سید عبدالرحیم موسوی، جوانی که یک بار در سال ۱۳۵۸، زندگی ساخته شده و روبراه خود در قم را بدرود گفته بود تا به دانشگاه افسری ارتش در تهران ملحق شود، این بار در انتهای دوره تحصیل علم نظامی گری، با درجه سروانی و رسته توپخانه از دانشگاه فارغ التحصیل شده است و قرار است محل خدمت خود برای ادامه مسیر سربازی وطن را انتخاب کند (حق انتخابی که ارتش به عنوان یک امتیاز به دانشجویان ممتاز هر دوره می دهد!). مرکز آموزش توپخانه اصفهان گزینه محتمل و معقولی است که هم‌قطاران انتظار دارند وی برگزیند. محیطی آموزشی و علمی در مرکز کشور، به دور از خط مقدم و مناسب روحیه تربیتی، آموزشی و علمی سید رحیم.

انتخاب سروان موسوی اما کمی غافلگیرانه بود، لشگر ۲۸ کردستان! یگانی در دل آتش جنگ، در جبهه پیچیده و چند وجهی غرب. این نقطه، نقطه عزیمت و سفر دوباره قهرمان یک قصه بود. این بار به زندگی مهیا در تهران پشت می کند، زن و فرزند را تنها می‌گذارد و عازم آتشبار دوم گردان ۳۵۸ لشگر ۲۸ ارتش می شود. تجربه فرماندهی شهید سپهبد موسوی در این یگان عملیاتی و در سرمای استخوان سوز ارتفاعات و دره های کردستان شروع شد، تجربه ای که ۸ سال به درازا کشید.

به گواه فرماندهان و همرزمان آن روزها، آتشبار سروان موسوی، جای ویژه ای در گردان بود. آتشباری که در کنار اراده‌های توپ برد بلند و متوسط، گلوله ها و مهمات توپخانه، یک قلب تپنده داشت. سربازان وظیفه‌. سربازانی که در میان آنها شیعه، اهل سنت و حتی ارمنی خدمت می کردند. اصفهانی، تهرانی، آذری، کرد، لر و ... . می‌توان گفت یک ایران کوچک بود. ایرانی که سربازانش با همه تفاوت‌هایشان، برای یک هدف بالاتر، با یکدیگر و با فرمانده‌ جوانشان (همو که دهه ها بعد در قامت رییس ستادکل نیروهای مسلح، زیر بمباران جنگ ۱۲ روزه در قاب رسانه ظاهر شد و او هم خود را سرباز ایرانی نامید) هم قسم شده بودند! عهد بسته بودند تا پای جان از خاک وطن دفاع کنند.

اکنون در سالگرد شروع دفاع مقدس هشت ساله، کتاب خاطرات همین سربازان از دوران رزم در آتشبار سید الشهدای نیروهای مسلح، سپهبد موسوی با همین نام یعنی «سربازان آتشبار دوم گردان ۳۵۸» منتشر شده است. این نوشته ادای احترامی است به سربازان این کتاب و هزاران کتابی که درباره سربازان وطن نوشته نشده اند. سربازانی که اگرچه لفظ «وظیفه» در انتهای عنوان آنها می‌آید اما سرانجام تاریخ روزی گواهی خواهد داد که همگی با قلب‌هایشان و با روحی داوطلبانه عازم مرزهای دفاع از کشور شدند و از خودگذشتگی‌ها نمودند.

از خود گذشتگی‌هایی که به برخی از آنها در این کتاب اشاره شده است؛ از جمله نیمه شبی که فرمانده، داوطلب خواست تا در تاریکی به دل نیروهای دشمن بزنند و توپ جا مانده را به خط آتش خودی بازگردانند، ماموریتی که احتمالا بدون بازگشت بود یا ظهر روزی که سرباز دیدگاه توپخانه، گرای محل استقرار خودش را به آتشبار داد تا خود را فدای دیگران کند و... .

دفاع مقدس، نمایشگاهی از یک‌دلی اقشار مختلف خاک مقدس ایران بود. برخی از این اقشار از جمله سربازان وظیفه ارتش کمتر دیده شده و به آنها پرداخته شده است. اگرچه شهید موسوی عدم قدردانی دنیایی را پر سود و تاجرانه برای ایشان می‌دانست و مطابق آموزه های اعتقادی‌اش، ایمان داشت کار مقدسی که توسط خلق خدا دید نشود و پاداش داده نشود، ستاره درخشانی خواهد شد در کارنامه اخروی انسان، اما وظیفه این نوشته کوتاه، ادای دین است به سربازانی که دنبال دیده شدن نبودند.... تعظیم به مفهوم بلندی به نام «سرباز ایرانی»...

به گزارش ایرنا کتاب سربازان آتشبار دوم گردان ۳۵۸ به قلم علی حسین احمدی در ۶۰ صفحه توسط انتشارات آتشبار منتشر شده است.