محسن هاشمی - متخصص فرهنگی - در یادداشتی که به ایسنا ارائه داده، به این نکته اشاره کرده است: «به اطلاعم رسید که مدیران سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تصمیم به دمونتاژ مجسمه ارزشمند آنیاس وایلدر (صندلی بلند) گرفته‌اند و این اثر را از باغ‌موزه هنر ایرانی جمع‌آوری کرده‌اند. آنیاس وایلدر این اثر را در سال ۱۳۸۶ ش/۲۰۰۷ م در بوستان چیتگر به اجرا درآورد و سپس در سال ۲۰۱۶ در بلژیک و در مقابل کاخ سن اف نصب کرد. آیا واقعاً وقتی یک اثر هنری مجدداً مونتاژ یا جابه‌جا می‌شود، تنها یک مجسمه بریده یا جابجا شده است؟

باغ‌موزه هنر ایرانی در زمستان ۱۳۸۵ با ایده‌ای مهم شکل گرفت: نجات یک خانه باغ از سرنوشت مخرب تخریب و بازسازی و تبدیل آن به فضایی برای احیای هنر و فرهنگ. «باغ ایرانی» تنها عنوانی زیبا برای یک مکان نباید باشد؛ بلکه باید به عنوان فلسفه‌ای در جهت نگهداری از یک فضای تاریخی و ایجاد ارتباط میان گذشته و حال هنر ایران مورد استفاده قرار گیرد.
همزمان، تهران در حال آماده‌سازی برای نخستین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه‌سازی شهری بود؛ رویدادی که در آن ۲۲ هنرمند از ۱۲ کشور جهان حضور داشتند. در این فواصل، مدل‌هایی از بناهای تاریخی فراموش‌شده ایران، به سرپرستی زنده‌یاد رضا یحیایی، بازسازی شده و در این باغ نصب گردید.

هدف از تأسیس باغ‌موزه از همان ابتدا چیزی فراتر از یک باغ با تعدادی اثر هنری بود؛ هدف آن تبدیل به بخشی از حافظه فرهنگی تهران بود.
بعد از اتمام سمپوزیوم، چند اثر مهم به این باغ منتقل شد؛ با هدف حفاظت از آثاری که مربوط به یک رویداد مهم بین‌المللی بودند و به نمایش گذاشتن این واقعیت که هنر ایرانی می‌تواند به دنیای هنرهای جهانی ارتباط برقرار کند، برخلاف تفکرات بسته و خودبسند.

اما اکنون خبری منتشر شده مبنی بر اینکه مجسمه «صندلی بلند» اثر آنیاس وایلدر، هنرمند ایرلندی، به دلیل دستور مدیران جدید کلاً دمونتاژ و به انبار منتقل شده است. اگر این خبر حقیقت داشته باشد، موضوع تنها مختص به سرنوشت یک مجسمه نیست. این موضوع بازتابی از نظرگاه ما به میراث فرهنگی و هنری شهر است.

آنیاس وایلدر این اثر را در تهران اجرا کرده و طبق اطلاعات موجود، نمونه‌ای از آن را در سال ۲۰۱۶ (۹ سال بعد از نخستین اجرا در تهران) در ورودی کاخی در بلژیک مجدداً به اجرا درآورده است. لذا وجود این مجسمه در باغ‌موزه تنها یک شیء هنری نیست؛ بلکه بخشی از یک روایت فرهنگی و هنری است که تهران را به جهان متصل می‌کند.

آثار هنری گاهی نماینده یک رویداد ویژه، گاهی مدرکی از یک دوره وگاه به عنوان شاهدی برای نگاهی فرهنگی عمل می‌کنند. نمی‌توان با این آثار همانند مبلمان اداری برخورد کرد که با تغییرات مدیریتی جابجا یا انبار شوند. موزه هرگز نمی‌تواند به انباری ساده تبدیل شود؛ بلکه مکانی است که اشیاء در آن معنا و مفهوم پیدا می‌کنند. ارزش یک اثر صرفاً به متریال، اندازه یا قیمت آن مربوط نمی‌شود؛ بلکه در داستانی نهفته است که آن اثر با خود به همراه دارد.

مدیران به نوبت می‌آیند و می‌روند، اما حافظه موزه نباید با هر تغییر مدیریتی تجدیدنظر شود. اگر یک مدیر تصمیم به جابه‌جایی یک اثر می‌گیرد، این سؤال اساسی مطرح می‌شود: بر اساس کدام مستندات کارشناسی؟ با چه پژوهش و جزئیات؟ و بر چه مبنای ملاحظات حفاظتی در زمینه هنری و موزه‌ای؟ و مهم‌تر از همه، آیا این تصمیم با فلسفه تأسیس باغ‌موزه همخوانی دارد؟ باغ‌موزه هنر ایرانی به هدف جلوگیری از تخریب و حفظ یک فضای فرهنگی تاسیس شد. بخشی از هویت آن نیز از همان آغاز در پیوند بین هنر ایرانی و جهانی تعریف شده است. امروز باید مراقب باشیم که این شناسنامه به آرامی محو نشود؛ نه از طریق تخریب، بلکه از طریق حذف تدریجی نشانه‌های تاریخی آن.

شاید لازم باشد که مسئولان فرهنگی شهرداری قبل از اتخاذ هر تصمیم جدید درباره آثار این باغ، بار دیگر به نقطه آغاز برگردند و از خود بپرسند: ما چرا این باغ را ساختیم؟ اگر پاسخ به حفظ باغ، هنر و حافظه فرهنگی شهر مربوط می‌شود، آنگاه هر تصمیم درباره آثار باید در راستای همین سه مفهوم قرار گیرد. زیرا گاهی با جداسازی یک مجسمه، تنها یک اثر را از هم نمی‌پاشیم! بلکه بخشی از حافظه یک شهر را نیز از این هم می‌گسلیم.»

پیگیری‌های ایسنا از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در مورد سرنوشت مجسمه «صندلی بلند» هنوز به نتیجه‌ نرسیده است.

انتهای پیام