تیم ملی فوتبال ایران که در گذشتهای نه چندان دور به عنوان قدرت برتر فوتبال آسیا شناخته میشد، اکنون به اندازهای ضعیف شده که گویی در تلاش است تا ادعای قهرمانی کند. مدیریت ناکارآمد مانع از ارتقاء زیرساختهای ورزشی و به ویژه در زمینه فوتبال شده و این کشور را به نقطهای از عقبماندگی رسانده است. انتخاب قلعهنویی به عنوان سرمربی، نه تنها به افت کیفیت فنی منجر شده، بلکه این تیم را از داشتن یک پشتوانه قوی برای آینده نیز محروم کرده است.
ما در آسیا حرفی برای گفتن نداریم
پیش بردن چنین ادعایی که ایران هنوز یک قدرت فوتبال در آسیا است، نوعی فریب است که مسئولان برای حفظ موقعیت خود ارائه میکنند. این مسئله به قدری واضح است که نیازی به تخصص خاصی ندارد؛ فاصله فوتبالی ایران با تیمهای پیشرفتهای مثل کره جنوبی و ژاپن به قدری زیاد شده که در حال حاضر غیرقابل انکار است. این امر به استثنائات مربوط نمیشود؛ اما به لحاظ اصولی، شکاف بین فوتبال ایران و این دو کشور به شدت عمیق شده و به سختی میتوان انتظار جبران این فاصله را در آینده نزدیک داشت. این مسأله نیازمند پیشرفت و توسعه بنیادی در ساختارهای مدیریتی و ورزشی است که در ایران شاهد عقبگرد روزافزون آن هستیم، در حالی که کشورهایی مانند کره جنوبی و ژاپن از آیندهنگری 20 ساله و عملی در این زمینه برخوردارند. به اختصار، ما در مقایسه با کشورهایی در شرق آسیا، به ویژه کره جنوبی و ژاپن، از نظر فوتبالی و زیرساختی از عقب هستیم.
وضعیتمان در غرب آسیا نیز نامناسب است
اگر بخواهیم تیمهای ژاپن و کره جنوبی را به دلیل پیشرفتهای استثنائیشان جدا کنیم، باید بگوییم که ایران در منطقه غرب آسیا نیز از رقبا عقب مانده است. در گذشته، هیچ کشوری در این منطقه قادر به رقابت با فوتبال ایران نبود، اما حالا عربستان و به نوعی قطر با تاکید بر ایجاد زیرساختهای مناسب و توجه به فوتبال به عنوان یک پدیده اجتماعی، به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافتهاند. حالا نمیتوان انتظار داشت که تیم ملی فوتبال ایران به راحتی با این کشورها رقابت کند. جالب اینجاست که این کشورها با سرمایهگذاریهای کلان در فوتبال، جذابیت بیشتری برای ستارههای بزرگ جهانی مانند کریستیانو رونالدو ایجاد کردهاند که سالهاست در عربستان بازی میکند و نه تنها به ارتقای سطح کیفیت لیگ این کشور کمک کرده بلکه به جذب بهترین مربیان دنیا نیز منجر شده است. به وضوح مشخص است که در این شرایط، حتی با وجود قدرت انسانی شاید محدود عربستان و قطر در مقابل ایران، خروجی فوتبالشان به وضوح از تیم ملی ایران جلوتر خواهد بود.
آسیای میانه را هم در دست از دست دادهایم!
مشکل تنها به عدم توانایی در رقابت با تیمهای شرق و تا حدودی غرب آسیا محدود نمیشود؛ زیرا به واسطه مدیریت مهدی تاج و آموزههای فنی امیر قلعهنویی اکنون حتی نمیتوانیم با ازبکستان که در آسیای میانه قرار دارد، رقابت کنیم. این یکی از تازهترین ناکامیهایی است که ترکیب تاج و قلعهنویی بر سر فوتبال ایران گذاشتهاند، زیرا در ساختاری معقول، ازبکستان شرایط بهتری نسبت به ما ندارد، اما با مدیریتی درست و استخدام مربیانی بر اساس شایستگی، نه تنها در تیمهای پایه بلکه در تیم ملی بزرگسالان خود هم تحولی قابل توجه به وجود آوردهاند. به همین دلیل، ازبکها به جای فرستادن تیم زیر 23 سال به بازیهای آسیایی، اقدام به اعزام تیم زیر 21 سال میکنند و بازیکنان زیر 23 سال را با دعوت فابیو کاناوارو به تیم ملی بزرگسالان دعوت میکنند تا آیندهشان تضمین شود. در ایران، اما تاج به باشگاهها فشار میآورد که بازیکنان زیر 23 سال را به حسین عبدی تحویل دهند، لیگ را برای آنها تعطیل میکند و امیر قلعهنویی در حالی که حتی نمیداند تغییر نسل به چه معناست، میگوید تیم ملی جایی برای جوانان ندارد و باید تغییر نسل را به کار گیرد. پیامد این وضعیت مشابه است؛ حسین عبدی با تعدادی از ستارههایش مقابل کره شمالی که حتی شانس حضور در رقابتهای بینالمللی را ندارد، شکست میخورد و قلعهنویی با استفاده از بازیکنان باتجربهاش مواجههای سنگین را از جوانان ازبکستان متحمل میشود.
نظرات کاربران