باید میان همدلی و قاطعیت تعادل برقرار کند؛ به‌گونه‌ای که نه کودک را به خاطر ترسش سرزنش کند و نه از ترس او با نگه داشتن او از مدرسه، اضطرابش را تشدید کند.

انتهای پیام