وي مي‌گويد: در رفتار مديران اقتصادي كشور بايد عقلانيتي حاكم باشد كه نيست. بلكه در عوض رفتاري ضد توليد حاكم است و بزرگ‌ترين حمله‌ها به سمت توليد است. مثال در زمان تصويب بودجه امسال در مجلس براي كاهش وابستگي درآمدهاي دولت به نفت، از افزايش ماليات و عوارض و... صحبت شد. اين ماليات را چه كساني بايد بدهند؟ همان ۲۰ درصدي كه در توليد نقش دارند! من اعتقاد دارم در كنار نگاه مديريتي، بايد نگاه فرهنگي را نيز تغيير داد. نگاه دولت به بخش توليد اين است كه از آن كسب درآمد كند اما در عين حال به تعهداتي كه دارد، پايبند نيست.
پديدار درباره اينكه شيوه مديريتي حاكم بر مناطق آزاد ايران را چگونه ارزيابي مي‌كنيد توضيح داد: شيوه‌اي سنتي كه نمي‌تواند خود را با نگاه نوين و ارتباط جهاني تطبيق دهند. براي مناطق آزاد و ويژه اقتصادي ما پيش‌بيني شده بود كه بخشي از توسعه و سهم صادرات را در صنايع تبديلي ببينيم، اما در عمل چقدر توانستيم در اين عرصه موفق شويم؟ ما چه كمكي به صنايع تبديلي در مناطق آزاد كرديم؟ هيچ. اين كمك با وام ريال و ارزي مي‌توانست اتفلاق بيفتد اما اين حمايت‌ها وجود نداشت. يكي از اهداف گسترش صنايع تبديلي، صادرات هم بود اما وقتي حمايتي نشد، تبديل به واردات شد. يعني كالايي كه قرار بود صادر شود و ارزآوري داشته باشد، عملا ارزبري نداشت نه ارزآوري. در حال حاضر اگر بخوهيم سهم مناطق آزاد نجاري را در اقتصاد زياد كنيم لازمه‌اش اين است كه به نيروهاي خلاق و جوان اين امكان را بدهيم تا از زمين مجاني يا زميني با اجاره پايين استفاده كنند، تسهيلات ريالي و مالي دراختيارشان بگذاريم تا در صنايع تبديلي، صنايع تكميلي و صنايع‌هاي تك‌ سرمايه‌گذاري شود. به برنامه ۲۰۲۰ مالزي يا اقتصاد تركيه توجه كنيد كه چه اتفاقي افتاده و چه روندي را طي كرده‌اند. ما بايد از تجربيات ديگران استفاده كنيم. اين موانع را برطرف كنيم و بعد به ارزآوري برسيم. مناطق آزاد بهترين جايي است كه مي‌تواند ارزآور باشد.
پديدار درباره سهم صادرات غيرنفتي به لحاظ عدد، رقم، محتوا و نقش مناطق آزاد در اقتصاد يادآور شد: ۶۰ درصد اقتصاد ما همچنان درآمد نفتي است و حتي روي ميعانات و پتروشيمي هم كار خاصي انجام نمي‌شود. از آن ۴۰ درصد باقيمانده هم اگر سهم انرژي را كم كنيم، سهم نفت از ۶۰ درصد بالاتر مي‌رود. ما دچار تناقض شده‌ايم. ما در قانون و مديريت تناقض داريم. هر وقت دچار مشكل مي‌شويم به جاي برطرف كردن مشكل به فكر نوشتن قانون جديد مي‌افتيم. اين خيلي خطرناك است. ضرورت ندارد براي برطرف كردن هر مانع، قانوني بنويسيم. بايد براي حل مشكلات دستورالعمل پيدا كرد. اگر حاكميت عقلي بر حاكميت هيجان غلبه داشته باشد ما اينقدر با هيجان قانون نمي‌نويسم بلكه در عوض، اگر در مناطق آزاد، گروهي با برنامه و آينده‌نگري طرحي را شروعه كرد در اولويت قرار مي‌گيرد. چون خلاق و مولد است و بايد براي او فرصت‌سازي كرد. خيلي از تهديدها مي‌تواند زمينه فرصت باشد. در مناطق ازاد و صنايع غيرنفتي هم بايد بتوانيم از ظرفيت‌هاي خود استفاده كنيم.