بر اساس گزارشی که خبرآنلاین منتشر کرده، روزنامه اعتماد اظهار داشته است: در مواجهه با تهدیدات خارجی و فشارهای روزافزون، باید مانع از آن شد که قدرت تصمیمگیری از نهادهای رسمی و معتبر به دست افراد خودسر و تریبونهای نامحدود منتقل شود.
چنانچه هر فردی خود را مجاز بداند که به هر دلیلی به قوانین بیتوجهی کند و در پی حذف و سرافکندگی رقبای خود باشد، عواقب آن کاهش انسجام ملی و افزایش شکافهای اجتماعی خواهد بود. این موقعیت، بدون تردید به سود دشمنانی است که به دنبال تشدید اختلافات، تضعیف وحدت ملی و ایجاد بیثباتی در کشور هستند.
تجربه جنگ نیز نشان میدهد که نباید موضوع نفوذ و فعالیتهای شبکههای اطلاعاتی بیگانه را سادهانگاری کرد. با این حال، باید در نظر داشت که میان این واقعیت و نسبت دادن هر نوع رفتار افراطی به عوامل بیگانه، فاصله زیادی وجود دارد و نمیتوان بدون ارائه دلایل قانعکننده، چنین ادعایی را مطرح کرد. نگرانی اصلی آن است که حتی رفتارهای خودسرانه و تفرقهافکنانه که از باورها و انگیزههای داخلی نشأت میگیرند، به شکلگیری همان شکافهایی کمک میکنند که دشمن میتواند از آن سود ببرد. بنابراین، حفظ هوشیاری امنیتی باید همزمان با عقلانیت سیاسی و انسجام اجتماعی ادامه یابد؛ چرا که هر اقداماتی که به اعتماد عمومی و اتحاد داخلی آسیب بزند، کشور را در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر خواهد ساخت.
شاید برخی افراد با مذاکرات مخالف باشند و استدلالهای خود را نیز داشته باشند. مخالفت سیاسی از حقوق هر شهروندی است. اما نباید مخالفت با سیاست خارجی مجوزی برای ارسال پیامهای منفی و توهین به مسئولان، یا تهدید و فشار خیابانی باشد. اگر قرار باشد هر گروهی که با تصمیمات مخالف است، خود را مجاز بداند که قوانین را نادیده بگیرد و به مسئولان کشور توهین کند، دیگر تفاوتی میان اعتراضات قانونی و رفتارهای خودسرانه وجود نخواهد داشت.
هیچ دولتی نمیتواند از دیپلماسی بینیاز باشد. ممکن است در مورد نتایج مذاکرات اختلاف نظر وجود داشته باشد، و درباره خطوط قرمز، امتیازات، هزینهها و منافع میتوان بحث کرد، اما دیپلماسی باید دارای یک صدا و رویکرد رسمی باشد. نمیتوان درعین حالی که دولت مسئولیت را بر عهده دارد، به هر گروهی اجازه داد که مسیر دیگری برای سیاستهای خارجی مشخص کند. با گذشت 15 ماه از تجاوز دشمن، هنوز هیچ افق روشنی برای پایان این جنگ وجود ندارد. تهدیدها همچنان ادامه دارند و احتمال شروع عملیاتهای وسیعتر، سایه جنگ را همچنان بر منطقه سنگین نگه داشته است.
بدیهی است که در چنین وضعیتی باید تمرکز خود را معطوف به تقویت ظرفیتهای داخلی کشور کنیم تا توانایی و انسجام لازم برای دفاع از خود و حفظ یکپارچگی ملی را داشته باشیم و این آمادگی را در شرایط جنگی طولانی و فرسایشی حفظ نماییم. واقعیت تلخ جنگهای طولانی این است که این نبردها لزوما با شکست یکی از طرفین یا توافق سریع به پایان نمیرسند. هر چه جنگ به درازا بکشد، ذینفعان بیشتری پیدا میکند، جامعه به شرایط جنگ عادت میکند، و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ دشوارتر میشود و فرصتهای میانجیگری و مصالحه یک به یک از دست میروند.
اگرچه این سرنوشت قطعی جنگ کنونی نیست، اما احتمال ادامه آن خطر ورود به چنین چرخهای را افزایش میدهد. بنابراین ایستادگی و حفظ انسجام ملی و پرهیز از تفرقه اهمیت ویژهای دارد. آنچه در حال حاضر در زمینه داخلی ایران دیده میشود، غلبه بر ستیز به جای همکاری، وجود شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی و فقدان یک راهبرد جامع و توافقی برای عبور از اوضاع دشوار است. وحدت با شعار بهدست نمیآید.
نمیتوان از مردم خواست که متحد باشند، در حالی که قانون بهصورت گزینشی اجرا میشود. وحدت زمانی شکلمیگیرد که شهروند احساس کند حکومت حامی اوست و قوانین بهطور برابر برای همه مصداق دارند. تمام حکومتها با چالش اعتماد عمومی، قانون، مشروعیت، امنیت و رضایت اجتماعی روبرو هستند. میتوان از تجارب آنها آموخت، بدون اینکه هویت و ارزشهای خود را نادیده بگیریم.
امروز بیشتر از هر زمان دیگری به احیای قدرت قانون نیاز داریم. کشور در شرایطی نیست که بتواند تبعات سردرگمی در تصمیمگیری و اقدامات خودسرانه را تحمل کند. باید با یک تصمیم قاطع، مرزها روشن شود که هیچکس، تحت هیچ عنوان و با هر ادعایی، حق ندارد خود را بهجای قانون و نهادهای مسئول قرار دهد و اختیار کشور را به دست افرادی خودسر بسپارد.
17302
نظرات کاربران