فرارو- وضعیت کنونی ایران و آمریکا به مرحلهای پیچیده و چند وجهی وارد شده است، بهطوریکه در حال حاضر نمیتوان جنگ، فشارهای اقتصادی و گفتوگو را بهعنوان سه جنبه جدا از هم در نظر گرفت. این سه عامل در کنار یکدیگر، جزئی از یک بازی فشرده بهمنظور تغییر محاسبات طرف مقابل محسوب میشوند؛ در این بازی، واشنگتن از سویی به ازسرگیری حملات تهدید میکند و از سوی دیگر، به ادامه گفتوگو نیز اشاره میکند. تهران نیز با تأکید بر آمادگی خود برای مقابله با هر گونه تعرض جدید، در عین حال درهای دیپلماسی را بهطور کامل نپوشیده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز تصریح داشته است که تهران نه تنها برای رویارویی با جنگ آماده است، بلکه همچنان ظرفیتهای دیپلماتیک خود را حفظ کرده است.
به گزارش فرارو، با این حال، سوال اصلی در شرایط فعلی این است که آیا ایران و آمریکا مجدداً به میز مذاکرات بازخواهند گشت یا نه. پرسش کلیدیتر این است که موضوعات مذاکراتی چه خواهند بود و آمریکاییها تا چه اندازه آمادهاند که خواستههای خود را پیش ببرند؟ این مسئله یکی از اصلیترین موارد اختلاف میان تهران و واشنگتن به شمار میرود. ایران قصد دارد که گفتگوها عمدتاً معطوف به مسائل تنگه هرمز، وضعیت محاصره دریایی و پیامدهای آن محدود شود، در حالی که آمریکا و واسطهها بر تبدیل پرونده هستهای به محور اصلی هرگونه توافق احتمالی اصرار دارند.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا نقطه فشار؟
در این راستا، تنگه هرمز بیشتر از آنکه تنها یک مسیر دریایی باشد، به یکی از مهمترین اهرمهای چانهزنی ایران تبدیل شده است. در مقابل، واشنگتن کوشیده تا تأثیر این اهرم را کاهش دهد. مقامات آمریکایی با اشاره به اینکه در یک تعطیلات آخر هفته، بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند، به نوعی این پیام را منتقل کردهاند که توان تهران برای اختلال در جریان انرژی جهانی کمتر از چیزی است که ایران انتظار دارد.
علاوه بر این، تحریمها و محاصره دریایی بهعنوان ابزارهای فشار اقتصادی علیه ایران بهکار گرفته شدهاند. آنچه واشنگتن در نظر دارد این است که ادامه این فشارها، اقتصاد ایران را تحت فشار شدیدی قرار داده و در نهایت قدرت چانهزنی تهران را تضعیف نماید. به همین دلیل، تهدید ترامپ به ازسرگیری حملات را باید جزئی از یک استراتژی کلی در نظر گرفت که در آن، فشار اقتصادی و تهدید نظامی همزمان با گفتوگو در نظر گرفته شدهاند تا ایران را به پذیرش شرایط جدید وادار کند.
با این وجود، تجربیات اخیر نشان میدهد که استفاده از ظرفیت هرمز نیازمند محاسبات دقیق در خصوص پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن است. ایران انتظار داشت که تشدید فشار در این گذرگاه، باعث افزایش قابل توجه قیمت نفت و سوخت در بازار جهانی شود؛ حتی برخی به احتمال عبور قیمت نفت از ۲۰۰ دلار و بنزین از ۱۲۰ دلار اشاره کرده بودند. اما این افزایش، آنطور که پیشبینی شده بود، محقق نشد و به موازات آن، برخی مواضع ایران در خصوص آمادگی برای مذاکرات، قیمت نفت را کاهش داد. این تجربه حاکی از آن است که در حالی که تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم مهم شناخته میشود، تأثیر آن به نوع استفاده از آن و واکنش بازار جهانی بستگی دارد.
مسئله فقط هستهای نیست
یکی از مهمترین نگرانیها نسبت به مذاکرات آتی، احتمال گسترش تدریجی مطالبات آمریکا است. اگر پرونده هستهای به محور عمده مذاکرات تبدیل شود، نگرانی وجود دارد که موضوعات دیگری همچون توان موشکی ایران و حضور منطقهای تهران نیز به دستورکار مذاکرات افزوده شود.
به واقع، آنچه ایران را در قبال پذیرش شروط واشنگتن محتاط میسازد، از محتوای یک توافق هستهای بالقوه فراتر میرود؛ به این معنا که نگرانی از آن است که توافق اولیه، آغازگر مجموعهای از مطالبات جدید خواهد بود. به طور کلی قابل توجه است که احتمالاً آمریکا پس از پرونده هستهای، به دنبال کاهش توان موشکی ایران و محدود کردن حضور منطقهای تهران خواهد بود.
