در گزارشی که خبرآنلاین از سایت تابناک نقل کرده است، رسایی ضمن ابراز نظر خود، به این نکته اشاره می‌کند که حکم صادره با رویه‌های معمول همخوانی ندارد و برای تأیید ادعای خود به پرونده‌هایی مراجعه می‌کند که خود به‌عنوان شاکی علیه دیگران مطرح کرده است. اما این قیاس‌ها نمی‌توانند ماجرا را دگرگون کنند. اگر ایرادی به حکم موجود وارد است، موضوع بحث باید به استدلال‌های قانونی و مستندات پرونده برگردد و نه اینکه محکومیت را به یک روایت شخصی از «رویکرد متفاوت» تبدیل کنیم.

نکته جالب‌تر این است که رسایی همزمان دو نظر متضاد را مطرح می‌کند؛ از یک سو اظهار می‌کند که «من چه نقشی دارم که به قوه قضائیه فشار وارد کنم» و از سوی دیگر همان حکم را به‌عنوان «سیاسی» و «غیرحقوقی» توصیف می‌کند. این اقدام به چالش کشیدن رأی و شیوه صدور آن ایرادی ندارد! در اینجا است که گلایه‌های حقوقی به تدریج جای خود را به مظلوم‌نمایی می‌دهد.

رسایی سپس برای تبیین دیدگاه خود به فضای سیاسی کشور، از «وفاق» میان سران قوا سخن به میان می‌آورد و ادعا می‌کند که در موضوعاتی مانند عدم اجرای قانون حجاب و عفاف، تعطیلی مجلس و حتی مذاکرات، میان رهبران قوا توافق و هماهنگی خاصی وجود داشته است. ولی حتی اگر این ادعاها به بحث‌های سیاسی مربوط باشد، ارتباط دادن آنها به پرونده شخصی رسایی بیشتر به تغییر زمین بازی شباهت دارد؛ به ‌جای پاسخ‌گویی به یک حکم خاص، ایشان پرونده را به هم مجموعه‌ای از اختلافات و شکایت‌های سیاسی متصل می‌کند.

او همچنین در این میان به مسائلی چون ماجرای عذرخواهی، هفته‌نامه ۹ دی، مشاوران رسانه‌ای و پرونده‌های دیگر اشاره می‌کند؛ به‌نظر می‌رسد هرچه حواشی بیشتری مطرح شود، اهمیت اصل پرونده کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما دقیقاً ایراد حقوقی به رأی چیست و مستند آن در کجا قابل مشاهده است؟

17302