ابراهیم حصاری، کارگردان و تهیهکننده مستند «فصل انگور»، در گفتوگویی با خبرنگار مهر پیرامون موضوع این اثر توضیحاتی ارائه کرد: این مستند در زمان شیوع کرونا ساخته شده است؛ زمانی که شدت بیماری به اوج خود رسیده و ترس فراوانی در جامعه حاکم بود. متأسفانه مادر من نیز به بیماری مبتلا شد. با وجود تمام مشکلات، خود را به نیشابور رساندم و به همت پدر، از بیمارستان مادر را به خانه آوردیم. حال مادر به دلیل داشتن بیماریهای زمینهای (مانند جراحی قلب و دیابت) به شدت وخیم بود و این تصمیم، به خاطر وضعیت روحی او گرفته شد.
روایت عشقی نادر در روزهای ترس و اضطراب
وی ادامه داد: بعد از انتقال مادر به منزل، پدرم مسئولیت مراقبت از وی را به عهده گرفت. بین پدر و مادر من رابطه بسیار عمیق و ویژهای وجود دارد که جدایی آنها باعث بروز یک افت عاطفی غیرقابلتصور میشود، بهخصوص در شرایط بحرانی شیوع بیماری که این وابستگی بیش از پیش نمایان میشود. پدرم در یک بازه زمانی نزدیک به بیست روز، همواره در کنار مادر بود و خوشبختانه این تصمیم مثمر ثمر واقع شد و بهبودی مادر حاصل گردید.
کارگردان مستند «فصل انگور» با اشاره به شرایط آن زمان، بیان کرد: در آن روزهای پر از ترس که مردم از هم دوری میکردند، جالب بود که پدرم با اشتیاق و رغبت به پرستاری از مادرش ادامه میداد. در حقیقت، در اوج این دوریها، پدر بهطور داوطلبانه این مسئولیت را بر عهده گرفت. از آنجا که دوربین همیشه همراهم است و به دنبال بهانههای مناسب برای ثبت فیلم هستم، زمانی که مطمئن شدم مادر در خانه تحت مراقبت او قرار دارد، تصمیم گرفتم از این دوران قرنطینه اجباری برای ضبط این تجربه استفاده نمایم. در ابتدا قصد ساخت مستند را نداشتم، اما مدتی بود که در ذهنم ایدهای برای تصویری از زندگی روزمره والدینم تحت تأثیر این بیماری داشتم؛ دغدغهای که احتمالاً بسیاری از سینماگران با آن مواجه هستند. بهتدریج شروع به فیلمبرداری کردم و پس از اتمام کار، اثر را به تعدادی از دوستان فیلمسازم نمایش دادم که با استقبال خوبی مواجه شد. به دلیل تردیدهایی که داشتم، ارسال اثر به مراحل پس تولید با کمی تأخیر انجام شد و توزیع بینالمللی آن توسط یکی از دوستان آغاز گردید. این مستند بهطور قابلتوجهی در عرصه بینالمللی موفق عمل کرده است؛ گویی دنیا به چنین ارتباطات عاطفی نیاز دارد که در حال حاضر کمتر به چشم میآید، روابطی که با خلوص نیت، ایثار و بدون توقع شکل میگیرند. شاید دلیل این امر گسترش روابط سطحی و افزوده شدن فاصلهها باشد که تمایل به دیدن داستانهای نادر را دوچندان کرده است.
صداقت میتواند به زبان جهانی تبدیل شود
حصاری در خصوص اهمیت آشنایی و تجربه در ساخت فیلم بیان کرد: اگر موفقیتی حاصل شده، به این خاطر است که سوژه را از بستری انتخاب کردهام که سالها در آن زندگی کرده و بخشی از زندگیم محسوب میشود. به نظرم یکی از مشکلاتی که دامنگیر فیلمسازان میشود (که خودم نیز در یک اثر داستانی به آن دچار شدهام) این است که با قصه و موضوعی که میسازیم، همزبان و مشترک نیستیم و میخواهیم درباره موضوعی فیلم بسازیم که تجربه آن را نداریم؛ فقط یک داستان جذاب پیدا کردهایم و تصمیم به ساخت میگیریم. شناخت فضای قصه و شخصیتهای آن یکی از بزرگترین دلایل موفقیت در ایجاد ارتباط با مخاطبان است.
وی همچنین افزود: وقتی فرد در بیان خود صداقت داشته باشد، این صداقت میتواند به زبان مشترکی در سطح جهانی تبدیل شود. وقتی درباره عشق صحبت میکنیم، عشق خود به نوعی یک زبان جهانی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی با مخاطب ارتباط بهتری برقرار میکند. مهمترین اولویت این است که ابتدا با خودمان و سپس با موضوعی که انتخاب کردهایم، صادق باشیم؛ در این صورت، داستان بهطور خودکار مسیرش را پیدا خواهد کرد.
مستند هنوز از نگاه مسئولان جدی گرفته نمیشود
این کارگردان درباره وضعیت اکران این مستند اظهار داشت: بسیار مایل هستم که فیلم بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. جشنواره فضای رقابتی و جذابی دارد و دریافت جوایز طعمی شیرین دارد، اما بعد از آن از خود سوال میکنید «خب، چه فایدهای؟» من اثری تولید کردهام که باید با جامعهای از مردم ارتباط برقرار کند و دیده شود. وقتی در کشور خودم این ظرفیت برای نمایش و اکران وجود ندارد، این موضوع باعث دلسردی میشود. در سالهای اخیر، پلتفرمها و برخی شبکهها تا حدودی این مشکل را برطرف کردهاند، اما مستندسازان همچنان با این چالش روبهرو هستند. مستند بهعنوان یک ژانر سینمایی جذاب، هنوز نه از نظر مقامات و نه از دید مخاطبان بهطور جدی مورد توجه قرار نگرفته است. من دوست دارم فیلم در مکانهایی به نمایش گذاشته شود که دامنه وسیعتری از مخاطبان را جذب کند، اما در رابطه با این مسئله هنوز پاسخی ندارم.
حصاری در پایان افزود: برای دیده شدن اثر، نیاز به یک اراده حاکمیتی وجود دارد. درست همانطور که گروه «هنر و تجربه» زمانی به خوبی فعالیت میکرد و تجربهای موفق از خود بر جای گذاشت، باید محلها و فضاهایی برای سینمای مستند نیز فراهم گردد تا فیلمسازان بتوانند آثار خود را بدون نیاز به التماس برای مخاطبان مشتاق عرضه کنند. امیدوارم پلتفرمها نیز رویکرد بروکراتیک خود را تسهیل کنند. متأسفانه، نام افراد و برندها در پلتفرمها بسیار تعیینکننده و تأثیرگذار هستند. یعنی اگر فیلمی با کیفیت داشته باشید اما ناشناخته باشید، حتی اگر بخواهید بدون هیچگونه انتظاری آن را عرضه کنید، کار بسیار دشواری پیش رویتان خواهد بود.
نظرات کاربران