از این رو، اختلاف میان دو طرف تنها بر سر چند بند فنی در یک توافق نیست؛ بلکه اختلاف اصلی در مورد گستردگی موضوعات قابل مذاکره است. ایران نمیخواهد مذاکرات به فرایندی تبدیل شود که در آن هر امتیاز داده شده، زمینهساز مطالبهی امتیاز بعدی گردد. در مقابل، واشنگتن میکوشد مذاکرات را از یک موضوع خاص فراتر برده و آن را به مجموعهای از مسائل امنیتی و راهبردی مرتبط با ایران توسعه دهد.
در این شرایط، دیپلماسی برای ایران تنها زمانی کارایی مؤثری خواهد داشت که مذاکره به ابزاری برای تحمیل یکجانبه شروط تبدیل نشود. اظهارات عباس عراقچی نیز در همین راستا حائز اهمیت است؛ ایران بر آمادگی خود برای مقابله با جنگ و در عین حال، تصمیم به دیپلماسی تأکید دارد. حفظ چنین دو مسیری به تهران اجازه میدهد که مسیر مذاکره را گشوده نگه دارد، بدون اینکه تهدید نظامی آمریکا را به معنای پذیرش شروط واشنگتن در نظر بگیرد.
جنگ فرسایشی بر سر زمان
از سوی دیگر، زمان به یکی از عناصر کلیدی در رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شده است. ایران بر این پیشبینی تکیه دارد که تغییرات سیاسی داخلی آمریکا، بهویژه انتخابات میاندورهای، میتواند بر تصمیمات واشنگتن تأثیرگذار باشد. در مقابل، آمریکا این تصور را دارد که ادامه فشارهای اقتصادی و نظامی در طول زمان توانایی ایران برای تداوم مقاومت را کاهش خواهد داد.
از این رو، هر دو طرف در تلاشند تا محاسبات طرف مقابل را از طریق گذشت زمان تغییر دهند. تهران میکوشد فشارهای موجود را مدیریت کند تا شرایط سیاسی و راهبردی به نفع خود تغییر کند و واشنگتن نیز امیدوار است که استمرار فشارها، ایران را وادار به پذیرش محدوده وسیعتری از مطالبات کند. بنابراین، زمان در کنار تنگه هرمز، تحریمها و گفتگو، به یک عنصر دیگر از میدان رقابت تبدیل شده است.
در چنین فضایی، موضع رسمی ایران بر حفظ همزمان دو مسیر مقاومت و دیپلماسی تأکید دارد. تهران از یک سو به تأکید بر آمادگی خود برای هر اقدام جدید میپردازد و از سوی دیگر، میگوید که کانالهای دیپلماتیک همچنان باز مانده است. این رویکرد به ایران اجازه میدهد که از تبدیل اختلاف به دو گزینه «جنگ یا تسلیم» جلوگیری کند.
در نهایت، شرایط کنونی را نمیتوان بهعنوان یک بنبست قاطع یا مقدمهای مسلم به سوی جنگ تلقی کرد. آنچه در حال شکلگیری است، وضعیتی میان مذاکرات، فشارها و تهدیدات نظامی است؛ وضعیتی که هنوز چارچوب روشن و دقیقی برای خروج از آن ایجاد نشده است. همچنین، میانجیها نتوانستهاند تعاملات موجود را به یک روند مشخص و پایدار برای گفتوگو تبدیل نمایند.
در این راستا، تنگه هرمز همچنان یکی از اصلیترین ابزارهای فشاری تهران باقی مانده است؛ نه تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، بلکه به خاطر ارتباط مستقیم آن با انرژی و اقتصاد جهانی. با این حال، تجربه اخیر نشان میدهد که قدرت این اهرم صرفاً به توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی محدود نیست، بلکه به جنس استفاده از آن، واکنشهای بازار انرژی و رفتار دیگر بازیگران نیز وابسته است. از این منظر، مسئله اصلی برای تهران، حفظ قدرت چانهزنی در شرایطی است که واشنگتن بهدنبال گسترش دامنه مذاکرات و همزمان حفظ فشارهای اقتصادی و نظامی است. بنابراین، عرصه اصلی رویارویی ایران و آمریکا دیگر تنها میدان جنگ یا میز مذاکرات نیست؛ بلکه زمینهای چندلایه است که در آن زمان، اقتصاد، تنگه هرمز، پرونده هستهای و دیپلماسی به یکدیگر پیوند خوردهاند.
نظرات کاربران