براساس گزارش خبرآنلاین، روزنامه جمهوری اسلامی اظهار داشته است که رسانه‌های داخلی و برخی از کارزارهای فیلترشده خارجی در تلاش‌اند تا با تبدیل یک مجرم به قهرمان، نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی را به عنوان ظلم‌گستر و بی‌عدالت معرفی کنند. این اقدام به نوعی شبیه است به «به آتش کشیدن قیصریه به خاطر یک دستمال». اما به نظر می‌رسد برای برخی اشخاص، آن دستمال به قدری ارزشمند است که حاضرند قیصریه را به شعله‌های آتش بسپارند و خاکستر آن را نیز به باد دهند.

جالب توجه است که اگر دیگران در مورد خط قاضی در نوشتن پرونده‌های خاص، آن را آبی یا مشکی توصیف کنند، این افراد به شدت به خشم می‌آیند، اما امروز خود به دورویی «سیاه‌نمایی» علیه سیستم عدلیه و نهادهای قانونی و قوای این کشور برخاسته‌اند و با لشکر تهمت‌زنی و تخریب، به میدان آمده‌اند. به نظر می‌رسد سنگ قانونی که پیش‌تر بر سینه می‌کوبیدند، اکنون به سمت قانون، قانون‌گذار و مجریان آن پرتاب شده است و خشم آنها چنان سوزان است که فاصله میان پروفایل‌های جعلی و پلاکاردهای اجاره‌ای را به راحتی طی می‌کنند.

برای اجرای قانون علیه دوست مجرم خود، زمین را به آسمان می‌دوزند و همزمان به نهادهای قانونی حمله می‌کنند که چرا افرادی را که هنوز جرمی بر ضدشان اثبات نشده، تنها بر اساس اتهام‌زنی این جماعت، به مجازات نمی‌کشند. گویی زندان تنها مختص دیگران است، حتی اگر جرمی اثبات نشده باشد و یا اتهام‌های مطرح شده نیز هیچگونه پایه و اساسی نداشته باشند. اما اگر دوست آنها، جرمش از طریق یک فرایند قضایی صحیح ثابت گردد، باز هم جایگاهش در صدر مجلس‌ها و حقش تقدیر و ستایش خواهد بود.

اگر این داستان هیچ فایده‌ای نداشته باشد - که قطعاً دارد- همین که نقاب از چهره مدعیان قانون‌گرایی و پیروی از حکم قانون برداشته شده است، خود نتایج ارزشمندی برای جامعه محسوب می‌شود. این‌که این گروه کم‌فروغ اما پر سر و صدا، ادعاهایشان به اندازه پروفایل‌هایشان جعلی است، روشن گردد. ادبیات برخی از آنها نیز به گونه‌ای است که انسان را وا می‌دارد روزی هزار بار برای لقمان رحمت طلب کند و حکمت او را ستایش کند.