به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» نوشت: رد پیشنهاد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در حاشیه نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل، پرسش‌های زیادی را درباره دلایل این تصمیم و تعویق مذاکرات تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر مطرح کرده است.

پیشنهاد ایران شامل توقف یک‌هفته‌ای اقدامات خصمانه در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، و پس از آن بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی بین‌المللی بود. این پیشنهاد همچنین اجرای همان بندهایی را دربرمی‌گرفت که در تفاهم میان آمریکا و ایران پس از مذاکرات اسلام‌آباد مطرح شده بود؛ از جمله رفع محاصره تمامی بنادر ایران، آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و لغو تمامی تحریم‌های نفتی علیه تهران.

پزشکیان برای نشان دادن جدیت ایران در اجرای این پیشنهاد و پایبندی به تمامی مفاد آن اعلام کرد که آیت الله مجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، با این طرح موافقت کرده و این ابتکار با هماهنگی کامل او ارائه شده است.

روشن‌ترین و شاید منطقی‌ترین توضیح برای رد این پیشنهاد از سوی ترامپ، خشم شدید او از «ضربه سنگینی» است که رئیس‌جمهور ایران با رد پیشنهاد دیدار با او، وارد کرد؛ دیداری که قرار بود به توافقی برای پایان جنگ منجر شود و ترامپ را در جایگاه «مرد صلح» قرار دهد؛ اقدامی که می‌توانست بخشی از محبوبیت رو به افول او را احیا کند و به حزب جمهوری‌خواه برای جلوگیری از شکست در انتخابات و حفظ اکثریت خود در سنا و مجلس نمایندگان کمک کند.

 

ترامپ حساب ویژه‌ای روی دیدار با رئیس‌جمهور ایران باز کرده بود و به همین دلیل از تصمیم قبلی خود برای ندادن روادید ورود به آمریکا به پزشکیان و هیأت همراهش، مشابه تصمیمی که درباره محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، گرفته بود، عقب‌نشینی کرد. هدف ترامپ این بود که از این دیدار به‌عنوان مسیری برای خروج از جنگ ایران استفاده کند؛ جنگی که، دولت آمریکا در تحقق اهداف اصلی خود، از جمله تغییر نظام سیاسی ایران و نابودی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی این کشور، ناکام مانده است.

اما آنچه ترامپ از آن غافل بود، این است که رئیس‌جمهور ایران تصمیم‌گیرنده نهایی در کشور نیست و نهادی عالی به فرماندهی رهبر انقلاب، سیاست‌ها و تصمیمات کلان کشور را هدایت می‌کند؛ نهادی که رهبران نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران را دربرمی‌گیرد.

اکنون این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که ترامپ در پنج هفته باقی‌مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه خواهد کرد، به‌ویژه در قبال جنگ ایران؟

ادامه وضعیت کنونی بدون دستیابی به توافقی برای پایان جنگ، یا تلاش برای حل‌وفصل آن از طریق نظامی، هر دو می‌تواند برای ترامپ پرهزینه باشد. ادامه جنگ و شکست در دستیابی به نتیجه موردنظر، به تداوم کاهش محبوبیت ترامپ و تضعیف موقعیت حزب جمهوری‌خواه در انتخابات منجر خواهد شد و حتی ممکن است پیامدهای سیاسی و حقوقی بیشتری برای رئیس‌جمهور آمریکا به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر، توافق صلح مستلزم ارائه امتیازاتی به ایران و پذیرش بخش عمده یا حتی تمامی شروط تهران خواهد بود؛ از جمله تقویت نظام سیاسی ایران پس از ناکامی در سرنگونی آن از طریق اقدام نظامی و پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.

عطوان در همین زمینه به نقشه‌ای از تنگه هرمز اشاره می‌کند که ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» منتشر کرده و نام «خلیج ترامپ» را بر آن گذاشته بود.

با این حال، به اعتقاد نویسنده، امکان دستیابی به توافقی وجود دارد که ترامپ بتواند آن را به‌عنوان یک «پیروزی» معرفی کند و مدعی شود که اهداف آمریکا در جنگ محقق شده است.

به نظر می‌رسد شانس دستیابی به توافق برای پایان جنگ در حال کاهش است و گزینه نظامی بیش از گذشته در دستور کار قرار گرفته است. ترامپ ممکن است در هفته‌های آینده به اقدام نظامی روی آورد، زیرا آن را تنها گزینه باقی‌مانده خود می‌بیند؛ هرچند این گزینه نیز خطرناک و نتیجه آن نامطمئن است.

این در حالی است که، پس از هفت ماه درگیری، اقدامات نظامی نتوانسته به اهداف موردنظر آمریکا دست یابد و حتی نتیجه‌ای معکوس داشته است؛ چراکه ایران همچنان برنامه هسته‌ای و توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و به تقویت آنها ادامه داده است.

عطوان در ادامه می‌نویسد که ساختار حاکم ایران به این جمع‌بندی رسیده است که احتمال بازگشت تهران به گزینه نظامی افزایش یافته و به همین دلیل سطح آمادگی‌های خود را بالا برده است.

 

ایران همچنین تهدید کرده است که در صورت تشدید جنگ، دامنه جغرافیایی درگیری‌ها را گسترش خواهد داد و ناوهای هواپیمابر و کشتی‌های جنگی آمریکا را نه‌تنها در دریای عرب و دریای سرخ، بلکه در اقیانوس هند نیز هدف قرار خواهد داد.

عطوان مدعی است ایران ممکن است با کمک چین و روسیه، چه از طریق استفاده از تسلیحات جدید و چه با بهره‌گیری از داده‌های ماهواره‌ای یا ترکیبی از هر دو، از تمامی خطوط قرمزی که از آغاز جنگ رعایت کرده است عبور کند.

به نوشته این تحلیلگر، رد دیدار با ترامپ از سوی مسعود پزشکیان و آنچه او «تحقیر ترامپ در برابر جهانیان» توصیف می‌کند، ممکن است به نقطه‌ای تعیین‌کننده در جنگ تبدیل شود؛ اقدامی که به باور نویسنده، با محاسبه‌ای دقیق از سوی ساختار حاکم ایران انجام شده است.

عطوان در پایان این رویکرد را نشانه نگاه بلندمدت تهران به جنگ و مدیریت آن در سه عرصه نظامی، سیاسی و اقتصادی می‌داند و می‌نویسد: «روزها همه‌چیز را روشن خواهند کرد.»

انتهای پیام/